آهوی لنگ

خارکنی بود که به کوه می‌رفت، پشته‌ی خاری می‌کند و به آبادی می‌برد و می‌فروخت. یک روز آمد پشته‌اش را بردارد، دیوی از لابه‌لای خارها بیرون آمد. خارکن ترسید. دیو به زبان آمد و گفت: «ای پیرمرد، من گرسنه‌ام و باید تو رو بخورم.»
سه‌شنبه، 16 خرداد 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
آهوی لنگ
آهوی لنگ

نویسنده: محمدرضا شمس

 
خارکنی بود که به کوه می‌رفت، پشته‌ی خاری می‌کند و به آبادی می‌برد و می‌فروخت.
یک روز آمد پشته‌اش را بردارد، دیوی از لابه‌لای خارها بیرون آمد. خارکن ترسید. دیو به زبان آمد و گفت: «ای پیرمرد، من گرسنه‌ام و باید تو رو بخورم.»
خارکن التماس کرد و گفت: «من رو نخور. امشب بیا خونه‌ی من. دختر و پسرم رو بخور.»
دیو قبول کرد. خارکن فوری رفت و به بچه‌ها گفت: «امشب قراره دیو بیاد اینجا و شما رو بخوره. باید هرچی زودتر فرار کنید.»
بعد کمی غذا و یک مشک آب به آن‌ها داد و گفت: «اگر دیو به شما رسید، آب مشک رو بریزید سر راهش.»
خواهر و برادر باعجله رفتند و راهی بیابان شدند. شب شد، دیو به در خانه‌ی خارکن آمد. خارکن گفت: «چون دیر اومدی، من پسر و دخترم رو فرستادم صحرا دنبالت. برو دنبال‌شون.»
دیو فوری به طرف صحرا رفت. از دور، دختر و پسر را دید و به طرف‌شان تنوره کشید. دختر وقتی دید دیو نزدیک می‌شود، آب مشک را روی زمین ریخت. صحرا یک دریای توفانی شد.
دیو هرچه کرد، نتوانست از دریا رد شود.
دختر و پسر با خیال راحت رفتند تا به چشمه‌ای رسیدند. پسر خیلی تشنه بود، خواست از آب چشمه بخورد. خواهر گفت: «برادرجان! این چشمه‌ی آهوی لنگه. هر کس از اون آب بخوره، آهو می‌شه.»
برادر گوش نکرد، خورد و آهوی لنگ شد. خواهر گریه‌اش گرفت. نمی‌دانست چه کند. بالاخره از درختی که کنار چشمه بود، بالا رفت و همان‌جا لای شاخه‌ها و برگ‌ها خوابید.
دو روز گذشت. در این دو روز برادرش که آهو شده بود همان دوروبرها می‌چرید.
روز سوم، شاهزاده‌ای برای گردش کنار چشمه رفت. عکس دختر توی آب افتاده بود. بالا را نگاه کرد، دید دختری مثل پنجه‌ی آفتاب بالای دختر خوابیده است.
دختر را به قصر برد و او را به عقد خود درآورد. بعد از مدتی دختر فهمید شاهزاده زن دیگری هم دارد و غمگین و افسرده شد.
از قضا روزی شاهزاده پاش را در آب چشمه‌ی آهوی لنگ زد و فلج شد. طبیب دربار گفت: «برای اینکه شاهزاده خوب بشه، باید بهش خون آهوی لنگ بدید.»
شاه دستور داد چند سوار سر چشمه رفتند و آهوی لنگ را شکار کردند و به قصر آوردند. هرچه دختر التماس کرد که این آهو را نکشید، برادر من است، به خرج پادشاه نرفت و دستور داد آهو را بکشند و خونش را به شاهزاده بدهند. شاهزاده، خون آهو را خورد و خوب شد.
دختر که نمی‌توانست به راحتی غم مرگ برادرش را فراموش کند، دنبال فرصتی می‌گشت تا انتقام بگیرد.
روزی، چند کارگر و بنا را صدا کرد و دستور داد چاهی کندند و کف آن را شمشیر و خنجر آب داده نشاندند. بعد قالیچه‌ای روی چاه انداخت و شاه و شاهزاده را برای عصرانه دعوت کرد.
شاه و شاهزاده تا روی قالی نشستند، توی چاه افتادند و خنجر و شمشیر توی بدن‌شان فرو رفت.
دختر که انتقام برادرش را گرفته بود، بی‌آنکه کسی بفهمد، از قصر فرار کرد و به خانه‌اش برگشت.
منبع‌مقاله:
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
play_arrow
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
play_arrow
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
play_arrow
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
play_arrow
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
play_arrow
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
play_arrow
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
play_arrow
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
play_arrow
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
play_arrow
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
play_arrow
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
play_arrow
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
play_arrow
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
play_arrow
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
ترامپ: ممکن است از اردوغان بخواهم در حمله به یمن مشارکت کند + فیلم
play_arrow
ترامپ: ممکن است از اردوغان بخواهم در حمله به یمن مشارکت کند + فیلم