مال مردم

آخر به‌ تو هم‌ مي‌گن‌ دختر؟ دلمان‌ خوش‌ است‌ دختر بزرگ‌ كرده‌ايم‌. اي‌ خاك‌ بر سرمان‌ با اين‌ دختري‌ كه‌ بزرگ‌كرده‌ايم‌. دخترهاي‌ مردم‌ شاگرد اول‌ مي‌شوند. عكسشان‌ را توي‌ روزنامه‌ چاپ‌ مي‌كنند. ننه‌هايشان‌ راه‌مي‌افتند توي‌ كوچه‌ و به‌ عالم‌ و آدم‌ فخر مي‌فروشند... آن‌وقت‌ ببين‌ دختر ما چه‌ كارنامه‌اي‌ برامون‌ آورده‌. هي‌آن‌ قيچي‌ را بگير دستت‌، بيفت‌ به‌ جان‌ اين‌ پارچه‌هاي‌ زبان‌بسته‌ بي‌صاحب‌ و تكه‌پاره‌شان‌ كن‌. هي‌ پول‌ بي‌زبان‌را ببر، بده‌ اسباب‌ گل‌سازي‌ بخر. دختر مردم‌، تابستان‌ هم‌ مي‌نشيند تند و تند
چهارشنبه، 11 دی 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مال مردم
مال مردم
مال مردم

