چنین نبود

درویشی هر سال به سفر می‌رفت. روزی به آسیابی رسید که کنار آن جوی آب و درخت بید مجنونی بود. درویش، پوستین خود را روی زمین پهن کرد تا کمی استراحت کند که چشمش به غلام و الاغی افتاد که دوش به
يکشنبه، 11 تير 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
چنین نبود
 چنین نبود

نویسنده: محمدرضا شمس

 
درویشی هر سال به سفر می‌رفت. روزی به آسیابی رسید که کنار آن جوی آب و درخت بید مجنونی بود. درویش، پوستین خود را روی زمین پهن کرد تا کمی استراحت کند که چشمش به غلام و الاغی افتاد که دوش به دوش هم زمین را شخم می‌زدند. دلش به حال غلام سوخت. چپق‌اش را روشن کرد و دست غلام داد.
غلام، چپق را گرفت و دود کرد. درویش پرسید: «این چه روزگاریه که تو داری؟»
گفت: «ای گل مولا، چنین نبود و چنان شد، چنین هم نخواهد ماند!»
درویش سر تکان داد. چپق را گرفت و با اوقات تلخ، پوستین خود را جمع کرد، یابویش را سوار شد و رفت.
یک سال گذشت و دوباره گذر درویش به آسیاب افتاد. دید مردی در حال شخم زدن است، پیش او رفت و پرسید: «او غلام بخت برگشته کجاست؟»
مرد گفت: «کدخدا شده و بخت بهش رو آورده!»
درویش به ده رفت. غلام را دید و پرسید: «چطوری کدخدا شدی؟»
گفت: «ای گل مولا، چنین نبود و چنان شد، چنین هم نخواهد ماند!»
بعد دستور داد گندم زیادی به او بدهند. درویش، خرسند و سپاسگزار از آنجا رفت. باز سال بعد راهی سر آسیاب شد و از آنجا به ده رفت، اما غلام را ندید، پرسید: «کدخدا کجاست؟»
گفتند: «وزیر شد.»
گفت: «چه جوری؟»
گفتند: «روزی شاه به این ده اومد و کدخدا تو شکار همراهی‌اش کرد. شاه، از هوش و دانایی او خوشش اومد وزیرش کرد!»
درویش با خودش گفت: «از این به بعد نونم تو روغنه!» و یابویش را به طرف قصر وزیر راهی کرد. آنجا که رسید، هیچ کس به او روی خوش نشان نداد و به گوش وزیر نرساند که درویشی می‌خواهد تو را ببیند. درویش، یک هفته یا مولا گفت، ولی کسی به حرفش گوش نکرد. بالاخره پیرمردی که در خدمت وزیر بود، دلش برای او سوخت و گفت: «ای درویش، تو با وزیر چی کار داری؟»
درویش گفت: «به او بگو درویش سر آسیاب می‌خواد تو رو ببینه!»
پیرمرد رفت و به وزیر گفت. وزیر دستور داد درویش را با احترام وارد کردند. درویش وارد قصر که شد، خواست دست غلام را ببوسد. غلام نگذاشت و پیشانی او را بوسید و گفت: «خوش اومدی!»
بعد دستور داد دو هزار درهم به او دادند. درویش، شادمان و راضی از وزیر پرسید: «از بختت راضی هستی؟»
گفت: «ای گل مولا، چنین نبود و چنان شد، چنین هم نخواهد ماند!»
درویش از قصر بیرون رفت و راهی خانه شد. او با پول زیادی که به دست آورده بود، به خوبی و خوشی زندگی می‌کرد. سال بعد، از سر کنجکاوی راهی قصر وزیر شد. چون به آنجا رسید، شنید که بعد از مرگ شاه، غلام بر تخت شاهی نشسته است! تقاضای ملاقات با شاه را کرد. تا ده روز به او اجازه ندادند. روز دهم پوستین خود را درآورد و کنار در کاخ نشست. از قضا داروغه او را دید و پرسید: «ای گل مولا، چه حاجتی داری؟»
درویش گفت: «فقط می‌خوام شاه رو ببینم. برو به او بگو درویش سر آسیاب می‌خواد تو رو ببینه!»
داروغه رفت و گفت. شاه دستور داد درویش را پیش او بیاورند.
درویش به غلام شاه شده که رسید، خود را زمین انداخت. غلام او را بلند کرد و کنارش نشاند و پرسید: «ای گل مولا، باز چه خبر؟»
گفت: «ای شاه، بخشش تو سر جاش، دلم برات تنگ شده بود.»
بعد از او پرسید: «حالا که شاه شده‌ای...»
غلام حرف او را قطع کرد و گفت: «ای گل مولا، چنین نبود و چنان شد، چنین هم نخواهد ماند!»
