خوشنویسان اهل خراسان

خراسان از مراکز مهم فرهنگی و هنری و علمی بوده و هست که همواره جایگاه ویژه‌ای در تربیت و پرورش هنرمندان برجسته خوشنویسی داشته‌است که در دل خود نام افراد موثر و بسازیی در این هنر قدسی را جای داده است. برخی جامعه شناسان و هنرمندان رشته خوشنویسی معتقدند که هنر خوشنویسی ریشه در فرهنگ ایران و اسلام دارد؛ اما متاسفانه قدمت این هنر نتوانسته هویت خوشنویسی را در عصر جدید حفظ کند. با ما همراه باشید جهت معرفی افراد برجسته هنر خوشنویسی این شهر.
جمعه، 17 اسفند 1403
تخمین زمان مطالعه:
گردآورنده : ابوالفضل رنجبران
موارد بیشتر برای شما
خوشنویسان اهل خراسان
خوشنویسان اهل خراسان

خوشنویسان اهل سبزوار:
محمد سبزواری

محمد سبزواری نگارگر، رسّام و خوشنویس ایرانی در عصر شاه تهماسب یکم و شاه اسماعیل دوم (نیمه دوم صدۀ شانزدهم میلادی / دهم هجری) بود. در دوران پادشاهی شاه اسماعیل دوم، کتابخانه پادشاهی مرکز تجمع بزرگان نامدار ادب و هنر بود.
این پادشاه، کتابخانه سلطنتی را که در زمان شاه تهماسب تعطیل شده بود دوباره بازگشایی کرد و بسیاری از هنرمندان بلندآوازه که پراکنده شده بودند، از جمله، محمد سبزواری را در آنجا گرد آورد.
اسکندربیک ترکمان در کتاب عالم‌آرای عباسی درباره او می‌نویسد: «در فن تصویر، رنگ‌آمیزی یکه‌صورت، دم از یکتایی می‌زده؛ الحق در آن دعوی، صادق و همه استادان نقش‌پرداز در این ماده با او موافق بودند. نستعلیق بسیار خوب می‌نوشت».

«محتملا در تبریز شاگرد دوست‌محمد بود؛ و حتی در مصورسازی شاهنامه تهماسبی با هنرمندان برجسته مکتب تبریز همکاری داشت. بعدها در مشهد به خدمت ابراهیم میرزا صفوی درآمد. در مصورسازی نسخه خطی هفت اورنگ جامی ویژگیهای شیوه کارش رخ نمودداد.

در قزوین، به جمع هنرمندان دربار شاه اسماعیل دوم صفوی پیوست. او به مشاهدۀ دنیای واقعی و تجسم حالات و سکنات آدمها اهمیت می‌داد. به خصوص، در طراحی‌هایش (مثلاً: جوان نشسته با گل و کتابی در دستانش؛ محتملاً ۱۵۶۰/ ۹۶۸ ق)، نشانه‌هایی از تحول واقع‌گرایی در نقاشی پس از کمال‌الدین بهزاد را می‌توان تشخیص داد.»

محمدحسین ماستیانی
محمدحسین ماستیانی (۱۳۲۳) مجسمه‌ساز، خطاط، نقاش و طراح ایرانی است.
آثار او عبارتند از:
تندیس حاج ملاهادی سبزواری، به ارتفاع ۴ متر در سال ۱۳۷۲ در سبزوار
تندیس ۷ پیکر سربداران (۶ مرد و یک زن)، هر یک به ارتفاع ۴ متر در میدان مشاهیر سبزوار
تندیس مادر با فرزند به ارتفاع ۲ متر در سال ۱۳۷۴ در سبزوار
تندیس مادر با دو فرزند به ارتفاع ۷ متر، واقع در میدان مادر مشهد
تندیس علی شریعتی، به ارتفاع ۵ متر، در مزینان
سهراب سوار بر اسب، واقع در ششتمد
۱۱ سردیس برنزی مفاخر ایران برای ۱۱ دانشگاه کشور، هر یک به طول ۶۰ تا ۷۰ سانتی‌متر: سردیس فردوسی (دانشگاه فردوسی مشهد)، ابن سینا (دانشگاه دانشگاه بوعلی سینا همدان)، محمدحسین طباطبایی (دانشگاه علامه طباطبایی تهران)، امیرکبیر (دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران)، محقق اردبیلی (دانشگاه محقق اردبیلی اردبیل)، زکریای رازی (دانشگاه رازی کرمانشاه)، خواجه نصیرالدین طوسی (دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی تهران)، سید روح‌الله خمینی (دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین)، سید محمد بهشتی (دانشگاه شهید بهشتی تهران)، محمدجواد باهنر (دانشگاه شهید باهنر کرمان)، مهدی چمران (دانشگاه شهید چمران اهواز)
محمدتقی شریعتی در مزینان
محمد مفتح در گرگان
تندیس سلام در سبزوار که عرض ارادتی است به علی بن موسی‌الرضا متشکل از ۵ پیکره (دو زن و دو مرد و یک کودک) در ابعاد ۱٫۵ در ۳ متر از جنس فایبرگلاس
او سابقهٔ عضویت در دورهٔ اول شورای اسلامی شهر سبزوار را دارد و در انتخابات مجلس یازدهم، جزو اعضای اصلی هیئت اجرایی در حوزهٔ انتخابیهٔ سبزوار بود.
مراسم نکوداشت او در ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ در شهر سبزوار برگزار شد.
او هم‌اکنون (۱۳۹۳) مدرس آموزشکدهٔ فنی و حرفه‌ای دختران سبزوار است و صاحب هنرکده‌هایی در خیابان‌های نواب صفوی (دکتر غنی) و کاشفی سبزوار بوده‌است.

خوشنویسان اهل فردوس:
حسین بن علی تونی

حسین بن علی تونی معروف به حسین تونی (زاده قرن نهم تون) یکی از قدیمی‌ترین نستعلیق نویسان و معاصر میر علی تبریزی و مولانا جعفر تبریزی و اظهر تبریزی بوده‌است. او در نستعلیق‌نویسی بر مولانا جعفر و اظهر تبریزی تقدم داشته‌است.

آثارحسین بن علی تونی
از خطوط او می‌توان به این آثار اشاره کرد:
یک نسخه از دیوان غزلیات کمال خجندی با رقم «تم الدیوان الکمال بعون الملک المتعال حسین بن علی تونی»
یک نسخه از دیوان امیرخسرو دهلوی
یک نسخه از دیوان بساطی سمرقندی
یک نسخه از دیوان عصمت بخاری

خصالی هروی تونی
محمد حیدر خصالی معروف به خصالی هروی تونی از خوشنویسان و شعرای قرن دهم و یازدهم ه ق در شهر تون دیده به جهان گشود. ملا عبدالنبی فخر الزمان قزوینی در کتاب تذکرهٔ پیمانه می‌افزاید: «یکی از شعرای بنام این ایام خجسته و فرجام است و خط نستعلیق را به‌غایت خوب می‌نویسد و در شهر فهمی و انشاء مهارت تمام دارد، خصالی در صغر سن از تون به دارالامان هندوستان آمده و تعلیم شعر و آداب شاعری از برادر بزرگتر خود وجهی تونی اشتهار یافته فرا گرفته است.

اقسام ابیات آن گرامی سخنور تا غایتی که محقر را بدو ملاقات شد به چهار هزار بیت و این چند بیت از ابیات غزلیات اوست»

دی نگاهـــم چو صــابر گل آن رو می‌گشت
دل چو سحر از پی آن نرگس جادو می‌گشت
شب بســـر گشتگی فکـر توأم، چشم در آب
همــچو گــرداب، بر آئینهٔ زانــو می‌گــشت
آسمان خواست که سنجـد بتو خورشیدش را
هـــر طرف نام تو بـردند تـــرازو می‌گشـت
همـچو دود سـر شـمع و پـر پروانه، ز شــوق
بر سرش گیـسو و دل بر سر گیــسو می‌گشت

سلطان حسین تونی
سلطان حسین تونی از خوشنویسان قرن دوازدهم در تون دیده به جهان گشود. او شاگرد میر حسین باخرزی و از خوشنویسان مقرر بود. نستعلیق را خفی و جلی خوش می‌نوشت. از خراسان به عراق آمده و چندی در سبک خوشنویسان دستگاه فرهاد خان قهرمانلو منتظم بود.
آثار سلطان حسین تونی
از خطوط وی می‌توان به این آثار اشاره کرد:
یک قطعه از مرقع شاه عباس به قلم دو دانگ خوش با رقم " العبد سلطان حسین تونی "
یک قطعه از مرقعی به قلم سه دانگ جلی خوش با رقم "خادم با اخلاص سلطان حسین تونی"
یک قطعه از سید احمد مشهدی به قلم دو دانگ خوش با رقم "کتبه العبد المذنب المحتاج سلطان حسین تونی فی دارالمؤمنین تون"

خوشنویسان اهل مشهد:
عباس اخوین
عباس اخوین چهره ماندگار، هنرمند و خوشنویس صاحب نام معاصر است. وی کتاب‌ها، تابلوها و آثار بسیاری را به زیبایی، دقت و ظرافت نگاشته‌است. عباس اخوین از سال ۱۳۵۹ با کسب درجهٔ استادی از انجمن خوشنویسان ایران تا به امروز در کسوت استادی به تعلیم و تعلم دوستداران خط نستعلیق پرداخته و از او کتاب‌ها و آثار متعددی به چاپ رسیده‌است. وی در نمایشگاه‌های مختلف گروهی و انفرادی در ایران و خارج از کشور شرکت داشته‌است.

زندگی‌نامه عباس اخوین
عباس اخوین در سال ۱۳۱۶ در مشهد چشم به جهان گشود، از همان ابتدا به هنر خوشنویسی علاقه فراوانی داشت و در دوران تحصیل با شور و اشتیاقی فراوان به تمرین و نوشتن خط می‌پرداخت؛ به گونه‌ای که این استعداد ذاتی وی را از دیگران متمایز کرد. در سال چهارم دبیرستان به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرده و بعد از اتمام تحصیلات در دبیرستان، در رشتهٔ شیمی دانشگاه پذیرفته شد و به ادامه تحصیل پرداخت.

او با علاقه‌ای وافر و بدون داشتن استاد به نوشتن خط می‌پرداخت. بعد از اتمام تحصیلات، نزد علی آقاحسینی که خود از شاگردان عماد الکتاب بود، تعلیم خط نستعلیق گرفت. اخوین بعد از گذشت دو سال استفاده از محضر این استاد، خوشنویسی را به حد کمال فرا گرفته و به خطوط اساتیدی چون عماد الکتاب، کلهر و به ویژه میر عماد حسنی علاقه‌مند شد و به مشق نظری و قلمی از روی خطوط این استادان پرداخت. در سال ۱۳۵۹ استادانی همچون علی اکبر کاوه، حسن میرخانی، حسین میرخانی و ابراهیم بوذری گواهینامه استادی را با کسب بیشترین امتیاز به او اعطا کردند.