نويسنده: نویده هادیان
آخر به‌ تو هم‌ مي‌گن‌ دختر؟ دلمان‌ خوش‌ است‌ دختر بزرگ‌ كرده‌ايم‌. اي‌ خاك‌ بر سرمان‌ با اين‌ دختري‌ كه‌ بزرگ‌كرده‌ايم‌. دخترهاي‌ مردم‌ شاگرد اول‌ مي‌شوند. عكسشان‌ را توي‌ روزنامه‌ چاپ‌ مي‌كنند. ننه‌هايشان‌ راه‌مي‌افتند توي‌ كوچه‌ و به‌ عالم‌ و آدم‌ فخر مي‌فروشند... آن‌وقت‌ ببين‌ دختر ما چه‌ كارنامه‌اي‌ برامون‌ آورده‌. هي‌آن‌ قيچي‌ را بگير دستت‌، بيفت‌ به‌ جان‌ اين‌ پارچه‌هاي‌ زبان‌بسته‌ بي‌صاحب‌ و تكه‌پاره‌شان‌ كن‌. هي‌ پول‌ بي‌زبان‌را ببر، بده‌ اسباب‌ گل‌سازي‌ بخر. دختر مردم‌، تابستان‌ هم‌ مي‌نشيند تند و تند درس‌ مي‌خواند. دختر ما موقع‌درس‌ و مدرسه‌، مي‌رود مسجد خياط‌ي‌ ياد مي‌گيرد، گل‌سازي‌ و عروسك‌سازي‌ و نمي‌دانم‌ چي‌ چي‌ يادمي‌گيرد. خوب‌ معلوم‌ است‌! بايد هم‌ آنها شاگرد اول‌ بشوند و توي‌ فلك‌زده‌ دو تا تجديد بياري‌. بايد هم‌ فاط‌مه‌خانم‌ راه‌ برود و به‌ عالم‌ و آدم‌ فخر بفروشد و من‌ جلوي‌ در و همسايه‌ از خجالت‌ آب‌ بشوم‌ و بروم‌ توي‌ زمين‌.
اي‌ خدا مردم‌ از خجالت‌. مردم‌ از شرمندگي‌. وقتي‌ اين‌ فاط‌مه‌ خانم‌ مجله‌ را گرفته‌ بود دستش‌ و پز مي‌داد، من‌چي‌ كار مي‌كردم‌؟ لابد من‌ هم‌ بايد كارنامه‌ تو را مي‌گرفتم‌ دستم‌ و به‌ همه‌ نشان‌ مي‌دادم‌ تا همه‌ شاهكارت‌ راببينند. ها؟! لابد بايد من‌ هم‌ افتخار مي‌كردم‌ كه‌ دختر من‌ هم‌ خوب‌ بلد است‌ پارچه‌ها را قيمه‌ قيمه‌ كند و اداي‌خياط‌ها را دربياورد! خوب‌ بلد است‌ از يك‌ صبح‌ تا ظ‌هر روي‌ يك‌ تكه‌ كاغذ خم‌ بشود و برايم‌ نقاشي‌ بكشد. اي‌خدا الهي‌ ازت‌ نگذرد كه‌ آبرويم‌ را اينط‌ور جلوي‌ در و همسايه‌ها ريخته‌اي‌ كه‌ اينط‌ور زار و حقيرم‌ مي‌كني‌ و تنم‌را مي‌لرزاني‌. خدا الهي‌... حالا بسه‌ ديگه‌. نمي‌خواد حالا آنقدر زار بزني‌. به‌ جاي‌ زار زدن‌ بنشين‌ دو خط‌ درس‌بخوان‌. از اين‌ به‌ بعد مي‌دانم‌ چكار كنم‌. يك‌ دفعه‌ ديگر از اين‌ رنگ‌ و منگ‌ و آبرنگ‌ و اين‌ چيزها دستت‌ ببينم‌،خودم‌ حسابت‌ رو مي‌رسم‌. يكدفعه‌ ديگر پارچه‌ قيمه‌ قيمه‌ كني‌، خودم‌ قيمه‌قيمه‌ات‌ مي‌كنم‌. من‌ ديگر تحمل‌ندارم‌. مگر من‌ چي‌ام‌ از اين‌ فاط‌مه‌ خانم‌ كمتر است‌ كه‌ بايد جلويش‌ سكه‌ يك‌ پول‌ بشوم‌. ديگر صبرم‌ را تمام‌كرده‌اي‌. حالا ديگه‌ بسه‌. نمي‌خواد آنقدر زار بزني‌. بسه‌ ديگه‌ همسايه‌ها صدات‌ رو مي‌شنوند.
همينقدرآبروريزي‌ كه‌ تا حالا كرده‌اي‌، بسه‌ ديگه‌. نمي‌خواد همسايه‌ها صداي‌ گريه‌ زاري‌ و داد و هوارت‌ رو هم‌ بشنوند.بلند شو برو چهار تا سيب‌زميني‌ از توي‌ انبار بيار شاممون‌ رو درست‌ كنيم‌. د بلند شو... نه‌ نمي‌خواهد! توبنشين‌. تو بنشين‌ درست‌ رو بخوان‌. لازم‌ نيست‌ دست‌ به‌ سياه‌ و سفيد بزني‌. تو درست‌ را بخوان‌ كه‌ اينط‌وري‌منو جلوي‌ در و همسايه‌ها آب‌ نكني‌. خودم‌ مي‌روم‌.
زينت‌ خانم‌ لنگ‌ لنگان‌ ط‌ول‌ حياط‌ را پيمود و به‌ ط‌رف‌ انبار رفت‌. هنوز زير لب‌ غرغر مي‌كرد: ((حالا ببين‌ چه‌گريه‌اي‌ مي‌كند. آبروي‌ آدم‌ را جلوي‌ در و همسايه‌ها مي‌برد، يك‌ چيزي‌ هم‌ ط‌لبكار است‌. خدا بگويم‌ چكارتان‌كند، شما بچه‌ها را كه‌ اينط‌ور...)) به‌ انبار كه‌ رسيد، سر و صداي‌ خفه‌اي‌ توجهش‌ را جلب‌ كرد. كاسه‌ سيب‌زميني‌را زمين‌ گذاشت‌. خودش‌ را با عجله‌ به‌ ته‌ انبار رسانيد، چهارقدش‌ را كنار زد و گوشهايش‌ را به‌ ديوار چسباند.
صداي‌ فاط‌مه‌ خانم‌ را به‌ خوبي‌ شناخت‌: ((...مردم‌ دختر دارند، ما هم‌ دختر داريم‌. دخترهاي‌ مردم‌ از هرانگشتشان‌ هزار هنر مي‌ريزد. پيراهنهايي‌ مي‌دوزند كه‌ آدم‌ حظ‌ مي‌كند نگاهشان‌ كند. آدم‌ حظ‌ مي‌كند ازدست‌پختشان‌. يك‌ تابلوهايي‌ درست‌ مي‌كنند كه‌ بيا و ببين‌. دختر ما يك‌ نيمروي‌ ناقابل‌ نمي‌تواند درست‌ كند. يك‌ نيمروي‌ ناقابل‌. آخر اين‌ هم‌ شد دختر؟ فقط‌ بلد است‌ كتاب‌ بخواند. هي‌ درس‌، هي‌ كتاب‌. هي‌ درس‌، هي‌ كتاب‌. نمي‌دانم‌ آخرش‌ كجا را مي‌خواهي‌ بگيري‌؟
منبع: سوره مهر / عروس هنر / ش 16


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
تجلیل از ۵۸ نخبه علمی کشور در شصت‌وچهارمین جایزه البرز
تجلیل از ۵۸ نخبه علمی کشور در شصت‌وچهارمین جایزه البرز
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
play_arrow
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
play_arrow
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
play_arrow
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
play_arrow
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
play_arrow
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
play_arrow
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
play_arrow
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
play_arrow
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
play_arrow
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
play_arrow
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
play_arrow
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
play_arrow
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!