برادر تبر

هیزم‌شکنی برای کار به روستایی رفت. دید مردم با دست خالی چوب‌ها را ی‌شکنند. پرسید: «چرا با دست خالی؟ مگر تبر ندارید؟» گفتند: «تبر چیست؟ خوردنی است؟»
چهارشنبه، 14 تير 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
برادر تبر
 برادر تبر

نویسنده: محمدرضا شمس

 
هیزم‌شکنی برای کار به روستایی رفت. دید مردم با دست خالی چوب‌ها را می‌شکنند.
پرسید: «چرا با دست خالی؟ مگر تبر ندارید؟»
گفتند: «تبر چیست؟ خوردنی است؟»
هیزم‌شکن تبرش را به آن‌ها نشان داد و گفت: «تبر اینه.»
بعد با آن چوب‌ها را خرد کرد و گوشه‌ای ریخت. مردم روستا این را که دیدند، به طرف خانه‌ی کدخدا دویدند و داد زدند: «آهای کدخدا، بیا ببین تبر چه می‌کنه.»
کدخدا آمد و دید و خوشش آمد. بعد پول زیادی به هیزم‌شکن داد و تبر را گرفتند تا به نوبت چوب‌هاشان را خرد کنند.
روز اول کدخدا تبر را برد. اما چون بلد نبود، تبر را به پاش زد و پاش را برید. فریادش به آسمان بلند شد: «آهای مردم، به دادم برسید. برادر تبر عصبانی شد و پام را گاز گرفت.»
روستاییان با چوب و چماق آمدند و تبر را تا می‌خورد، کتک زدند. هرچه زدند، چیزی‌اش نشد. گفتند: «چه کار کنیم، چه کار نکنیم.»
کدخدا گفت: «باید فکر کنیم.»
بعد چپقش را از پر شالش درآورد و چاق کرد. همه چپق‌هاشان را چاق کردند. کدخدا نشست. همه نشستند. کدخدا چپق چاق کرد و فکر کرد. فکر کرد و چپق چاق کرد. مردم دِه، دورتادورش نشسته بودند و زل زده بودند به او. کدخدا بلند شد. همه بلند شدند.
کدخدا دست‌هاش را پشتش گرفت و راه افتاد. مردم دست‌هاشان را به پشت‌شان گرفتند و دنبال کدخدا راه افتادند. یک دفعه، چشم کدخدا به آتش توی چپق افتاد و گفت: «باید آتیشش بزنیم.»
هرچه چوب داشتند، روی تبر ریختند و تبر را آتش زدند. آتش از چهار طرف، شعله‌ور شد. وقتی شعله‌های آتش فروکش کردند، زغال‌ها را کنار زدند و دیدند که تبر سرخ شده. فکر کردند عصبانی شده، داد و فریاد کردند که: «بیچاره شدیم رفت، بدبخت شدیم رفت. ببینید برادر تبر چطوری سرخ شده، حالا چه کار کنیم؟ الان است که پدرمان را دربیاورد.»
کدخدا گفت: «باید زندانیش کنیم.»
تبر را در انبار کاه کدخدا زندانی کردند. انبار پر از کاه بود. همین که تبر را انداختند، کاه‌ها آتش گرفت و شعله‌ها به آسمان زبانه کشید.
روستاییان، وحشت زده پیش هیزم‌شکن رفتند و گفتند: «بیا، بیا تبرت را بردار و از اینجا برو. این بابا اصلاً حرف حساب حالیش نیست.»
هیزم‌شکن تبر را گرفت و از آنجا رفت. مردم روستا هم نفس راحتی کشیدند و دوباره با دست چوب‌ها را شکستند.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا؛ (1394)، افسانه‌های این‌ورآب، تهران: نشر افق، چاپ اول
 
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
بهترین و عاقلانه ترین کار بعد جواب رد خواستگار
بهترین و عاقلانه ترین کار بعد جواب رد خواستگار
این 10 مورد رو درباره خواستگارت چک کن
این 10 مورد رو درباره خواستگارت چک کن
قبل از خواستگاری چی بخوریم؟
قبل از خواستگاری چی بخوریم؟
اخراج دروازه‌بان در وقت های تلف شده بر روی خطای عجیب!
play_arrow
اخراج دروازه‌بان در وقت های تلف شده بر روی خطای عجیب!
ادعای وزیر خزانه‌داری آمریکا: ما در حال مذاکره با ایرانیان هستیم
play_arrow
ادعای وزیر خزانه‌داری آمریکا: ما در حال مذاکره با ایرانیان هستیم
کارلسون: جنگ ایران، پایان دوره اثرگذاری آمریکا را رقم زد
play_arrow
کارلسون: جنگ ایران، پایان دوره اثرگذاری آمریکا را رقم زد
حضور عباس عراقچی در نماز جماعت ظهر اربعین در حرم امام حسین (ع)
play_arrow
حضور عباس عراقچی در نماز جماعت ظهر اربعین در حرم امام حسین (ع)
تحلیل محسن رضایی درباره نقشه آمریکا برای حمله زمینی به ایران
play_arrow
تحلیل محسن رضایی درباره نقشه آمریکا برای حمله زمینی به ایران
تصاویری از آخرین حضور شهید رئیسی در پیاده‌روی اربعین در سال ۱۳۹۸
play_arrow
تصاویری از آخرین حضور شهید رئیسی در پیاده‌روی اربعین در سال ۱۳۹۸
محسن رضایی: تا آخرین قطره خون‌مان از کشور در برابر هر آشوبی دفاع خواهیم کرد
play_arrow
محسن رضایی: تا آخرین قطره خون‌مان از کشور در برابر هر آشوبی دفاع خواهیم کرد
قائم‌مقام سازمان تبلیغات: تجمعات مردمی تا پایان صفر ادامه دارد
play_arrow
قائم‌مقام سازمان تبلیغات: تجمعات مردمی تا پایان صفر ادامه دارد
جزئیات و آخرین وضعیت آتش‌سوزی در شهرک صنعتی شمس‌آباد
play_arrow
جزئیات و آخرین وضعیت آتش‌سوزی در شهرک صنعتی شمس‌آباد
ساخت روزانه ۱۰ ویدیوی انیمیشنی با AI به صورت رایگان
play_arrow
ساخت روزانه ۱۰ ویدیوی انیمیشنی با AI به صورت رایگان
بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ فلسطین برای ۱۱۲ شهید
play_arrow
بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ فلسطین برای ۱۱۲ شهید
ترامپ: من اجازه نمی‌دهم ایران از تنگه هرمز عوارض دریافت کند
play_arrow
ترامپ: من اجازه نمی‌دهم ایران از تنگه هرمز عوارض دریافت کند