فعالیت‌های هنری عباس اخوین
اخوین در سال‌های ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ به عنوان خطاط در روزنامه کیهان فعالیت کرد و سپس در سال ۱۳۵۸ به عنوان استاد و عضو هیئت تخصصی گزینش مرحله استادی و نیز عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران مشغول فعالیت شد. او از معدود استادانیست که از سال ۱۳۳۷ تنها به هنر خوشنویسی به صورت کاملاً حرفه‌ای مشغول می‌باشد.

او در حال حاضر عضو هیئت ارزشیابی هنری وزارت ارشاد است که درجات هنری ۵ تا ۱ را به خوشنویسان اعطا می‌کنند. لازم است ذکر شود که گواهی درجه ۲ معادل فوق لیسانس و درجه ۱ معادل دکتری محسوب می‌شود.

اخوین در سال ۱۳۷۱ مرکز کتابت و تعلیم ایران را تأسیس نمود و به همراه تعدادی از مدرسان انجمن خوش نویسان ایران که از شاگردان او هستند، مشغول تدریس خوش‌نویسی خطوط نستعلیق، شکسته و تذهیب می‌باشد. وی کتابت نستعلیق را به اوج خود رسانده‌است، خط نستعلیق او در نرم‌افزار خوش‌نویسی کلک، پیاده‌سازی شده‌است و به عنوان خط مرجع پارسی در کتاب‌های درسی مدارس به کار رفته‌است. اخوین در بین خوشنویسان معاصر، با سبکی بی بدیل و منحصر بفرد، مروج شیوهٔ قدما می‌باشد.

وی در طول فعالیت حرفه‌ای خود شاگردان بسیاری را آموزش داده که از نام آوران خط نستعلیق و استادان بنام در این وادی می‌باشند. وی در سال ۱۳۸۹ به عنوان چهرهٔ ماندگار در رشتهٔ خوشنویسی معرفی گردید.

کتابشناسی عباس اخوین
اخوین در مدت ۵۰ سال کار خوشنویسی، کتاب‌های زیادی را برای استفاده علاقه‌مندان به چاپ رسانده که غالب آن‌ها به دلیل تقاضای زیاد نایاب است. کتاب‌هایی که قبل از انقلاب اسلامی به چاپ رسیده‌است عبارتند از: گنجینه معرفت، پویه، رها، کتاب ارث، التفاصیل، عجایب الحکایات.

کتاب‌هایی که بعد از انقلاب به چاپ رسیده‌است عبارتند از:
سرمشق‌های نستعلیق در ۳ جلد، یک عمر نستعلیق و مرقع آن، مرقع بحر عشق، یادنامه نمایشگاه خط، گزیده سخنان خواجه عبدالله انصاری، رباعیات اوحدالدین کرمانی، پیام غدیر، دیوان حافظ همراه با نقاشی‌های محمود فرشچیان که بیش از ده نوبت به چاپ رسیده‌است. رباعیات خیام در دو نوبت، در نوبت اول ۹۵ چلیپا با مینیاتورهای جلالی سوسن آبادی و نیز در نوبت دوم ۱۲۵ چلیپا با تذهیب‌های جداگانه به چاپ رسیده که اثری بسیار نفیس می‌باشد، مرقع زلف دلبر، کتاب سر زلف خط به مناسبت چهارصدمین سال صدرنشینی میرعماد الحسنی در سال ۱۳۸۳ به ابتکار و هزینه مرکز کتابت و تعلیم ایران، کتابت دیوان حافظ برای بار دوم در سال ۱۳۸۶ و در نهایت دفتر اول مثنوی، از آثار ماندگار و ارزشمند به خط عباس اخوین می‌باشند.

نمایشگاه‌های داخلی و خارجی عباس اخوین
برگزاری نمایشگاه‌های متعدد در داخل و خارج از کشور از دیگر فعالیت‌های اوست.

نمایشگاه‌های داخلی عباس اخوین:
تهران: حسینیه ارشاد به اتفاق ۱۹ تن از شاگردان مدرس ایشان (۱۳۶۸)
تهران: مرکز کتابت و تعلیم ایران به مناسبت افتتاح این مرکز (۱۳۷۲)
کرمان: (۱۳۷۵)
تهران: نگارخانه سیحون (۱۳۷۸)
تهران: نگارخانه فرنویاد به اتفاق ۵ تن از شاگردان مدرس (۱۳۷۹)
شیراز: (۱۳۸۰)
تهران: تالار آبی مجتمع فرهنگی هنری کاخ نیاوران با ۱۶۳ تابلو (۱۳۸۰)
تهران: نگارستان خط (۱۳۸۱)
تهران: به مناسبت بزرگداشت چهارصدمین سال صدر نشینی میرعماد در کاخ سعد آباد، موزه میرعماد، موزه رضا عباسی، نگارخانه نیاکان با شرکت ۱۰۵ خوشنویس از سراسر کشور به کوشش مرکز کتابت و تعلیم ایران در سال (۱۳۸۳)
مشهد: نگارخانه رضوان به دعوت آستان قدس رضوی (۱۳۸۵) این نگارخانه وابسته به مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی، در این نمایشگاه ۶۳ اثر از تابلوهای او از کتابت تا قلم شش دانگ به نمایش گذاشته شد.
تهران: نمایشگاه قرآنی و تذهیب در نگارخانه شمس به همراه ۲۹ نفر خوشنویس و مذهب خانم (۱۳۸۵)
کرمان و بم: (۱۳۸۵)
اسلامشهر: نمایشگاه استاد اخوین به همراه مدرسان مرکز کتابت به مناسبت سال پیامبر اعظم (۱۳۸۵)
اصفهان: شرکت در جشنواره بین‌المللی هنر نبوی به اتفاق مدرسان مرکز کتابت با ۳۰ تابلو (۱۳۸۵)
تهران: برگزاری جشنواره عاشورا با مشارکت مرکز کتابت و تعلیم ایران با ۸۵ تابلو (۱۳۸۵)
تهران: نمایشگاه طایر قدس در فرهنگسرای اقوام با ۴۳ تابلو از اخوین و مدرسان مرکز کتابت و تعلیم ایران (۱۳۸۶)

نمایشگاه‌های انفرادی خارج از کشور عباس اخوین:
سوریه: (۱۳۶۹)
لبنان: (۱۳۶۹)
کویت: (۱۳۷۷)
دُبی: (۱۳۸۵)

جلال‌الدین اعتضادی
جلال‌الدین اعتضادی (متولّد ۱۲۷۵ شمسی) ملقب به «صدر الکتاب» از خوشنویسان مشهد بود. او فرزند «شیخ اسماعیل اعتضادی» (زادهٔ ۱۲۴۰ ه‍. ق در آمل) مجتهد دوره ناصری بود که از طرف ناصرالدین شاه ملقب به «اعتضاد العلما» گردید و طی حکمی مستمری مادام العمر برای او تعیین کرد. وی نزد میرزا غلامرضا اصفهانی به مشق خط پرداخت و از جمله خوشنویسان صاحب‌نام شد و استاد کسانی چون رضا مافی بود.

زندگی جلال‌الدین اعتضادی
جلال‌الدین متولد آمل بود و معلومات متداول زمان خود را در یکی از مکتب‌خانه‌های قدیم فرا گرفت و از آغاز جوانی عشق سرشار به خوشنویسی وی را بر آن داشت که با پشتکار کم نظیری شب و روز نزد میرزا غلامرضا اصفهانی خوشنویسی خط نستعلیق را فرا گیرد.

میرزا غلامرضا به او بسیار علاقه دشت و از همان روز نخست که وی را مستعد یافتن دقایق این هنر ظریف دید گونه‌اش را بوسید و در پهلوی خویش جایش داد و تا زمانی که جلال‌الدین در خدمت میرزا غلامرضا بود استاد صمیمانه رموز خوش‌نویسی را به او می‌آموخت و در پیشرفتش علاقه‌مندانه می‌کوشید.

{میرزا غلام‌رضا اصفهانی (۱۲۴۶-۱۳۰۴ هجری قمری) ذر ویکی پدیا و بسیاری از سایت های دیگرثبت شده است} سال 1304 هجری قمری که سال وفات میرزا غلام رضا اصفهانی بوده معادل 1261 هجری شمسی است. تاریخ تولد میرزا جلال الدین 1275 هجری شمسی اعلام شده است پس چگونه ایشان شاگرد میرزا غلام رضا اصفهانی بوده است؟ این البته نکته ای است که باید روشن گردد.

جلال‌الدین همزمان با آموختن این هنر به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و هم در مدارس سعدی، وطن، همایون، ترقی و قدسیه خوشنویسی را به نوآموزان آن مدارس می‌آموخت و برای مدتی نیز مدیریت و مشاقی دبستان ایتام سپهسالار از طرف سلیمان میرزا (عضدالملک) نایب‌السلطنه که نیابت تولید مدرسه ناصری را نیز عهده دار بود به او واگذار شد.

اعتضادی پس از سال‌ها تعلیم و تربیت شاگردان در فروردین ماه ۱۲۹۷ رسماً وارد خدمت پست و تلگراف گردید و در مهرماه سال ۱۳۳۶ به تقاضای خود از خدمت دولت بازنشسته شد. این مرد مدارج خدمت را در نهایت صداقت و عزت نفس و علو طبع طی کرد و به پاس خدمات صادقانه خود به دریافت تقدیرنامه و نشان پیام از طرف نخست وزیر وقت نائل آمد. به او لقب «کتاب الملک» داده شده بود. وی در اواخر خدمت و پس از ۱۳۳۹ در دوران بازنشستگی همچنان در آستان قدس رضوی مشغول بود.

استاد در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی در تهران دار فانی را وداع گفت. فرزندان ایشان هوشنگ اعتضادی، ایرج اعتضادی، ناصر اعتضادی، دکتر محمد رضا اعتضادی و بهجت الملوک اعتضادی می باشند. از آثار خطی او چند مرقع و تفسیر قرآن معروف به چاپ اخگر می‌باشد.

ملا محمدحسین تبریزی
ملا محمدحسین تبریزی (درگذشت ۹۸۵ ه‍. ق) ملقب به «مهین استاد» از نستعلیق‌نویسان قرن دهم هجری و استاد خوشنویسان بزرگی چون میرعماد و علیرضا عباسی بوده‌ است.

سرگذشت ملا محمدحسین تبریزی
وی فرزند مولانا عنایت‌الله شیخ‌الاسلام آذربایجان و برادر مولانا محمدعلی بود و از علمای دوران خود و از صاحبان فضل و کمال و هنر به‌شمار می‌آمد. شعر می‌گفت و گفته‌اند «محزون» تخلص می‌کرد.

