شغال آبی

یک روز، شغالی بسیار گرسنه که دنبال غذا می‌گشت، به شهری رسید. لحظه‌ای ایستاد و به اطراف نگاه کرد. او می‌دانست وارد شدن به شهر برایش خیلی خطرناک است. اما چاره‌ی دیگری نداشت. شغال داشت فکر می‌کرد که ناگهان
شنبه، 7 آذر 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
شغال آبی
 شغال آبی

 

نویسنده: شیو کومار
مترجم: سیما طاهری



 
یک روز، شغالی بسیار گرسنه که دنبال غذا می‌گشت، به شهری رسید. لحظه‌ای ایستاد و به اطراف نگاه کرد. او می‌دانست وارد شدن به شهر برایش خیلی خطرناک است. اما چاره‌ی دیگری نداشت. شغال داشت فکر می‌کرد که ناگهان صدای پارس چند سگ را شنید. ترسید و شروع به دویدن کرد. سگ‌ها که متوجه او شده بودند به دنبالش دویدند. شغال همان‌طور که می‌دوید وارد خانه‌ی رنگرز شد. ظرفی پر از رنگِ آبی در حیاط خانه بود. شغال آن را ندید و همان‌طور که می‌دوید داخل ظرف رنگ افتاد. سگ‌ها او را پیدا نکردند و از آن‌جا دور شدند. شغال از ظرف رنگ بیرون آمد و از دیدن خودش با آن رنگ آبی تعجب کرد. او که هنوز می‌ترسید دوباره سگ‌های شهر به سراغش بیایند، با عجله به سوی جنگلی دوید، ولی حیوانات جنگل که تا آن روز حیوانی به رنگ آبی ندیده بودند، ترسیدند و فرار کردند. شغال این موضوع را فهمید و خیلی زود نقشه‌ای کشید. او فریاد زد: «چرا از من فرار می‌کنید؟ جلو بیایید و به حرف‌های من گوش دهید.»
حیوانات ایستادند و او را نگاه کردند. شغال گفت: «به همه دوستانتان بگویید به این‌جا بیایند. من می‌خواهم چیز بسیار مهمی را به آن‌ها بگویم.»
حیوانات یکی‌یکی به آن‌جا آمدند و دور شغال آبی جمع شدند. شغال گفت: «شما نباید از من بترسید. من از طرف خداوند این‌جا آمده‌ام تا شاه شما باشم و از شما مواظبت کنم.»
حیوانات حرف‌های او را باور کردند و گفتند: «ما از خداوند به خاطر این‌که شما را برای پادشاهی ما فرستاده است، سپاسگزاریم. حالا بفرمایید ما برای شما چه کاری می‌توانیم انجام بدهیم.»
شغال گفت: «باید از من اطاعت کنید و هر روز غذایم را آماده نمایید.»
حیوانات یک ‌صدا گفتند: «چشم قربان! دیگر چه امری دارید؟»
شغال جواب داد: «شما باید به من وفادار باشید. آن وقت من هم در برابر دشمنانتان از شما محافظت می‌کنم.»
از آن روز به بعد، حیوانات، بهترین غذاها را برای شغال می‌آوردند و هرچه او می‌گفت اطاعت می‌کردند. شغال مانند یک پادشاه زندگی می‌کرد تا این‌که یک روز از دوردست‌ها صدای چند شغال بلند شد. شغال آبی که مدت‌ها بود صدای هم‌جنسان خود را نشنیده بود، با شادی از جایش بلند شد و زوزه کشید.
حیوانات وقتی شغال را در حال زوزه کشیدن دیدند، همه چیز را فهمیدند. آن‌ها از این‌که شغال مدت‌ها آن‌ها را گول زده بود، عصبانی شدند و تصمیم گرفتند او را بگیرند و به سزای کارش برسانند، اما دیگر دیر شده بود و شغال از آن‌جا رفته بود.
منبع مقاله :
کومار، شیو؛ (1393)، 27 قصه‌ی کوتاه و آموزنده از پنجه تنتره (کلیله و دمنه)، مترجم: سیما طاهری. تهران: ذکر، چاپ اول



 

 

نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
آیا جهاد فقط جنگ نظامی است؟ ده گونه جهاد در قرآن را بشناسید
آیا جهاد فقط جنگ نظامی است؟ ده گونه جهاد در قرآن را بشناسید
راننده‌ای که کامیونش را وقف برپایی موکب رهبر شهید کرد!
play_arrow
راننده‌ای که کامیونش را وقف برپایی موکب رهبر شهید کرد!
نماهنگ/ "همسایه امام رضا" با نوای محمدرضا و حسین طاهری
play_arrow
نماهنگ/ "همسایه امام رضا" با نوای محمدرضا و حسین طاهری
دسترسی به ابلاغیه‌ها و خدمت قضایی تنها با یک گوشی تلفن همراه!
play_arrow
دسترسی به ابلاغیه‌ها و خدمت قضایی تنها با یک گوشی تلفن همراه!
پاسخ رعدآسای ایران و انفجار در کویت
play_arrow
پاسخ رعدآسای ایران و انفجار در کویت
خلاصه والیبال ایران ۱ - اوکراین ۳
play_arrow
خلاصه والیبال ایران ۱ - اوکراین ۳
روایت حدادعادل از علاقه زیاد رهبر شهید انقلاب به خواندن کتاب
play_arrow
روایت حدادعادل از علاقه زیاد رهبر شهید انقلاب به خواندن کتاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام تاسیسات آمریکا در مینا عبدالله کویت
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام تاسیسات آمریکا در مینا عبدالله کویت
مچ‌گیری سنگین عنصر ضدانقلاب از منشه امیر
play_arrow
مچ‌گیری سنگین عنصر ضدانقلاب از منشه امیر
تصاویر دوربین مدار بسته از جنایتکاری که به دار مجازات آویخته شد
play_arrow
تصاویر دوربین مدار بسته از جنایتکاری که به دار مجازات آویخته شد
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
play_arrow
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
بی‌قراریِ داریوش فرضیایی در مراسم خاکسپاری مادرش
play_arrow
بی‌قراریِ داریوش فرضیایی در مراسم خاکسپاری مادرش
شلیک موشک‌های سپاه به سمت مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
شلیک موشک‌های سپاه به سمت مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
play_arrow
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار