بي‌بي لي جان

خواهر و برادري بودند که هيچ کس را نداشتند. اسم خواهر «بي‌بي لي جان» بود. يک روز به برادرش گفت: «بهتره به شهر ديگه‌اي بريم. اينجا چيزي گيرمون نمي‌آد.»
پنجشنبه، 28 ارديبهشت 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
بي‌بي لي جان
بي‌بي لي جان

نويسنده: محمدرضا شمس

 
خواهر و برادري بودند که هيچ کس را نداشتند. اسم خواهر «بي‌بي لي جان» بود. يک روز به برادرش گفت: «بهتره به شهر ديگه‌اي بريم. اينجا چيزي گيرمون نمي‌آد.»
راه افتادند و رفتند. به چاله‌ي آبي رسيدند که از جاي پاي اسب درست شده بود. برادر گفت: «خواهرجان، تشنه‌ام، از اين آب بخورم؟»
خواهر گفت: «نه، دورت بگردم. از اين آب نخور که اسب مي‌شي.»
دوباره راه افتادند. کمي که رفتند، تشنگي برادر دو چندان شد. اين بار به چاله‌ي آبي رسيدند که از جاي پاي شتر درست شده بود. برادر گفت: «از اين آب بخورم؟»
خواهر گفت: «نه برادر، نخور که شتر مي‌شي.»
دوباره رفتند تا به چاله‌اي رسيدند که از جاي پاي آهو درست شده بود، برادر که از تشنگي بي‌طاقت شده بود، از آب چاله خورد و آهو شد.
خواهر بيچاره آهو را برد و سر کوهي نشست. از قضا، پادشاه براي شکار آمده بود. سر کوه که رسيد، چشمش به دختر و آهو افتاد. به طرفش رفت و پرسيد: «تو کي هستي و اينجا چي کار مي‌کني؟»
دختر ماجرا را از سير تا پياز تعريف کرد. پادشاه که از دختر خوشش آمده بود، به قشون‌اش خبر داد که: «من شکارم را کردم. هر کس شکارش را کرده، با من به شهر برگردد.»
آن وقت دختر و آهو را برداشت و به قصر برد و با دختر ازدواج کرد. دختر، کنيز سياهي داشت. کنيز که به دختر حسادت مي‌کرد يک روز به بهانه‌اي او را کنار دريا برد و توي آب انداخت. نهنگي دختر را قورت داد. دختر که باردار بود، توي شکم نهنگ پسري به دنيا آورد و اسمش را «اسماعيل» گذاشت. کنيز به خانه برگشت. لباس دختر را پوشيد و زر و زيور او را به دست و گردنش انداخت و پيش پادشاه رفت. پادشاه از ديدن او تعجب کرد و پرسيد: «اين چه وضعي است؟ چرا سياه شده‌اي؟»
کنيز گفت: «آفتاب سياهم کرده. اگر گوشت آهو بخورم، دوباره سفيد مي‌شم.»
پادشاه گفت: «اين چه حرفي است که مي‌زني؟ مگر آدم گوشت برادرش را مي‌خورد؟»
کنيز گفت: «اگر نخورم، از اين هم بدتر مي‌شم.»
پادشاه ناچار شد دستور بدهد آهو را بکشند. آهو گفت: «حالا که تصميم گرفتيد من رو بکشيد، اجازه بديد گشتي بزنم.»
پادشاه گفت: «برو، ولي زود برگرد.»
آهو رفت. پادشاه که کنجکاو شده بود دنبال آهو راه افتاد.
رفتند تا به لب دريا رسيدند. آهو داد زد:
«بي‌بي لي جان، هاي بي‌بي لي جان!
قربان تو، بي‌بي لي جان!
ديگ‌ها رو ببين رو ديگدان
چاقوها رو ببين رو پيشخان
کنيز سياه بي‌وفا
دستور داده به پادشاه
سرم رو زير آب کنه
گوشت منو کباب کنه.»
بعد صدايي از توي آب جواب داد:
«برادرجان، برادرجان!
کنيز سياه بي‌حيا
هُلم داد توي دريا
نهنگي من رو بلعيد