محمدحسین ابتدا به کسب علوم پرداخت و در علم ادب و لغت عرب مهارت پیدا کرد. در جوانی به مشهد رفت و از سید احمد مشهدی و میرحیدر خوشنویس تعلیم گرفت و سپس نزد مالک دیلمی رفت و خط را تکمیل کرد.

در کتیبه‌نویسی دست قوی داشت و در زمان شاه اسماعیل دوم، کتیبه‌نویسی بناهای دولتی بر عهده وی بود. او شعر نیز می‌سرود و در جوانی درگذشت. شهرت او چنان بود که میرعماد در جوانی قزوین را ترک و به تبریز رفت تا نزد او شاگردی کند.

می‌گویند میرعماد روزی قطعه‌ای از خط خود را به ملا محمدحسین تبریزی نشان داد؛ استاد فرمود: «اگر چنین توانی نوشت، بنویس وگرنه قلم فرو گذار.»  میر گفت: «این را خود نوشته‌ام». استاد روی او را بوسید و خط او را روی چشم گذارد و فرمود: «امروز استاد خوشنویسان هستی» و او را از شاگردی بی‌نیاز دانست.

او را شاگرد مالک دیلمی دانسته‌اند. و از شاگردان معروفش، محمدرضا تبریزی، بهبود شاهنشاهی، محمدشریف، علیرضا عباسی و میرعماد را نام برده‌اند.

در ثبت تاریخ درگذشتش اختلاف‌هایی وجود دارد برخی آن را مصادف با درگذشت سیداحمد مشهدی نستعلیق‌نویس ملازم شاه تهماسب و به سال ۹۸۶ ه‍. ق ذکر کرده‌اند.

در کتاب «تربیت دانشمندان آذربایجان» ۹۸۲ و هدایت‌الله سپهر در تذکره خود ۹۸۰ و دوست نزدیک او «حافظ حسین ابن الکربلایی با ذکر روز و ماه روز شنبه هفدهم ماه رجب ۹۸۵ ه‍.ق در قزوین ذکر کرده که بیشتر درست‌می‌نماید. به هر حال آنچه مسلم است در جوانی بدرود حیات گفته و هنگام تالیف عالم‌آرای عباسی (حدود ۱۰۳۸) مدت‌ها پیش درگذشته بوده است.

آثار ملا محمدحسین تبریزی
از آثار وی می‌توان به این موارد اشاره کرد:
‌یک نسخه «مناجات» خواجه عبدالله انصاری، به قلم دودانگ خوش، با رقم: «تمت الرسالهٔ بیدالعبدالمذنب محمدحسین التبریزی، غفر ذنوبه»
یک نسخه منتخب «حدیقه الحقیقه» سنایی، به قلم نیم دودانگ خوش، با رقم: «تمت الرسالهٔ الشریف علی یدالفقیر محمدحسین التبریزی»
و قطعات مختلف دیگر که شاید شیواترین آن‌ها یک قطعه در مرقع ولی‌الدین افندی باشد، به قلم دودانگ و نیم دودانگ و کتابت عالی، با رقم:«نمقه العبد محمدحسین التبریزی غفر له»

رستم علی خراسانی
مولانا رستم علی خراسانی از خوشنویسان و نستعلیق نویسان سده دهم هجری است. او خواهرزاده کمال‌الدین بهزاد نقاش پر آوازه بود. خط نستعلیق را خوش می‌نوشت و در کتابت خفی و جلی مهارت داشت.

رستم‌علی به قولی در هرات نشو و نما یافت و در دربار سلطان حسین بایقرا به کتابت مشغول بود و پس از زوال سلطنت او به فارس رفت. رستم علی در ابتدا برای بهرام میرزا صفوی کار می‌کرد پس از درگذشت این شاهزادهٔ صفوی، در سنین پیری، به‌مدت هفت سال در کتابخانه فرزندش ابوالفتح سلطان ابراهیم میرزا، در مشهد به‌کار کتابت مشغول بود.

وی به همراه مولانا مالک دیلمی، محب‌علی (مسئول کتابخانه و پسرش)، شاه محمود نیشابوری، و ملا عیشی هروی مشغول نوشتن نسخه خطی هفت اورنگ جامی شد. این کتاب از مشهورترین نسخه‌های خطی است و اکنون در نگارخانه فری‌یر در واشنگتن است. اتمام این کتاب با بیست و هشت مینیاتوری که دارد نه سال طول کشید.

در کتاب «مناقب هنروران» آمده که از شاگردان سلطان‌علی مشهدی بوده‌است و مؤلف «قواعدالخطوط» شیوه او را به سلطان‌علی مشهدی نزدیک می‌داند. او را از نزدیکان شاه محمود نیشابوری ذکر کرده‌اند. از شاگردان برجسته او می‌توان به فرزند هنرمندش، محب‌علی نایی، اشاره کرد.

درمورد مکان و زمان درگذشت رستم‌علی اختلافاتی وجود دارد: عده‌ای معتقدند در هرات در جوار قبر کمال‌الدین بهزاد در سال ۹۴۲ ق دفن شده، و عده‌ای دیگر مدفن وی را در هرات و درگذشتش را در حدود سال ۹۳۵ تا ۹۴۲ ق ذکر کرده‌اند، اما مولف «گلستان هنر» مرقد وی را در جنب مزار سلطانعلی مشهدی دانسته و سال درگذشت وی را ۹۷۰ ق در مشهد ذکر کرده‌است.

خلیل الله شاه هراتی 
میر خلیل الله شاه یا خلیل الله شاه هراتی (درگذشت ۱۰۳۵ ه‍.ق) ملقب به «پادشاه قلم» و «قلندر» از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان ایرانی اواخر سده دهم و اوایل سده یازدهم هجری بود که مدتی در هند و دربار ابراهیم عادل‌شاه ثانی (۹۸۸–۱۰۳۵ه‍.ق/۱۵۸۰-۱۶۲۶م) امیر دکن به خوشنویسی مشغول بوده‌است.

میر خلیل‌الله شاگرد سیداحمد مشهدی بود و تذکره‌نویسان قدیمی‌تر او راشاگرد محمودبن اسحاق شهابی و از مردم هرات ذکر کرده و به‌او لقب «قلندر» نیز داده‌اند. وی برادرزادهٔ محمدحسین باخرزی بود و در خوشنویسی از عموی خود برتری داشت.

او در مشهد سکونت داشت و در سفری که شاه‌تهماسب صفوی به مشهد آمد، از میر خلیل‌الله سرمشق گرفت و در بازگشت شاه به‌عراق، میر خلیل‌الله نیز همراه او به قزوین رفت. بعدها سفری به کاشان کرد و از آنجا به هندوستان رفت و در دکن اعتبار زیادی یافت و تمکن او به حدی رسید که یکبار هدیه‌ای به ارزش دویست تومان برای شاه تهماسب از نفایس هندوستان فرستاد.

او ملقب به «پادشاه قلم» و ممدوح شعرا شد. شاعر نامدار ظهوری ترشیزی (درگذشت ۱۰۲۵ق) از معاصران میر خلیل‌الله بود که او را در خوشنویسی بسیار مدح کرده‌است. میر خلیل الله شاه خود نیز شعر می‌سروده است.

موقعیت اجتماعی او چنان رشد کرد که یکبار عادل‌شاه او را به‌عنوان سفیر به دربار شاه عباس فرستاد. در دربار شاه عباس قربت یافت ومدعی شد از میرعماد بهتر می‌نویسد و شاه از علی‌رضا عباسی خواست در این باره نظر دهد و او خط میر خلیل الله را به خط میرعماد ترجیح داد.

آثار و امضاء خلیل الله شاه هراتی 
از وی چندین قطعه به‌قلم دودانگ خوش باقی مانده که برخی از آن‌ها دارای این رقم‌ها هستند: "مشّقه‌العبد خلیل‌الله"؛ "فقیرالمذنب خلیل‌الله"؛ "خلیل‌الله" و "کتبه خلیل‌الله‌الحسینی"؛ صفحهٔ اول از "گلستان" سعدی، به‌قلم کتابت جلی عالی، با رقم: "کتبه‌الفقیر خلیل‌الله غفر ذنوبه".

سلطان‌علی سبز مشهدی
سلطان‌علی سبز مشهدی از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان سده نهم و اوایل سده دهم هجری است. او را از شاگردان بی‌واسطه سلطان‌علی مشهدی و یکی از بهترین آن‌ها دانسته‌اند. مولانا مالک دیلمی او را شاگرد اظهر تبریزی ذکر کرده‌است.

احمد شاملو مشهدی
میرزا احمد شاملو فرزند محمد حسین شاملو از خوشنویسان سده سیزدهم و اوایل دوره قاجار است. از او آثاری با امضاء«احمد بن محمد حسین شاملو مشهدی» وجود دارد.

با اینکه در خوشنویسی خط نسخ شهرت یافته، خط نستعلیق را خوش و شکسته نستعلیق را عالی می‌نوشته است. او خوشنویس محمد علی میرزا فرزند فتحعلی شاه قاجار و استاد خط او بود.

میرزا احمد ظاهراً عمری دراز داشته و سال‌های زیادی خوشنویسی کرده است. هرچند تاریخ وفاتش را ۱۲۳۵ه‍.ق گفته‌اند اما آثاری از وی با تاریخ ۱۲۴۵ ه‍.ق دیده شده و ایرج میرزا سال درگذشتش را در یک ماده تاریخ به صورت «قدمات بعده‌الخط» آورده که می‌شود ۱۲۶۴ ه‍.ق.

محمّدرضا شجریان
محمّدرضا شجریان (۱ مهر ۱۳۱۹ – ۱۷ مهر ۱۳۹۹) موسیقی‌دان و خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. شجریان در میان دوست‌داران خود با عنوان «استاد آواز ایران» و «خسروِ آواز ایران» شناخته می‌شود.

بسیاری از مردم ایران او را مهم‌ترین چهرهٔ موسیقی ایرانی و یکی از نمادهای مهم فرهنگ و موسیقی ایران‌زمین می‌دانند. شجریان از آوازه‌ای بین‌المللی نیز برخوردار است. محمدرضا شجریان از بنیاد آقاخان، جایزهٔ خداوندگار موسیقی را دریافت کرده است و نامزد جایزه گرمی نیز بوده است.

وی همچنین خوش‌نویس خطِ نستعلیق، رئیس شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز، شرکت دل‌آواز، باغ هنر بم  و طراح چند ساز موسیقی بود. او در قرائت قرآن نیز فعالیت داشت و دعای ربنا، نامدارترین تلاوت قرآنیِ او بود.

وی علاوه بر اشعار کلاسیک شاعرانی چون حافظ، سعدی، مولانا، عطار، باباطاهر و خیام، در برخی کنسرت‌ها و کارهای خود از «شعر نو» شاعرانی چون فریدون مشیری، نیما یوشیج، سهراب سپهری، محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج استفاده کرده است.

