پیتر و گرگ

«پیتر» برای تعطیلات به خانه‌ی پدربزرگش رفته بود. خانه‌ی پدر بزرگ کلبه‌ی روستایی زیبایی بود که در کنار جنگل قرار داشت. پیتر کلی اسباب‌بازی داشت. در مزرعه و حیاط هم حیوانات دوست داشتنی زیادی بودند که با او بازی
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
پیتر و گرگ
پیتر و گرگ

 

نویسنده: محمد رضا شمس

 
 
«پیتر» برای تعطیلات به خانه‌ی پدربزرگش رفته بود. خانه‌ی پدر بزرگ کلبه‌ی روستایی زیبایی بود که در کنار جنگل قرار داشت. پیتر کلی اسباب‌بازی داشت. در مزرعه و حیاط هم حیوانات دوست داشتنی زیادی بودند که با او بازی می‌کردند. او می‌توانست هر جایی که دوست داشت، برود. فقط پدر بزرگش به او گفته بود یک کار را نکند و آن بیرون رفتن از دری بود که به جنگل باز می‌شد. چون در آنجا یک گرگ زندگی می‌کرد.
نیاز به گفتن نیست که پیتر چقدر دلش می‌خواست به جنگل برود. پس یک روز که پدر بزرگ فراموش کرده بود در را قفل کند، پیتریواشکی بیرون رفت و وارد جنگل شد. اردک هم دنبالش راه افتاد و تند تند کواک کواک کرد و گفت: «بیا برویم توی رودخانه با هم شنا کنیم.» سینه سرخی که بالای درخت بود، بال و پر اردک را نگاه کرد، گفت: «تو دیگر چه جور پرنده‌ای هستی که نمی‌توانی پرواز کنی؟»
اردک با دلخوری جواب داد: «تو چه جور پرنده‌ای هستی که نمی‌توانی شنا کنی؟»
با ورود گربه که دنبال غذا بود بگو مگو قطع شد. گربه به دنبال سینه سرخ دوید. سینه سرخ به نوک درختان پرواز کرد. اردک با قدم‌های کوتاه گربه را دنبال کرد و نوکش زد. گربه به بالای درخت خزید.
پدر بزرگ سر و صداها را شنید، بیرون دوید و پیتر را به خانه برگرداند و با سرزنش گفت: «اگر گیر گرگ می‌افتادی، چه کاری می‌کردی؟»
پیتر با غرور گفت: «من از گرگ نمی‌ترسم.» از میان در حیاط به گرگ که زیر درخت غان ایستاده بود، نگاه کرد. گرگ، اردک بیچاره را بلعیده بود و حالا منتظر بود که گربه پایین بیاید و او را هم یک لقمه کند.
وقتی پدر بزرگ رفت، پیتر تصمیم شجاعانه‌ای گرفت. او می‌خواست هر طوری شده دوستانش را نجات بدهد. فوری طنابی برداشت، آن را حلقه کرد و روی شاخه‌ی درخت انداخت. طناب به شاخه گیر کرد. پیتر آن را کشید و محکم کرد. بعد روی طناب خزید و خودش را به سینه سرخ رساند و به او گفت: «سعی کن حواس گرگ را پرت کنی.»
سینه سرخ دور سر گرگ چرخید و چرخید. گرگ سرش گیج رفت. پیتر از این فرصت استفاده کرد و کمندش را انداخت. کمند دور دُم گرگ افتاد. پیتر کمند را کشید. گرگ سر و ته بالا آمد. پیتر او را از یکی از شاخه‌های درخت غان آویزان کرد. مرغابی از شکم گرگ سرخورد توی گلویش و از آنجا آمد توی دهانش. گرگ دهانش را باز کرد. مرغابی افتاد پایین. کواک کواک.
در همین موقع سر و کله‌ی سه شکارچی پیدا شد. آنها تا گرگ را دیدند، تفنگ‌ها را به طرفش نشانه گرفتند. پیتر که نگران دوستان خود بود، با آخرین توان سر شکارچیان فریاد زد: «شلیک نکنید، من و سینه سرخ گرگ را دستگیر کرده‌ایم، باید او را بیندیم و تحویل باغ وحش بدهیم.»
پیتر و شکارچی‌ها گرگ را پایین آوردند و به یک چوب دراز بستند تا این طوری او را به باغ وحش ببرند. وقتی پدر بزرگ از راه رسید و موضوع را فهمید، از اینکه چنین نوه‌‌ی شجاعی دارد، احساس غرور کرد. آن وقت او هم با این گروه کوچک به طرف باغ وحش راه افتاد.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا، (1394)، افسانه‌های آن‌ور آب، تهران: نشر افق، چاپ اول.

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
بهترین غذاهای فست‌فودی که با پنیر پیتزا خوشمزه‌تر می‌شوند
بهترین غذاهای فست‌فودی که با پنیر پیتزا خوشمزه‌تر می‌شوند
نگاهی به الگوپذیری از پیامبر (ص) در قرآن و تفاسیر
نگاهی به الگوپذیری از پیامبر (ص) در قرآن و تفاسیر
جنایت‌هایی که فراموش نمی‌شوند
play_arrow
جنایت‌هایی که فراموش نمی‌شوند
چرا رهبر شهید به پناهگاه نرفتند؟
play_arrow
چرا رهبر شهید به پناهگاه نرفتند؟
جهانگیر: آقای خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
play_arrow
جهانگیر: آقای خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
پرونده یونیک فایننس به کجا رسید؟
play_arrow
پرونده یونیک فایننس به کجا رسید؟
ترامپ برای فرار از پاسخ‌گویی به خبرنگاران، جنگ را بهانه کرد
play_arrow
ترامپ برای فرار از پاسخ‌گویی به خبرنگاران، جنگ را بهانه کرد
رابرت دنیرو: کشور من دیگر دوست داشتنی نیست
play_arrow
رابرت دنیرو: کشور من دیگر دوست داشتنی نیست
مک‌گریگور: ترامپ با شکست در کنگره روبرو است؛ عملیات پرچم دروغین دیگر کار نمی‌کند
play_arrow
مک‌گریگور: ترامپ با شکست در کنگره روبرو است؛ عملیات پرچم دروغین دیگر کار نمی‌کند
وزیر خزانه داری آمریکا: به زودی شاهد توافق با ایران خواهیم بود
play_arrow
وزیر خزانه داری آمریکا: به زودی شاهد توافق با ایران خواهیم بود
برای حفظ زندگی مشترک چه دعاهایی بخوانیم؟
برای حفظ زندگی مشترک چه دعاهایی بخوانیم؟
برای آسان شدن ازدواج فرزند چه دعاهایی سفارش شده است؟
برای آسان شدن ازدواج فرزند چه دعاهایی سفارش شده است؟
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
play_arrow
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
play_arrow
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم
play_arrow
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم