داوریِ گربه

کبکی مهربان زیر درختی بلند زندگی می‌کرد. روزی برای پیدا کردن غذا از لانه خود بیرون رفت. آن‌قدر رفت و رفت تا به یک مزرعه ذرت رسید. ذرت‌ها رسیده بودند. او که ذرت را خیلی دوست داشت در آن‌جا ماند. در این مدت
پنجشنبه، 5 آذر 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
داوریِ گربه
 داوریِ گربه

 

نویسنده: شیو کومار
مترجم: سیما طاهری



 
کبکی مهربان زیر درختی بلند زندگی می‌کرد. روزی برای پیدا کردن غذا از لانه خود بیرون رفت. آن‌قدر رفت و رفت تا به یک مزرعه ذرت رسید. ذرت‌ها رسیده بودند. او که ذرت را خیلی دوست داشت در آن‌جا ماند. در این مدت توانست با پرندگان زیادی دوست شود، اما بعد از چند روز دلش برای لانه‌اش تنگ شد. از دوستانش خداحافظی کرد و به طرف لانه‌اش حرکت کرد، اما وقتی به آن‌جا رسید متوجه شد خرگوشی در لانه او خوابیده است.
کبک گفت: «آهای! تو این‌جا چه‌کار می‌کنی؟ این‌جا لانه‌ی من است.»
خرگوش با تعجب گفت: «نه، مال من است. وقتی آمدم کسی این‌جا نبود. تازه چند روز است که من این‌جا هستم.»
کبک گفت: «من خودم این لانه را درست کرده‌ام. می‌توانی از همسایه‌ها بپرسی. من فقط چند روز به دنبال غذا رفته بودم. خواهش می‌کنم از این‌جا برو.»
هرچه کبک گفت، خرگوش قبول نکرد و بین آن‌ها دعوا شد. حیوانات و پرندگان زیادی دور آن‌ها جمع شدند، اما هیچ‌کس نتوانست بگوید که حق با کیست.
خرگوش و کبک تصمیم گرفتند پیش قاضی بروند و از او کمک بخواهند، اما پیدا کردن یک قاضی خوب ساده‌ای نبود، بالأخره در ساحل گنگ چشم آن‌ها به یک گربه‌ی بزرگ افتاد. گربه به نظر خیلی خوب می‌آمد. او نشسته بود و زیر لب دعا می‌خواند. خرگوش و کبک با خود گفتند: «او یک گربه‌ی پارساست و حتماً می‌تواند به ما کمک کند.»
دعای گربه که تمام شد. خرگوش و کبک پیش او رفتند و گفتند: «ای گربه‌ی پارسا! ما با هم بر سر مسئله‌ای اختلاف داریم. لطفاً بین ما داوری کنید.»
گربه گفت: «خُب، اول برایم بگویید چه اتفاقی افتاده تا بتوانم درباره آن قضاوت کنم.»
آن‌ها تمام ماجرا را تعریف کردند. گربه گفت: «راستش من خیلی پیر شده‌ام. گوش‌هایم درست نمی‌شنوند. چیزهایی را که تعریف کردید درست متوجه نشدم. اگر می‌شود جلوتر بیایید و دوباره بگویید.»
خرگوش و کبک به گربه نزدیک شدند، اما قبل از آن‌که چیزی بگویند، گربه‌ی بدجنس به آن‌ها حمله کرد و هر دو را خورد و لانه‌ی زیر درخت بلند خالی ماند.
منبع مقاله :
کومار، شیو؛ (1393)، 27 قصه‌ی کوتاه و آموزنده از پنجه تنتره (کلیله و دمنه)، مترجم: سیما طاهری. تهران: ذکر، چاپ اول



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
بازخوانی شعری که حدادعادل برای رهبر شهید سروده بود
play_arrow
بازخوانی شعری که حدادعادل برای رهبر شهید سروده بود
روایت مستند از لحظات دلهره‌آور حمله موشکی به دادگستری لار
play_arrow
روایت مستند از لحظات دلهره‌آور حمله موشکی به دادگستری لار
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به سلفیت در کرانه باختری
play_arrow
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به سلفیت در کرانه باختری
ما می‌کشیمت!
play_arrow
ما می‌کشیمت!
شور و اشتیاق زائران رضوی در جوار مرقد امام شهید
play_arrow
شور و اشتیاق زائران رضوی در جوار مرقد امام شهید
شلیک موشک‌های کروز علیه شناورهای متخاصم دشمن آمریکایی
play_arrow
شلیک موشک‌های کروز علیه شناورهای متخاصم دشمن آمریکایی
ترامپ: ایران ضعیف‌تر شده؛ هنوز موشک دارد اما دیگر آن قدرت سابق را ندارد
play_arrow
ترامپ: ایران ضعیف‌تر شده؛ هنوز موشک دارد اما دیگر آن قدرت سابق را ندارد
خبر بزرگ جهانبخش؛ علیرضا به لیگ برتر ایران می‌آید؛ کدام تیم؟
play_arrow
خبر بزرگ جهانبخش؛ علیرضا به لیگ برتر ایران می‌آید؛ کدام تیم؟
صله رحم در عصر شلوغی؛ راهکارهای خلاقانه برای حفظ پیوندها
صله رحم در عصر شلوغی؛ راهکارهای خلاقانه برای حفظ پیوندها
ویژگی های ممتاز رهبر شهید انقلاب / دکتر اسماعیلی
play_arrow
ویژگی های ممتاز رهبر شهید انقلاب / دکتر اسماعیلی
«تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟؛ از «أَوْفُوا بِعَهْدِی» تا «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»»
«تا چه زمانی در مقابل دشمن متعهد باشیم؟؛ از «أَوْفُوا بِعَهْدِی» تا «قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ»»
شبکه های اجتماعی و الگوریتمشان چطور دستکاری میشوند؟
شبکه های اجتماعی و الگوریتمشان چطور دستکاری میشوند؟
چرا بانک ها در برابر حملات سایبری آسیب پذیرند؟
چرا بانک ها در برابر حملات سایبری آسیب پذیرند؟
کولرگازی باعث بیماری میشود؟ اشتباهات رایج و راهکارها
کولرگازی باعث بیماری میشود؟ اشتباهات رایج و راهکارها
اشتباهات خطرناک در شستن کاهو، کلم و سبزیجات
اشتباهات خطرناک در شستن کاهو، کلم و سبزیجات