از جمله کارهای مشترک او گزیده‌ای است از رباعیات خیام با صدای شجریان و رباعی‌خوانی احمد شاملو. همچنین، وی تعدادی از دعاهای قرآنی را در اثر مشهور به دعای ربّنا خوانده است که در هنگام افطارهای ماه رمضان از صداوسیمای ایران پخش می‌شد. همچنین بعد از درگذشت پدرش که از استادان و قاریان مشهور قرآن در مشهد بود، برخی از تلاوت‌های قرآن خود را با عنوان به یاد پدر در دو سی‌دی مجزا (به یاد پدر ۱ و به یاد پدر ۲) منتشر کرد.

از فرزندان محمّدرضا شجریان:
همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. خوانندگانی چون ایرج بسطامی، مظفر شفیعی، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش، علی جهاندار، بیژن کامکار، سینا سرلک، وحید تاج و پسرش همایون از شاگردان شجریان بودند.

زندگی و فعالیت موسیقی محمّدرضا شجریان
محمدرضا شجریان، ۱ مهر ۱۳۱۹ در مشهد زاده شد. آواز خواندن را از کودکی آغاز کرد و با توجه به استعداد و صدای خوبش، تحت آموزش پدر خود که قاری قرآن بود، مشغول به پرورش صدای خویش شد.

استادی و شاگردان محمدرضا شجریان
محمدرضا شجریان در زمینهٔ آواز شاگردان بسیاری را تعلیم داده است که برخی از معروف‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
معصومه مهرعلی
حسام‌الدین سراج
مظفر شفیعی
قاسم رفعتی
همایون شجریان
ایرج بسطامی
علی رستمیان
محسن کرامتی
علی جهاندار
حمیدرضا نوربخش
سینا سرلک
محمد اصفهانی
مجتبی عسگری
مهدی امامی
وحید تاج

خوشنویسی محمدرضا شجریان
محمدرضا شجریان علاوه بر آوازخوانی، علاقهٔ زیادی به خوشنویسی ایرانی داشت. او از سال ۱۳۴۴ به فراگیری خط نستعلیق نزد ابراهیم بوذری و حسین میرخانی پرداخت. او دارای درجهٔ ممتاز در خط نستعلیق بود. محمدرضا شجریان در سال ۱۳۸۹ آثار خطاطی خود را در نمایشگاهی در تالار وحدت به همراه منتخبی از خوش‌نویسان معاصر به نمایش گذاشت.

تلاوت قرآن
محمدرضا شجریان اولین بار نزد پدرش (مهدی شجریان) که خود از قاریان مشهد بود، قرائت قرآن را فرا گرفت. او برای اولین بار در ۱۲ سالگی به تلاوت قرآن در رادیو مشهد پرداخت. محمدرضا شجریان تا قبل از سال ۱۳۴۶ که به تهران مهاجرت کرد، به صورت افتخاری در رادیو مشهد قرآن می‌خواند. پدر او با آواز خواندن پسرش موافق نبود و محمدرضا شجریان به همین دلیل تا چهار سال در رادیو تهران با نام «سیاوش بیدگانی» آواز خواند.

مولانا عیشی
مولانا عیشی یا ملا عیشی هروی (درگذشت: ۹۸۰ه‍.ق/۱۵۷۲م) فرزند عشرتی از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان صاحب‌نام و از شاعران سده دهم هجری است. برخی او را اهل هرات و بعضی وی را تبریزی دانسته‌اند.

او که بیشتر به نگارش قطعات منفرد اشتغال داشت در هرات می‌زیست و از آنجا به مشهد رفت و در کتابخانهٔ سلطان ابراهیم میرزا صفوی به امر کتابت مشغول شد. وی به همراه مولانا مالک دیلمی، محب‌علی (مسئول کتابخانه)، شاه محمود نیشابوری، و مولانا رستم علی که در ابتدا برای بهرام میرزا صفوی کار می‌کرد، مشغول نوشتن نسخه خطی هفت اورنگ جامی شد.

این کتاب از مشهورترین نسخه‌های خطی است و اکنون در نگارخانه فری‌یر در واشنگتن است. اتمام این کتاب با بیست و هشت مینیاتوری که دارد نه سال طول کشید.

او در رنگه‌نویسی نیز مهارت داشت و شعر نیز می‌سرود. عیشی همان جا در مشهد بود تا بسال ۹۸۰ ه‍.ق درگذشت و در آستان امام رضا دفن شد.

اساتید مولانا عیشی
برخی او را از شاگردان مالک دیلمی دانسته‌اند و برخی عیشی را از شاگردان محمدقاسم شادیشاه ذکر کرده‌اند و به قول مولف «گلستان هنر» به روش سلطان محمدنور می‌نوشت.

آثار مولانا عیشی
صفحه‌ای از یک نسخه «یوسف و زلیخا»ی جامی، با رقم: «عیشی ۹۴۴»
شش قطعه از مرقع امیر غیب‌بیک، به قلم نیم دو دانگ و کتابت و غبار عالی و خوش، با رقم‌های: «العبد عیشی» و «کتبه عیشی» و «غائله عیشی» و «لمحرره... سنهٔ ۹۶۵».
به چندین قطعه دیگر از او در کتاب «احوال و آثار خوشنویسان» اثر دکتر مهدی بیانی اشاره شده است.

اثری از او مربوط به صفحه نهایی سلامان و ابسال از هفت اورنگ جامی در نگارخانه فری‌یر موجود است که رقم «کتبه العبد الفقیر عیشی بن عشرتی غفر ذنوبه و ستر عیوبه بتاریخ سنه ۹۶۸» دارد.
آثاری از او در موزه آرمیتاژ سن‌پترزبورگ در روسیه و موزه هنرهای اسلامی مالزی موجود است.

سلطان‌علی قاینی
سلطان‌علی قاینی (درگذشت ۹۱۴ ه‍. ق) از خوشنویسان و شاعران صاحب‌نام اواخر سده نهم و اوایل سده دهم هجری است. او شاگرد اظهر تبریزی و معاصر و نزدیک به سلطان‌علی مشهدی بوده‌است.

سلطان‌علی در ابتدا در تبریز کاتب مورد عنایت دربار سلطان یعقوب (۸۸۴–۸۹۶ ه‍. ق)، فرزند اوزون حسن آق‌قوینلو بود و به همین مناسبت «یعقوبی» هم رقم می‌کرده‌است.

پس از مرگ سلطان یعقوب او در دربار نوهٔ او رستم پسر بایسنغر (۸۹۸–۹۰۲)، مشغول به کتابت شده و به نام «رستمی» رقم می‌زده‌است.

سپس از تبریز سفری به حجاز کرد و پس از مدتی به خراسان رفت و به دربار سلطان حسین میرزا بایقرا راه یافت و در این دربار که مجمع هنرمندان و دانشمندان بود به تعلیم فرزندان سلطان اشتغال داشت و به سبب نزدیکی به سلطان حسین بایقرا، «سلطانی» رقم می‌کرد.

سلطانی به هنگام اقامت در هرات جزو معاشران امیر علیشیر نوائی و با عارف و شاعر پرآوازه نورالدین عبدالرحمن جامی آشنا شد که به وی ارادت می‌ورزید و از آن پس فقط مشغول کتابت آثار جامی بود و اگر کار دیگری به او رجوع می‌کردند چنان اجرت خود را زیاد می‌گفت که پرداخت آن سخت باشد.

شیوهٔ سلطانی آمیزه‌ای از خط استاد بزرگ نستعلیق سلطان‌علی مشهدی و خط استادش، مولانا اظهر تبریزی، است و او کتابت خفی را از مشق و قلم جلی، خوشتر می‌نوشته‌است. وی گرچه درخط نستعلیق معروف است، آثاری از اصول وی موجود است که استادی او را در نسخ و رقاع نیز نشان می‌دهد. وی به سال ۹۱۴ ه‍. ق چشم از جهان فروبست.

آثار سلطان‌علی قاینی
از آثار او می‌توان به این موارد اشاره کرد:
یک نسخه «دیوان» کامل جامی، به قلم نستعلیق کتابت خوش که چند سطر آخر آن به قلم رقاع کتابت خوش است با رقم: «قد وقع‌الفراغ من کتابهٔ… سلطان علی القاینی… فی شهر ربیع‌الاول سنهٔ ثمان و تسعین و ثمانمائة الهجریه»
یک نسخه «زبدة الحقایق» عین القضاهٔ همدانی، به قلم نستعلیق کتابت جلی خوش، با رقم: «تمت کتابة… سلطان علی الیعقوبی. سنهٔ اربع و ثمانین و ثمانمائه»
یک نسخه «ظفرنامهٔ تیموری» شرف‌الدین علی یزدی، به قلم نستعلیق کتابت و عناوین به قلم رقاع خوش، با رقم: «قدتمّ… علی یدالعبد الفقیر… سلطان علی القاینی… سنهٔ اثنی و تسعین و ثمانمائهٔ…»
یک نسخه دیوان امیر علیشیر نوائی (ترکی)، به قلم نستعلیق کتابت خوش، با رقم: «تمت‌الکتاب… سلطان علی‌القاینی»
۵۱ قطعه در مرقعات کتابخانه خزینه اوقاف استانبول
۱۳ قطعه از مرقع بهرام میرزا در کتابخانه خزینه اوقاف استانبول
و چندین اثر دیگر از وی که در «احوال و آثار خوشنویسان» فهرست شده‌است.

رضا مافی
رضا مافی (۵ آذر ۱۳۲۲–۴ مهرماه ۱۳۶۱ خورشیدی) خوشنویس صاحب‌نام و از هنرمندان تأثیرگذار در هنر معاصر ایران بود. او را از نخستین هنرمندانی می‌دانند که به خلق نقاشیخط در دورهٔ معاصر پرداخت و در اشاعهٔ این شیوه نقش داشت.

زندگی رضا مافی
او در مشهد و در خانواده‌ای اهل هنر زاده شد. برادر بزرگترش (محمد مافی) نقاش می‌کرد و به هنرهای تجسمی می‌پرداخت و پدرش زرگر و حکاک بود و با این فن ظریف آشنایی داشت. او از کودکی قلم به دست گرفت و سرگرمی و دلخوشی او خوشنویسی و بازی با حروف و کلمات بود.

در کودکی به تشویق پدر نزد جلال‌الدین اعتضادی ملقب به «صدرالکتاب» آموختن خوشنویسی را شروع کرد. اعتضادی از خوشنویسان مشهور مشهد بود که در موزه آستان قدس رضوی کتاب‌ها و قطعات خطی قدیمی را مرمت می‌کرد.