تو شکم بزرگش
خواهرت يه پسر زاييد؛
شاهزاده اسماعيلم
تو اين اتاق پر غم
با کلي قار و قورش
تو بغلم خوابيده
موي بلند و بورش
دور گردنم تابيده.»
پادشاه تا اين حرف‌ها را شنيد، دستور داد نهنگ را شکار کردند و بي‌بي لي جان و اسماعيل را از شکمش بيرون آوردند. پادشاه پرسيد: «تو اينجا چي کار مي‌کني؟»
بي‌بي لي جان تامم ماجرا را برايش تعريف کرد. پادشاه که خيلي خوشحال شده بود، بي‌بي لي جان و اسماعيل و آهو را برداشت و به قصر برد. آن‌ها سال‌هاي سال به خوبي وخوشي در کنار هم زندگي کردند. کنيز سياه را هم به سزاي کارش رساندند.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌هاي اين‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تنگه هرمز؛ میراث راهبردی مجاهد شهید آیت‌الله خامنه‌ای (اعلی الله مقامه الشریف)
تنگه هرمز؛ میراث راهبردی مجاهد شهید آیت‌الله خامنه‌ای (اعلی الله مقامه الشریف)
دوره آموزشی مدیریت کسب‌وکار در جنگ و بحران
دوره آموزشی مدیریت کسب‌وکار در جنگ و بحران
ضربه کاری یمن به مزدوران سعودی در جنوب استان مأرب
play_arrow
ضربه کاری یمن به مزدوران سعودی در جنوب استان مأرب
انیمیشن/ پاسخ سخت یمن به تجاوزات سعودی
play_arrow
انیمیشن/ پاسخ سخت یمن به تجاوزات سعودی
حملات پهپادی به مواضع تروریست‌های تجزیه‌طلب در کردستان عراق
play_arrow
حملات پهپادی به مواضع تروریست‌های تجزیه‌طلب در کردستان عراق
لحظه برخورد نفتکش متخلف با مین دریایی در اطراف تنگه هرمز
play_arrow
لحظه برخورد نفتکش متخلف با مین دریایی در اطراف تنگه هرمز
تعویض گلبرگ‌های اطراف مزار رهبر شهید در رواق دارالذکر
play_arrow
تعویض گلبرگ‌های اطراف مزار رهبر شهید در رواق دارالذکر
لحظاتی از حضور رهبر انقلاب در منزل علامه مصباح یزدی
play_arrow
لحظاتی از حضور رهبر انقلاب در منزل علامه مصباح یزدی
پزشکیان: اگر شهید شویم از ما بهترها راه را ادامه می‌دهند
play_arrow
پزشکیان: اگر شهید شویم از ما بهترها راه را ادامه می‌دهند
انیمیشن لگویی جدید با مداحی انگلیسی حاج محمود کریمی
play_arrow
انیمیشن لگویی جدید با مداحی انگلیسی حاج محمود کریمی
اولین تصاویر از اعترافات عضو گروهک جیش‌الظلم که اعدام شد
play_arrow
اولین تصاویر از اعترافات عضو گروهک جیش‌الظلم که اعدام شد
توصیه بقایی به وزیر خارجه آمریکا
play_arrow
توصیه بقایی به وزیر خارجه آمریکا
راز ناپدیدشدن مردی در ری فاش شد؛ پدرزن به قتل دامادش اعتراف کرد
play_arrow
راز ناپدیدشدن مردی در ری فاش شد؛ پدرزن به قتل دامادش اعتراف کرد
بازگشت ژیان افسانه‌ای در قامت خودروی برقی مدرن! + فیلم
play_arrow
بازگشت ژیان افسانه‌ای در قامت خودروی برقی مدرن! + فیلم
واکنش غافلگیرکننده پیک موتوری به سارقین مسلح؛ قمه از کوله‌پشتی بیرون آمد + فیلم
play_arrow
واکنش غافلگیرکننده پیک موتوری به سارقین مسلح؛ قمه از کوله‌پشتی بیرون آمد + فیلم