بعد دستور داد از خزانه ده هزار درهم به او بدهند. فردای آن روز، درویش کاخ را ترک کرد و رفت. در راه با خودش گفت: «خدا عمر این غلام شاه شده رو زیاد کنه که روزی من دست اونه!»
یک سال گذشت و درویش راهی دربار شد. شنید شاه درگذشته است، اشک به چشمانش آمد. به گورستان رفت. روی سنگ قبر غلام نوشته شده بود: «چنین نبود و چنان شد، چنین هم نخواهد ماند!»
درویش از گورستان بیرون رفت و شب را در شبستان مسجد گذراند. آن شب باران زیادی بارید و سیل راه افتاد. روز بعد درویش، قبل از آنکه به طرف شهر و دیارش راه بیفتد، به گورستان رفت تا برای غلام فاتحه‌ای بخواند. اما وقتی رسید، دید سیل آمده، سنگ گور شاه را با خود برده و جای آن مشخص نیست. درویش راه افتاد. می‌رفت و زیر لب می‌گفت: «چنین نبود و چنان شد، چنین هم نخواهد ماند!»
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
پایان تلخ رؤیای اعتماد به آمریکا
play_arrow
پایان تلخ رؤیای اعتماد به آمریکا
تشدید اعتراضات به محدودیت حجاب در جمهوری آذربایجان + فیلم
play_arrow
تشدید اعتراضات به محدودیت حجاب در جمهوری آذربایجان + فیلم
تصاویر تازه از لحظه هدف قرار گرفتن یک کشتی در خلیج فارس؛ شعله‌های آتش از عرشه زبانه کشید + فیلم
play_arrow
تصاویر تازه از لحظه هدف قرار گرفتن یک کشتی در خلیج فارس؛ شعله‌های آتش از عرشه زبانه کشید + فیلم
ادعای عجیب ترامپ: ایرانی‌ها از من قول گرفتند که دیگر هیچ‌یک از رهبران ایران را هدف قرار ندهم + فیلم
play_arrow
ادعای عجیب ترامپ: ایرانی‌ها از من قول گرفتند که دیگر هیچ‌یک از رهبران ایران را هدف قرار ندهم + فیلم
توضیحات حقوقی آقای قاضی در مورد وکیل تسخیری
play_arrow
توضیحات حقوقی آقای قاضی در مورد وکیل تسخیری
اظهارات متوهمانه نتانیاهو درباره ایران: می‌گویم سرنگونی این رژیم ضروری است + فیلم
play_arrow
اظهارات متوهمانه نتانیاهو درباره ایران: می‌گویم سرنگونی این رژیم ضروری است + فیلم
تصویری تلخ؛ برنده ۳ طلای بوکس المپیک در سطل زباله به دنبال غذا + فیلم
play_arrow
تصویری تلخ؛ برنده ۳ طلای بوکس المپیک در سطل زباله به دنبال غذا + فیلم
سنتکام، ویدئوی حمله به یک لنج صیادی ایرانی را منتشر کرد + فیلم
play_arrow
سنتکام، ویدئوی حمله به یک لنج صیادی ایرانی را منتشر کرد + فیلم
سی ان ان: جنگ ایران تاکنون ۲۶۵ میلیارد دلار برای مصرف کنندگان آمریکایی هزینه داشته است + فیلم
play_arrow
سی ان ان: جنگ ایران تاکنون ۲۶۵ میلیارد دلار برای مصرف کنندگان آمریکایی هزینه داشته است + فیلم
سخنرانی وزیر جنگ آمریکا برای ششمین بار مختل شد + فیلم
play_arrow
سخنرانی وزیر جنگ آمریکا برای ششمین بار مختل شد + فیلم
زلنسکی: در تعاملات اخیر ترامپ با روسیه احساس می‌کنم به من خیانت شده است + فیلم
play_arrow
زلنسکی: در تعاملات اخیر ترامپ با روسیه احساس می‌کنم به من خیانت شده است + فیلم
واکنش قالیباف به پیشنهاد آمریکاییها : آنها باید تنبیه و شیرفهم شوند + فیلم
play_arrow
واکنش قالیباف به پیشنهاد آمریکاییها : آنها باید تنبیه و شیرفهم شوند + فیلم
لبخند برن/میلاد حضرت زینب/مهدی رسولی
music_note
لبخند برن/میلاد حضرت زینب/مهدی رسولی
ورزش، تربیت بدنی و سلامت؛ از فرهنگ باستانی ایران تا ضرورت‌های تمدن مدرن
ورزش، تربیت بدنی و سلامت؛ از فرهنگ باستانی ایران تا ضرورت‌های تمدن مدرن
قرص دل/میلاد حضرت زینب/مجتبی رمضانی
music_note
قرص دل/میلاد حضرت زینب/مجتبی رمضانی