مافی در دوره دبیرستان و در سن ۱۳ سالگی کار در مغازهٔ گلدوزی واقع در بازار سنگتراشان مشهد را که مجموعهٔ مهمی از حرفه‌ها و مهارت‌ها را دربرداشت، آغاز کرد. وظیفه او گلدوزی نقوش مهم تزئینی و مذهبی مانند گل و مرغ و عبارات مذهبی مثل: یا ضامن آهو و حضرت مهدی عج و غیره… بر روی پارچه‌های مخمل با چرخ بود.

سرعت بالا و ریتمیک چرخ خیاطی همراه با چرخش و حرکت بر روی پارچه نیازمند دقت و تناسب میان چشم، دست و ذهن است و شالوده بسیاری از هنرهای دیگر از جمله خوشنویسی است و مافی به یقین آن را دارا بود. مشهد شهری مذهبی بود و هنر و فرهنگ از طریق خطوط خوشنویسی و اسلیمی در معماری مساجد و بناها متجلی می‌شد.

این مجموعه از کاشیکاری‌ها و گچبری‌ها و نقوش تزئینی که رضا مافی دائم آن‌ها را می‌دید و با آن‌ها سروکار داشت، بعدها در زمینه هنری وی خالی از تأثیر نبود. همچنین رضا مافی مدتی در نزد مرحوم غراب که از استادان برجسته گراور سازی در خراسان بود، حضور یافت و امور فنی آن را از وی آموخت.

رضا مافی در ۱۸ سالگی به تهران آمد تا از استادان بزرگ بهره گیرد. او در کنار درس به تمرین خوشنویسی و نقاشی پرداخت. او در سال ۱۳۴۳ در انجمن خوشنویسان ایران در کلاس درس حسین میرخانی استاد ارشد آن انجمن حاضر شد و نزد وی شاگردی نمود.

او از اولین کسانی بود که دورهٔ ۴ سالهٔ خوشنویسی را سه ساله طی کرد. حسین میرخانی دریافته بود که مافی این استعداد را دارد که در آینده، نامورِ این هنر گردد.

مافی سپس به تمرین از خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی خوشنویس صاحب‌نام عهد ناصرالدین شاه پرداخت و شیوه‌اش بر خلاف خوشنویسان هم‌عصر خود به سمت کار قدما میل کرد.

رضا مافی علاوه بر کار هنری، برای تحقیق و به قول خودش «سیاحت و مطالعه» در زمینهٔ هنرهای شرقی چندین بار به کشورهای آسیایی و اروپایی سفر کرد و ره آورد این سفرها همیشه برای او پربار بود. مافی به اسب سواری توجه خاصی داشت و با اینکه به بیماری فشار خون مبتلا بود هرگز از این ورزش روی برنگرداند. در تیتراژ پایانی سریال هزاردستان (ساخته زنده یاد علی حاتمی) از او یاد شده است.

درگذشت رضا مافی
رضا مافی در یکم مهرماه ۱۳۶۱ در ۳۸ سالگی و در اوج موفقیت هنری به‌هنگام اسب‌سواری در جریان مجموعهٔ تلویزیونی هزاردستان از اسب سقوط کرد[۱] و دچار خون‌ریزی مغزی شد و در روز چهارم مهرماه ۱۳۶۱ درگذشت و در حرم عبدالعظیم حسنی دفن شد.

نقاشی خط رضا مافی
رضا مافی در هنر نقاشی خط به حق پیشگام بود و در این زمینه به موفقیت بزرگی نائل آمد و برخی او را نخستین هنرمند خوشنویسی می‌دانند که بر بوم نقاشی، خط نوشته است. او از نخستین کسانی بود که به هنر «نقاشیخط» روی آورد.

وی با تحت تأثیری از مکتب سقاخانه سعی داشت که اصول خونویسی خود را به نقاشی نزدیک کند. به دلیل چیره‌دستی او در خوشنویسی از همان اولین آثار نقاشیخط او تجلیل شد و به سرعت مجلات و روزنامه‌ها را به خود جلب کرد. مافی نمایشگاهی از آثار نقاشی آمیخته با خط یا با موضوع خط در گالری سیحون برگزار کرد که بسیار مورد توجه هنرمندان و هنرشناسان قرار گرفت. این نمایشگاه سر و صدای زیادی را به دنبال داشت، چرا که نخستین بار خوشنویسی سنتی را به صورت نقاشی مدرن درآورده و عرضه کرده بود.

البته قبل از مافی افرادی که فقط نقاش بودند از خط در نقاشی‌های خود استفاده کرده بودند ولی مافی که هم خوشنویس بود و هم نقاش از ترکیب این دو هنر راهی نو و شیوه‌ای جدید در هنر معاصر ایران پدیدآورد که تا به امروز ادامه پیدا کرده است و پیروان فراوانی دارد.

مافی سه سال بعد در سن سی سالگی خود دربارهٔ رابطه بین خط و نقاشی‌هایش می‌گوید:
هدف من زنده نگه داشتن خط زیبای نستعلیق است. تابلوهای من بر پایه‌های یک هنر اصیل و سنتی استوار است و از این روست که با فارغ بالی جست و جو می‌کنم و بی‌آنکه بخواهم ریشه این هنر را بخشکانم چراکه هدف آن احیا است. نه انهدام. فکر می‌کنم انواع خطوط و به ویژه خط نستعلیق از نظر فرم بسیار غنی است، با فراز و نشیب‌ها و کشیدگی‌ها و دوایر آن که کاملاً حالات القایی زیادی را دربردارند.

روش کار مافی
رضا مافی در ایجاد اثر هنری خود شگرد و روش‌های خاص خود را داشت. او به احساس آنی یا بداهه علاقه داشت و آن را مهم می‌دانست و حتی کارهای خود را غیرارادی خطاب می‌کرد. همچنین رضا مافی با حسی لطیف به ادبیات و فرهنگ ایرانی-اسلامی گرایش شدید داشت خود او در این باره می‌گوید: «من یک نقاش خطاط هستم، ولی خواننده شعر هستم؛ و زیاد هم شعر می‌خوانم و همین شعرها است که بر من تأثیر می‌گذارند و من می‌توانم یک تابلو بوجود آورم. اما از شعرهایی استفاده می‌کنم که حرف اتصالی بیشتری داشته باشند.

این از نظر روان‌شناسی هنری قدری مهم است که آدم از شاخه‌ای به شاخه دیگر نپرد و یک مسیر اتصالی را بپیماید، کلمات باید باهم بخوانند و اگر نخوانند هدف مرا که تداعی معانی برای بیننده است اعمال نمی‌کنند پس من هم از آن‌ها استفاده نمی‌کنم. برای مثال «باهر دو جهان عشق، به یک دل نتوان باخت» یکی از شعرهایی است که خیلی خوب می‌شود از آن استفاده کرد.» رنگ تابلوهای او بیشتر قهوه‌ای است با متن و نوشته‌هایی به همین رنگ که متمایل به سیاه است. این رنگ که وقار ویژه‌ای دارد به اثر حالتی کهنه و قدیمی می‌دهد.

او از بکار بردن رنگ‌های تند و درخشان به کلی گریزان بود و بندرت در ترکیب متن‌ها از آن‌ها استفاده می‌کرد. مطالعه «قلم چوب» های وی سند خوبی بر این موضوع است چراکه رنگهای قهوه‌ای کاملاً در جان آن‌ها رفته است.

او دیدگاه خود را این گونه بیان می‌دارد: «از این رنگ، بوی سنت و تجربه و کمال به مشام می‌رسد. نمی‌خواهم با ادغام بیدلیل رنگ‌ها و بدون اندیشیدن به محتوا، نقاشی و خطاطی کنم. من به فرهنگ غربی دامن نمی‌زنم و مانند هر انسان وطن دوستی که به فرهنگ کشورش علاقه دارد، نمی‌گذارم فرهنگ بیگانه بر من مسلط شود.»

در خلق آثار، مافی از تکنیک و متریال‌های گوناگون و جدید دریغ نمی‌کرد و همیشه دست به تجارب جدید می‌زد و با تلفیق مواد گوناگون به مضمون اثر می‌رسید.

مافی هم به سنت و هم به مدرنیسم توجه داشت. با اینکه آثار او متوجه و متأثر از هنرهای سنتی است، ولی دستیابی به فرم‌های جدید از اصول تخطی ناپذیر برای او بود. بیان تصویری آثارش یکسونگر و تک بعدی نیست و از ویژگی‌های مهم کارهای او چند بعدی بودن نگرشش در قلمروی هنر خوشنویسی بود. این ویژگی، او را در میان خوشنویسان و نقاشان معاصرش ممتاز کرده بود.

سیاه مشق رضا مافی
مافی در طول زندگی هرچند کوتاه خود بیش از هفتصد اثر خوشنویسی خلق کرد که شمار قابل توجهی از آن‌ها سیاه مشق است. از نکته‌های جالبی که در سیاه مشق‌های مافی دیده می‌شود، فرم‌های بدیع و جدیدی است که در بین آن‌ها وجود دارد و حتی در آثار غلامرضا اصفهانی هم دیده نمی‌شود.

در این سیاه مشق‌ها با اصل خلوت و جلوت با توده حروف و کلمات و فضای خالی موجود در صفحه و جانمایی و شکل بندی می‌شود. این نوع از سیاه مشق‌ها غالباً در سال ۱۳۶۱ شکل گرفته‌اند و نگارش آن‌ها مقارن با دوره تلاطم فکری مافی، چندین مرتبه تجربه شده است.

سیاه مشق‌های مافی نمایشگر قدرت و نوآوری در هنر خوشنویسی سنتی است. او بدون استفاده از قلم‌مو، با قلمِ نی و مرکب بر بوم می‌نوشت و به شیوه‌های مختلف خوشنویسی مانند نستعلیق، شکسته، ثلث، تعلیق و رقاع مسلط بود.

آثار سه بعدی
رضا مافی در دوره‌ای از فعالیت هنری خود با کارهای برجسته و سه بعدی حضور یافت. در این کارها مافی با یونولیت یا پلاستوفوم و برش دادن حروف و کلمه‌ها ترکیب بندی‌های گوناگون و بدیعی را از اشعار ایجاد می‌کرد. اثر نهایی با استفاده از مواد لعابی پوشانده می‌شد که به بیننده حسی از سرامیک و حتی گچبری‌ها را می‌داد. مافی طی یک مصاحبه در رابطه با این کارهای خود این‌گونه پاسخ می‌دهد: حقیقت این است که صرفاً به دلیل علاقه بینهایتی که به خط و نوشته‌ها و گچبری‌های مساجد داشتم به این راه کشیده شدم.

شیوه فنی خط نستعلیق در آثار مافی
رضا مافی در نوشتن خط نستعلیق پدیده جدیدی را تحریر و خلق نکرد. بلکه نستعلیق وی با عبور از آموزه اعتضادی و حسین میرخانی رهنمون پیدا کرد و در نهایت با سبک و سیاق میرزا غلامرضا اصفهانی به ثبت رسید.

اینکه رضا مافی در روند خوشنویسی نستعلیق به شیوه شخصی رسید یک سؤال قابل تأمل است و باید منتظر بود تا مجموعه کاملی از آثار وی مورد تحلیل متخصصین حرفه‌ای قرار بگیرد اما در مورد نکات فنی و شیوه مرحوم مافی همیشه این نکته مطرح است که او در عمر کوتاه خود یک برداشت‌کننده قوی از آثار میرزا بود تا جایی که به امانتدار و آینه داری برجسته برای شیوه او تبدیل شد.

در مورد مختصات فنی شیوه مرحوم مافی در خط نستعلیق حمید غبرا نژاد که یکی از علاقه مندان او و پیروان شیوه زنده یاد میرزاغلامرضای اصفهانی است معتقد است: «نوشتن بزرگتر از حد متعارف حرفهای دایره شکل، برگشت سریع حرکت پایین حرف «دال» و کوتاه شدن ضخامت آن، ضخامت مدات، چرخش و گردش بلند انتهای نقطه‌ها، استفاده از مرکبهای رنگی، نوشتن سیاه مشق بر روی ورق طلا و زر و… تمامی این خصوصیات و ابداعات را می‌توان شیوه نگارش خاص استاد رضا مافی برشمرد.»

با بررسی قلمهای مافی مشخص شد که قط قلمهای وی متوسط متمایل به محرف است. مرکز قلم تخصصی ایشان قلم جلی و کتیبه است و بیشترین گرایش را به این دو اندازه دارد. به ویژه تبحر مافی در قلم گردانی ماهرانه با قلم کتیبه حاکی از آن است که او با اعتماد بنفس بالا می‌نوشت و قلم کتیبه را به راحتی قلم مشقی در حالت ایستاده به حرکت درمی‌آورد.

سهراب سپهری و مافی
رضا مافی نگاهی رو به آینده داشت و به شعرهای شاعر رنگ‌ها، سهراب سپهری علاقه فراوانی داشت. وی طرح‌ها و نقاشی‌های سپهری را همیشه در گوشه‌ای از ذهن خود داشت و حتی از نظر فکری و معنوی به سپهری نزدیک بود.

برخی از تابلوهای موفق مافی که بر اساس قالب سیاه مشق شکل گرفته گویی ترجمه خوشنویسانه تابلوهای «سلسله درختان» سپهری است که در هم تنیدگی و در هم رفتن برشی از تنه‌های درختان جنگلی را ترسیم کرده و مافی در همان زمینه به بازی با حروف پرداخته که در نوع خود آثاری زیبا با ریتمی دلنشین به وجود آورده، آثاری که در آن‌ها با تنوع دانگ قلم از اصل پر انرژی و تضاد استفاده قابل توجهی شده است و چیدمان هوشمندانه و طراحی شده مفردات به عمق در تابلو انجامیده است.

نمایشگاه‌های مافی
رضا مافی هنرمندی پرکار بود. طی ۳۹ سال زندگی بیش از ۸۰۰ تابلو از خود به یادگار گذاشت و در حدود ۵۰ نمایشگاه از آثار او در داخل و خارج از کشور از جمله در کشورهای فرانسه و پاکستان و بلژیک و ترکیه و یوگسلاوی و انگلستان و سوئیس و ایتالیا عرضه و مورد توجه علاقه‌مندان قرار گرفت.

آخرین نمایشگاه آثارش در سال ۱۳۵۸ در تهران برای بزرگداشت شهیدان راه آزادی بر پاشد. در این نمایشگاه در پوستری تحت عنوان «آزادی اگر می‌طلبی غرقه به خون باش» نوشت: "نقدینه‌ای که از فروش تابلوها به دست آمده خرج سنگ نبشته‌های انقلاب اسلامی شود.
برپایی نمایشگاه در موزه ایران باستان (۱۳۴۶)
برپایی نمایشگاه‌های انفرادی (سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴)
برپایی نمایشگاه جمعی در پاریس (۱۹۷۱)
برپایی نمایشگاه انفرادی در پاریس (۱۹۷۲)
نمایشگاه انفرادی تهران -نمایشگاه هنرمندان معاصر در موزه ایران باستان (۱۳۵۰)
نمایشگاه جمعی تالار دانشکده‌های هنرهای زیبا (۱۳۵۱)
شرکت در نمایشگاه هنرمندان ایران در پاکستان (۱۳۵۲)
نمایشگاه جمعی در گالری لوترک (۱۳۵۳)
نمایشگاه سیمایی از هنر معاصر ایران (۱۳۵۴)
شرکت در نمایشگاه جهانی بلونیا در ایتالیا و شهر بال سوئیس (۱۳۵۵)
برپایی نمایشگاه انفرادی در بزرگداشت شهدای انقلاب اسلامی در باغ فردوس (۱۳۵۸)

مانی مشهدی
مانی مشهدی (درگذشت ۹۲۳ قمری) نقاش، کوزه گر و خطاط قرن نهم و دهم هجری و ابتدای عصر صفوی است.

زندگینامه مانی مشهدی
مانی مشهدی در سده نهم و دهم می‌زیست. پدر وی کاسه گار ماهری بود که مانی از وی هنر کاسه گری را بیاموخت. مانی در خطاطی و کاسه گری و تصویر گری بر روی کاسه‌ها مهارت بسیار داشت و تخلص خویش را مانی قرار داده بود. این شاعر و خطاط چیزه دست مذهب شیعه داشت و معاصر شاه اول صفوی و نیز امیر علی شیر نوایی بود.

وی مدتی در خدمت محمد حسین میرزا فرزند سلطان حسین بایقرا بود و اشعاری از وی در تذکره‌ها نقل گردیده است. برخی وی را اصالتاً مازنی دانسته و می‌گویند مدتی در هرات و مشهد زیسته است.

درگذشت مانی مشهدی
مانی در سال ۹۲۳ قمری در زمان یکی از هجوم‌های ازبکان به خراسان، به قتل رسید و در مشهد دفن گردید.

سلطان‌علی مشهدی
سلطان‌علی بن محمد مشهدی معروف به سلطان‌علی مشهدی و ملقب به سلطان الخطاطین و نظام‌الدین سلطانی (۸۴۱–۹۲۶ ه‍.ق/۱۴۳۵–۱۵۲۰م) از خوشنویسان ایرانی و از معروفترین نستعلیق‌نویسان قرن نهم و دهم ایران است.

هیچ‌یک از نستعلیق‌نویسان قدیم در زمان خود به اندازه او صاحب شهرت نشده‌اند. تمام کتیبه‌های مصر، مدارس هرات را که از بناهای سلطان حسین بایقرا و امیر علیشیر نوائی است، سلطان‌علی به خط نستعلیق اعلای جلی نوشته‌است. شیوه او در نستعلیق‌نویسی نزد خوشنویسان دربار گورکانیان هند بسیار مورد توجه بود.

سلطان‌علی مشهدی به سال ۸۴۱ در مشهد متولد شد و پس از کسب کمالات به دربار ابوسعید گورکان و سلطان حسین بایقرا راه یافت. سلطان علی مشهدی در سن ۸۵ سالگی در ۱۰ ربیع‌الاول ۹۲۶ بدرود حیات گفت. وی شاگرد اظهر تبریزی بود و شاگردانی چون محمد ابریشمی، سلطان محمد نور، سلطان محمد خندان و زین‌الدین محمود واصفی و میرعلی جامی تعلیم داد.

مهم‌ترین تألیف سلطان‌علی مشهدی رساله منظومی است در قالب مثنوی که به قواعد خط پرداخته که بعدها به آن عنوان «صراط السطور» را داده‌اند و میرعلی هروی آن را «صراط الخط» نامیده‌است؛ هرچند خود سلطان‌علی، هیچ نامی بر آن ننهاده بود.

مدفن سلطان‌علی مشهدی
سلطان‌علی مشهدی در سال ۹۲۶ قمری در هرات فوت کرد ولی بدنش به حرم امام رضا منتقل و در مقابل پنجره فولاد دفن شد.

سید احمد مشهدی
سید احمد مشهدی یا میر سید احمد (درگذشت ۹۸۶ ه‍. ق) از خوشنویسان زبردست خط نستعلیق در قرن دهم هجری است. او از سادات حسینی و اهل مشهد بود. پدرش در آستان حضرت رضا خدمت شمع‌ریزی داشت. سید احمد شاعر نیز بود که بعضی از اشعارش به خط خود او موجود است.

سید احمد مشهدی از سادات حسینی مشهد بود که برای تحصیل خط از مشهد به هرات رفت و به خدمت میر علی هروی رسید و جندی نگذشت که سرآمد شاگردان او شد. پس از تصرف کوتاه مدت هرات به دست شیبانی‌ها چون میرعلی را به بخارا کوچ دادند وی هم به دنبال استاد عازم آن دیار شد. می‌گویند پیاده تا بخارا راه پیمود و در آنجا نیز مدتی شاگردی استاد کرد.

وی پس از درگذشت استادش میر علی هروی چندی در کتابخانه عبدالعزیزخان ازبک به کتابت مشغول بود و پس از فوت وی به وطن برگشت. سید احمد چند سال نیز در دربار شاه طهماسب اول صفوی به کار کتابت و قطعه‌نویسی مشغول بود و همین‌طور پس از شاه طهماسب در دربار جانشین وی شاه اسماعیل دوم همین کار را ادامه داد که آوازه خوشنویسی او سبب شد او را به قزوین فرا خواند. سید احمد مشهدی پس از در گذشت شاه اسماعیل دوم به مازندران رفت و درهمانجا به سال ۹۸۶ بدرود حیات گفت.

شاگردان سید احمد مشهدی
از شاگردان وی می‌توان حسنعلی مشهدی، علیرضا مشهدی، محمدرحیم مشهدی، قانعی، محمد حسین تبریزی و قاضی احمد بن میرمنشی مؤلف کتاب «گلستان هنر» را می‌توان نام برد.

یوسف مشهدی
مولانا یوسف مشهدی از خوشنویسان قرن هفتم هجری است. از او در سایر خطوط ششگانه هم آثاری باقی مانده‌است. نصرالله طبیب از شاگردان یاقوت مستعصمی بوده و گفته می‌شود در سال وفات یاقوت درگذشته است. او حدود ۷۰۰ ه‍. ق بدرود حیات گفته‌است.

در اواخر عمر از عراق به آذربایجان رفت و در شهر تبریز به کتابت و تعلیم پرداخت. از شاگردان او عبدالله صیرفی است. از آثار یوسف مشهدی قرآنی در کتابخانه‌ی ایاصوفیه استانبول نشانی داده‌اند که تاریخ ۶۶۸ ق دارد.

مصطفی مهدی‌زاده
مصطفی مهدی‌زاده (۱۳۲۸ مشهد - ۲۴ آبان ۱۳۸۸ تهران) از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان معاصر ایران است. مصطفی مهدی‌زاده فرزند غلامحسین در سال ۱۳۲۸ در مشهد متولد شد. از همان دوران کودکی و دبستان به هنر علاقه‌مند بود و با پس از پایان دوران تحصیل در دبیرستان در کلاس‌های خوشنویسی «سید غلام‌رضا موسوی خطاط» شرکت کرد و از سال ۱۳۴۷ کلاس‌های انجمن خوشنویسان ایران در مشهد را اداره می‌کرد.

در سال ۱۳۴۸ او با شرکت در کلاسهای استاد حسین میرخانی، توانست به سرعت دوره‌های خوش‌نویسی را با موفقیت سپری کند. مهدی‌زاده از سال ۱۳۵۰ به عنوان مدرس انجمن خوشنویسان ایران در مشهد آغاز به کار کرد.

او در سال ۱۳۵۱ نیز به استخدام آستان قدس رضوی در آمد. او بسیاری از کتیبه‌های مجموعه آستان قدس رضوی را نوشت و مدتی مسؤولیت «آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی» را عهده‌دار بود. از سال ۱۳۵۸ که انجمن خوشنویسان به شکل شورایی اداره شد، عضویت و سرپرستی شورا را تا سال ۱۳۷۰ برعهده‌ داشت.

مهدی‌زاده از سال ۱۳۷۳ به تهران رفت و کارش را در آستان قدس با مسؤولیت موزه ملک در تهران ادامه داد. او همچنین پس از اقامت در تهران عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران و مدرس این انجمن در تهران شد و تا اواخر عمرش نیز این همکاری ادامه داشت؛ او سرپرستی انجمن خوشنویسان ایران شعبه شمیرانات را که بزرگترین شعبه این انجمن در سراسر کشور است را عهده‌دار بود.

مصطفی مهدی‌زاده در بسیاری از نمایشگاه‌های خوشنویسی گروهی داخل و خارج از کشور شرکت کرد و آثارش در بسیار از مجموعه‌های خوشنویسی به‌چاپ رسیده است. مصطفی مهدی‌زاده شامگاه ۲۴ آبان ماه ۱۳۸۸ به علت عارضه تنفسی و ایست قلبی در بیمارستان جم تهران درگذشت و پیکر او پس از تشیع از مقابل ساختمان انجمن خوشنویسان واحد شمال و با حضور جمعی از اهالی هنر خوشنوسی و شاگردانش به مشهد منتقل و در صحن جمهوری حرم امام رضا به خاک سپرده شد.

میر علی هروی
میر علی سادات حسینی هروی (ح. ۸۸۰ – ۹۵۱ ه.ق.) معروف به میر علی هروی و میرجان و ملقب به کاتب سلطانی خوشنویس دری‌زبان، از سرآمدان نستعلیق‌نویسی و از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری بود.

خط او از نظر رعایت اصول، استحکام و همواری، صفا و شأن، تا زمان خود بی‌همتا بوده و شاید پس از او جز میرعماد حسنی قزوینی کسی یارای برابری با او نداشته باشد. خط او حتی بر خط سلطان‌علی مشهدی برتری دارد. او بر روی خوشنویسان پس از خود تأثیر بسزایی گذاشته است.

زندگی میر علی هروی
میر علی هروی پسر میر محمد باقر ذوالکمالین از خوشنویسان شهیر عصر گورکانی بود. ابتدا در هرات به کسب علوم و فضائل پرداخت و در خدمت پدرش که جامع معقول و منقول بود در اغلب رشته‌های ادبی اطلاعاتی کسب نمود. آن‌گاه به تعلیم و تعلم خط پرداخت تا جایی که از هنرمندان هم‌عصر خود گوی سبقت را ربود.

ملا میر علی هروی زندگی متلاطمی داشت و در دوران پرآشوبی می‌زیست. او از سادات حسینی و از اهالی هرات بود. به علت اقامت طولانی در مشهد گاهی او را مشهدی هم خوانده‌اند. خانوادهٔ او در ۹۱۱ ه.ق. (۱۵۰۶ م.) به مشهد کوچ کردند ولی به‌زودی به هرات بازگشتند و در همان‌جا ماندگار شدند.

او شاگرد زین‌الدین محمود از شاگردان بی‌واسطه سلطان‌علی مشهدی بود ولی معلوم نیست که خود او هم نزد سلطان‌علی مشهدی مشق کرده باشد. اما آنچه مسلم است این که خط او از هر دو استاد پیشی گرفت و شاگردان زیادی تربیت کرد.

میرعلی در جوانی در دارالانشاء حکام هرات به کتابت احکام مشغول بود. پس از آن به دربار سلطان حسین میرزا بایقرا راه یافت و از مقربان دربار این پادشاه هنرپرور شد و لقب سلطانی و کاتب السلطانی را از او دریافت کرد. چنان‌که او برخی از آثارش را با امضاء «میرعلی الکاتب السلطانی» رقم زده است.

او تا ۹۱۱ یعنی زمان درگذشت سلطان حسین بایقرا در هرات بود و پس از آن گاهی در مشهد و گاهی در هرات به سر می‌برد. تا ۹۱۹ شاه اسماعیل اول صفوی هرات را فتح کرد و میر علی تحت حمایت کریم الدین حبیب‌الله ساوجی درآمد.

پس از کشته شدن حبیب‌الله، در زمانی که سام میرزا صفوی از طرف برادرش شاه تهماسب فرمانروای خراسان بود و و پیشکارش حسن خان شاملو بود، میرعلی سه سال در هرات بود. تا اینکه در ۹۳۵ عبیدالله یا عبیدخان ازبک برادرزاده محمد خان شیبانی مؤسس سلسله ازبکیه، این شهر را برای مدت کوتاهی تسخیر کرد و میرعلی هروی را با خود به مقر خود بخارا برد و میر علی را به معلمی عبدالعزیز خان فرزند خود گماشت و به کار کتابت مشغول کرد.

او نزدیک به ۱۶ سال در بخارا بود و نتوانست از آنجا خارج شود و با افسردگی روزگار می‌گذرانید تا در همان شهر درگذشت. گویا تا سدهٔ گذشته نیز سنگ مزار او در بخارا هنوز قابل رؤیت بوده است. میرعلی هروی تا هنگام مرگش در حدود ۹۵۱ ه.ق. (۱۵۴۴ م.) در این شهر کار می‌کرده است.

میر علی که مردی درویش‌مسلک و آزاده بود از دوری خانواده و وطن و مهاجرت اجباری به بخارا دلگیر و افسرده بود و این شعر که از اوست و چندین بار آن را با تفاوت‌های اندکی نوشته‌است گویای درد دل و روح پر آلام اوست:
عمری از مشق دوتا بود قدم همچون چنگ
تا خــط من بیچـاره بدیــن قانون شـــد
طالـب من همــه شاهــان جهاننــد ولی
در بخارا جگـــر از بهر معیشت خــون شد
سوخت از غصـــه درونم چکنم چون سازم
که مرا نیست از این شهـــر ره بیرون شـد
این بلا برسرم از حسن خط آمد امــــروز
وه که خط سلسلهٔ پای من مجنون شـــد

شاگردان میرعلی هروی
هفت تن را از شاگردان مهم میرعلی هروی ذکر کرده‌اند:
میر محمد باقر فرزند میرعلی، خطاط دربار عبدالرحیم خان‌خانان و همایون شاه و اکبرشاه از امپراتوران گورکانی هند
خواجه محمود شهابی که مدتی کلانتر هرات بود و به بخارا و بلخ مهاجرت کرد.
میرسیداحمد مشهدی کاتب و ملازم شاه‌تهماسب
میرحسین بخارایی یا میرحسین کلنگی بخاری
مالک دیلمی استاد میرعماد
میرحیدر بخارایی یا میرحیدر حسینی تبریزی
میرچَلَمه یا اسکندر چلمه بخاری، که گفته می‌شود وقتی ترقی کرد و میرعلی به وی اجازه داد که در قطعاتش عنوان «کتبه میرعلی» را رقم کند، میرچلمه به استاد پرخاش کرد و میرعلی آزرده شد و وی را نفرین کرد و چلمه پس از اندک زمانی نابینا شد.

آثار میرعلی هروی
از میر علی هروی آثار متعددی به‌صورت کتاب و رساله و قطعات مختلف باقی مانده که در موزه‌های مهم ایران و سایر کشورها و مجموعه‌های شخصی نگهداری می‌شود. از جمله او در ۹۲۵ ه.ق. (۱۵۱۹ م.) یعنی هنگامی که در هرات می‌زیسته نسخه‌ای از بوستان را نوشته که اکنون در موزه اسلامی و ترکی در استانبول نگهداری می‌شود.

میر علی هروی در شعر و معما نیز دست داشت و به ترکی و فارسی شعر می‌سرود. همچنین نثر او عالی است و او را ازجمله منشیان دانسته‌اند. از آثار منثور او رساله مدادالخطوط را می‌توان نام برد.

خوشنویسان اهل نیشابور:

شاه‌محمود رهی نیشابوری 
شاه‌محمود رهی نیشابوری از خوشنویسان و نستعلیقنویسان بزرگ قرن دهم هجری است. او اهل نیشابور بوده و در خطاطی، نقاشی و شعر دست داشته و «رهی» تخلص می‌کرده است. این هنرمند بیشتر زندگی خود را در مشهد بسر برده و در خوشنویسی شاگرد سلطانعلی مشهدی و عبدی نیشابوری بوده است. او را با خوشنویس نامی هم عصر خود شاه محمود نیشابوری و شاعر معاصر رهی معیری که او هم «رهی» تخلص می‌کرد، نباید اشتباه گرفت.

سلیم نیشابوری
سلیم نیشابوری خوشنویس زبردست قرن دهم هجری و از شاگردان شاه‌محمود نیشابوری در خط نستعلیق بوده که به نوشته عبدالمحمدخان ایرانی در کتاب پیدایش خط و خطاطان در نقاشی و تذهیب نیز دست داشته است.

در این کتاب آمده او پس از شاگردی شاه محمود نیشابوری استاد مسلم خوشنویسی به استرآباد رفت و نزد جلال الدین حیدر استرآبادی شاگردی کرد و پس از آن مدتی هم در یزد نزد قطب الدین یزدی به تحصیل خط پرداخت. تا در نگاشتن خط خفی و جلی مهارتی کامل یافت.

شاه‌محمود نیشابوری
شاه‌محمود نیشابوری ملقب به زرین قلم از خوشنویسان قرن دهم است. او در خط نستعلیق استادی بی‌نظیر بوده و از این نظر مولانا عبدی عمو و استاد خود را که در اوایل سلطنت شاه تهماسب بهترین خطاط سلطنتی محسوب می‌شده تحت‌الشعاع قرار داد و از او لقب زرین قلم را گرفت.

شاه اسماعیل برای او احترام خاصی قائل بود. به طوری که در جنگ چالدران با عثمانی (۹۲۰ه‍. ق/۸۹۳ه‍. ش) چنان نگران سلامتی او بود که دستور داد این خوشنویس بزرگ و نیز نقاش معروف، کمال‌الدین بهزاد را همچون گنجی گران‌بها در غاری امن پنهان کردند.گفته می‌شود پس از جنگ، شاه قبل از هر چیز سلامتی این دو استاد را جویا شد.

شاه محمود نیشابوری ازجمله خوشنویسانی بود که همراه با خوشنویسان صاحب نامی چون مولانا مالک دیلمی و تنی چند از نستعلیق‌نویسان دیگر مانند محب‌علی (سرپرست کتابخانه)، ملا عیشی هروی و مولانا رستم علی که در ابتدا برای بهرام میرزا صفوی کار می‌کرد، مشغول نوشتن نسخه خطی هفت اورنگ جامی شد.

این کتاب از مشهورترین نسخه‌های خطی است و اکنون در نگارخانه فری‌یر در واشینگتن است. اتمام این کتاب با بیست و هشت مینیاتوری که دارد نه سال طول کشید.

در جوانی از ملازمان شاه تهماسب صفوی شد و همراه خوشنویسان و نقاشان دیگر در کتابخانه سلطنتی در تبریز مشغول کتابت بود. سپس به مشهد رفت و بیست سال در آنجا زیست. شاه محمود تمام عمر مجرد زیست و ازدواج نکرد. گفته می‌شود در سال ۹۷۲ در مشهد درگذشته و در جوار قبر سلطان‌علی مشهدی به خاک سپرده شده، اما آثار تاریخ دار وی پس از این تاریخ هم موجود است.

عبدی نیشابوری
مولانا عبدی نیشابوری از خوشنویسان و نستعلیق‌نویسان و شاعران بزرگ قرن دهم هجری است. او در اوایل سلطنت شاه تهماسب اول صفوی بهترین خطاط سلطنتی محسوب می‌شده است.
نام اصلی او عبدالله است و نام پدرش حسن است.

او به ملا عبدی قلندر نیز شهرت دارد چرا که امیرعلی‌شیر نوایی او را چنین خوانده و خود نیز با این نسبت رقم دارد. عبدی نیشابوری از خوشنویسان ملازم دربار شاه تهماسب صفوی بود که ظاهراً در دربار شاه اسماعیل نیز به امر کتابت اشتغال داشته و به همین مناسبت «شاهی» رقم می‌کرده است.

هرچند بسیاری از منابع قدیمی خط کتابت عبدی را ستوده و او را کاتبی بی‌بدل خوانده‌اند، اما در خط مشق و جلی نیز آثار شیوائی دارد. مولانا عبدی از شاگردان سلطان‌علی مشهدی بود. همچنین او عمو و استاد شاه‌محمود نیشابوری ملقب به زرین قلم خوشنویس بزرگ دربار شاه طهماسب بود.

آثار عبدی نیشابوری
برخی از آثار او عبارتند از:
«دیوان» شعر؛
یک نسخه «حال‌نامهٔ»عارفی، به قلم کتابت خوش، با رقم: «تمّت... علی یدالضعیف عبدی نیشابوری»؛
دو قطعه از مرقع شاه اسماعیل، به قلم دودانگ و نیم دودانگ و کتابت خفی خوش، با رقم‌های: «مشقه... عبدی‌بن حسن قلندر ۹۹۶»
آثار مختلف دیگر که در کتاب «احوال و آثار خوشنویسان» به آنها اشاره شده است.

کاتبی ترشیزی
شمس‌الدین محمد بن عبدالله کاتبی ترشیزی نام شاعر و خطاط شهیر ایرانی در سده نهم قمری است. وی در روستای طرق، نزدیک ترشیز و نیشابور، به دنیا آمد و به همین سبب او را نیشابوری و ترشیزی نیز خوانده‌اند.

تحصیلات کاتبی ترشیزی
کاتبی شعر و ادبیات و خوش‌نویسی را در نزد سیمی نیشابوری آموخت؛ تا اینکه کاتبی، نیشابور را به قصد هرات رها کرد و در هرات به خدمت بایسنقر پسر شاهرخ رسید؛ و قصایدی را نیز در مدح او سرود. پس از آن محمد کاتبی به استرآباد، مازندران، گیلان، شروان و آذربایجان سفر کرد.

در شروان، منوچهرشاه شروانی را چندین بار مدح نمود و از او صله دریافت کرد. پس از آن در آذربایجان، اسکندر قره‌یوسف، یکی از شاهزادگان قراقویونلو را ستایش نمود. در گیلان، به سلطان ابراهیم میرزا تیموری خدمت کرد. آن‌گاه کاتبی، روی به اصفهان نهاد و به خدمت ابن ترکه اصفهانی پیوست و در نزد او اصول عرفان و تصوف را آموخت. پس از مدتی، کاتبی به استرآباد بازگشت.

درگذشت کاتبی ترشیزی
کاتبی در استرآباد و در سال ۸۳۹ قمری احتمالاً در اثر طاعون درگذشت.

آثار کاتبی ترشیزی
از کاتبی منظومه‌هایی چون گلشن ابرار، ده باب، محبّ و محبوب، سی‌نامه، مجمع‌البحرین و تجنیسات برجای مانده است. دیوان او مرکب از قصایدی در حمد خدا، ستایش پیامبر اسلام و برخی شاهان و امیران است. کاتبی، در قصاید به استقبال شاعرانی چون خاقانی و کمال‌الدین اسمعیل رفته است.

محمدحسین باخرزی
محمدحسین باخرزی یا میر محمدحسین رزه‌ای باخرزی یا میر محمد حسین هروی از خوشنویسان و نستعلیقنویسان برجسته و از شاعران سدهٔ دهم هجری است. اودر قزوین خوشنویسان می‌کرد و تذکره‌نویسان قدیمی‌تر او را از رزهٔ باخرز از نواحی نیشابور و تذکره‌های جدیدتر وی را از اسفراین دانسته‌اند.

خط میر محمدحسین در کتابت را پخته و حتی بعضی در نهایت کمال ذکر کرده‌اند. وی در قزوین با اکثر بزرگان دربار شاه طهماسب همنشین بود اما پس از مرگ شاه به خراسان رفت و به کشاورزی پرداخت.

قاضی احمد قمی مولف «خلاصه التواریخ» با او دیدار کرده و او را آراسته به کمالات و شعرش را نیکو دانسته است. در اوان ترکتازی ترکمانان و تحولات خراسان، پریشان حال و بی‌سامان شده و در همان اوان درگذشته است. میر خلیل الله شاه خوشنویس نامدار دربار ابراهیم عادل‌شاه ثانی امیر دکن ملقب به «پادشاه قلم» برادرزاده میر محمدحسین بود.

اساتید محمدحسین باخرزی
برخی منابع او را شاگرد سلطان محمد خندان و شاه‌محمود نیشابوری دانسته‌اند و برخی او را شاگرد محمدقاسم شادیشاه ذکر کرده‌اند که از تعلیم شاه محمود نیشابوری و سلطان محمد خندان نیز بهره‌مند شده‌است.

امضا محمدحسین باخرزی
به قلم کتابت حمدحسین باخرزی چنین رقمی وجود دارد: «کاتبها الفقیر (محمدحسین) الحسینی غفر ذنوبه و ستر عیوبه. تحریرا فی شهر رجب المرجب سنهٔ ۹۷۶ بمقام رزه من اعمال باخرز».

آثار محمدحسین باخرزی
یک نسخه «دیوان» امیر شاهی که به احتمال قوی به خط اوست.

منابع:
پارسادوست، منوچهر (۱۳۸۱). شاه اسماعیل دوم، شجاع تباه‌شده. تهران: شرکت سهامی انتشار.
پاکباز، رویین (۱۳۸۵). دائرةالمعارف هنر (ویراست پنجم). تهران: فرهنگ معاصر.
«زندگی‌نامه استاد حسین ماستیانی هنرمند نقاش و پیکرتراش برجسته سبزوار». اسرارنامه
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران ۱۳۶۳
فضایلی، حبیب‌الله، اطلس خط،انتشارات مشعل اصفهان ۱۳۶۲
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران ۱۳۶۳
اخوین، عباس، «یک‌عمر نستعلیق»، چاپ اول تهران: ترسیم، ۱۳۶۴
اخوین، عباس، «بحر عشق»، چاپ اول تهران، ۱۳۶۷
راهجیری، علی، خوشنویسان ایران، تهران، فرهنگ مکتوب، ۱۳۸۵
کریم زاده تبریزی، محمدعلی - احوال و آثار نقاشان قدیم ایران - انتشارات مستوفی - تهران ۱۳۷۶ شابک:۲-۰۱-۶۵۳۲-۹۶۴ ص ۲۴۰
فضایلی، حبیب‌الله. اطلس خط. انتشارات مشعل اصفهان. چاپ دوم، اصفهان۱۳۶۲ش. ص ۴۸۹–۴۹۱
گری، بازیل. نقاشی ایران. انتشارات عصرجدید. ترجمه: شروه، عربعلی. تهران ۱۳۶۹ش. ص ۱۲۹ و ۱۲۵
مکتب تبریز (۸۷۷ تا ۹۶۴ ه‍. ش ). وب‌گاه تبیان بازدید ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
بیانی، مهدی. احوال و آثار خوشنویسان. انتشارات علمی. چاپ دوم. تهران ۱۳۶۳ش ص ۴۲۴ تا ۴۲۶
گری، بازیل. نقاشی ایران. انتشارات عصرجدید. ترجمه شروه، عربعلی. تهران ۱۳۶۹- ص ۱۱۹
هدایت، رضاقلی‌خان (۱۳۸۸). «کاتبی ترشیزی». در نصرت‌الله فروهر. ریاض‌العارفین. به کوشش سید رضی واحدی و سهراب زارع. تهران: انتشارات امیرکبیر. ص. ۱۵۶.
ذبیح‌الله صفا (۱۳۴۲). تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن‌سینا. ص. ۴۴۸.
ایرج سعادتمند توندری (۱۳۸۴). ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب. ص. ۲۹۶.
فضایلی، حبیب الله. اطلس خط. انتشارات مشعل اصفهان. چاپ دوم، اصفهان۱۳۶۲ش ص ۴۹۱ و ۴۷۳
بیانی، مهدی. احوال و آثار خوشنویسان. تهران ۱۳۶۳ش جلد۳ ص ۶۸۵ -۶۸۴
منشی قمی، قاضی احمد. گلستان هنر تصحیح: احمد سهیلی خوانساری ۱۳۵۰ . انتشارات منوچهری.۱۳۸۳ ص ۱۰۲
مصطفی بن احمد عالی.مناقب هنروران. ترجمه و تحشیه: توفیق ه‍. سبحانی. تهران ۱۳۶۹ ش ص ۸۲ ،۷۱


در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.

شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران

© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط