بررسی سه سنت الهی در روایت امام باقر (ع) – رُعب، نصر و طی الأرض

ازترور تا ترس: چگونه شهادت رهبر انقلاب، دشمنان را در جنگ سوم تحمیلی زمین‌گیر کرد؟

هدف این پژوهش آن است که با تطبیق سه سنت الهی «رُعب، نصر و طی الأرض» از روایت امام باقر (ع) بر وقایع پس از شهادت رهبر انقلاب، نشان دهد چگونه ترور دشمنان به ترس خودشان تبدیل شد و خداوند با این سه ابزار غیبی، آنان را در جنگ تحمیلی سوم زمین‌گیر کرد و ایران اسلامی را به عنوان پیش‌قراول سنت‌های مهدوی تثبیت نمود.
يکشنبه، 30 فروردين 1405
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
ازترور تا ترس: چگونه شهادت رهبر انقلاب، دشمنان را در جنگ سوم تحمیلی زمین‌گیر کرد؟
مقدمه:
بیان مسئله:
جنگ تحمیلی سوم، واژه‌ای است که این روزها بر زبان بسیاری از تحلیلگران مقاومت جاری است. نه جنگی با توپ و تانک صدامی، بلکه جنگی تمام‌عرضه با ترکیبی از ترور، تحریم، بمباران رسانه‌ای، تهدید نظامی و عملیات‌های روانی. اوج این جنگ، زمانی رقم خورد که دشمنان از مواجهه مستقیم با رهبری ناتوان ماندند و دست به پست‌ترین اقدام ممکن زدند: ترور ناجوانمردانه رهبر عزیز انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه).
 
اما آنچه در محاسبات دشمن نیامد، این بود که شهادت رهبر، پایان کار نبود؛ بلکه نقطه عطفی شد برای ظهور سه سنت الهی که در روایات مهدوی، وعده یاری قائم آل محمد (ع) توصیف شده است.
 
 امام باقر (ع) می‌فرمایند: «الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ، تُطْوَى لَهُ الْأَرْضُ...»؛ یعنی قائم ما با رُعب (ترس افکنده شده در دل دشمن) یاری می‌شود، با نصرت (یاری الهی) تأیید می‌گردد، و زمین برایش درنوردیده می‌شود.(1)

پرسش اصلی این مقاله آن است: آیا می‌توان نشانه‌های این سه سنت الهی را در وقایع پس از شهادت رهبر انقلاب و شکست دشمنان در جنگ تحمیلی سوم مشاهده کرد؟
 
 و اگر پاسخ آری است، چگونه این سه ویژگی – رُعب، نصر و طی الأرض – در عملیات‌های نظامی، فضای روانی، اتحاد ملی و بازدارندگی ایران اسلامی تجلی یافته است؟
 
ضرورت بحث:
پرداختن به این موضوع از چند جهت ضروری است:
اولاً: جامعه ایران امروز نیازمند روایتی مستند و امیدآفرین از شکست دشمنان است؛ روایتی که نه بر اساس شعار، که بر پایه متون دینی و وقایع عینی استوار باشد.
 
ثانیاً: بسیاری از جوانان ایرانی که عاشق رهبر شهید خود هستند و در عین حال منتظر امام زمان (ع) نیز می‌باشند، نیاز دارند بدانند که مقاومت امروز ایران، بی‌ارتباط با سنت‌های الهی وعده‌داده‌شده در عصر ظهور نیست؛ بلکه زمینه‌سازی و پیش‌قراولی برای آن ظهور است.
 
ثالثاً: تحلیل غربی از شهادت رهبر، مبتنی بر فرض فروپاشی ایران بود. اما واقعیت میدانی، این فرضیه را به کلی باطل کرد. تبیین علمی و دینی این «شکست محاسبات دشمن» یک ضرورت راهبردی برای جبهه مقاومت است.
 
رابعاً: روایت امام باقر (ع) درباره قائم (ع)، یکی از جامع‌ترین روایات در تبیین ابزارهای یاری الهی است. تطبیق آن با وضعیت کنونی ایران، هم به عمق‌بخشی ایمان مهدوی کمک می‌کند و هم به مخاطب نشان می‌دهد که سنت‌های الهی، اختصاص به زمان ظهور ندارد و نشانه‌های آن پیش‌تر نیز قابل رؤیت است.
 
خامساً: جنگ تحمیلی سوم هنوز به پایان نرسیده، اما شکست راهبردی دشمن در مرحله اول (بهره‌برداری از شهادت رهبر) قطعی شده است. مستندسازی این شکست با تکیه بر سنت‌های الهی، سلاحی روانی برای ادامه مسیر مقاومت خواهد بود.
  
اهداف مقاله :
این مقاله در راستای تحقق اهداف زیر تدوین شده است
1.تبیین سه سنت الهی «رُعب، نصر، طی الأرض» بر اساس روایت امام باقر (ع) و تفسیر دقیق هر یک با تکیه بر منابع معتبر روایی و قرآنی.
 
2.کشف نشانه‌های این سه سنت در وقایع پس از شهادت رهبر انقلاب، از جمله: ترس فلج‌کننده دشمنان (رُعب)، تثبیت و اتحاد بی‌سابقه نظام و ملت (نصر)، و قدرت بازدارندگی موشکی و پهپادی همراه با نفوذ فرهنگی بی‌مرز (طی الأرض)
 
3.تحلیل شکست دشمنان در «جنگ تحمیلی سوم» با تأکید بر این نکته که ترور رهبر، نقطه اوج وحشت دشمن از نفوذ معنوی ایشان بود و شهادت، نه تنها نظام را تضعیف نکرد، بلکه آن را با نصرت الهی استوارتر ساخت
 
4.ارائه الگویی از «امید مهدوی» برای مخاطب ایرانی که همزمان عاشق رهبر شهید، منتظر امام زمان (ع) و دلبسته به وطن خود است؛ نشان دادن اینکه مقاومت امروز ایران، بی‌ارتباط با وعده‌های ظهور نیست و ملت ایران در مسیر تحقق همان سنت‌های الهی گام برمی‌دارد
 
5.تقویت گفتمان مقاومت در فضای داخلی و بین‌المللی با تکیه بر مستندات دینی و تحلیل‌های عینی، تا هم نسل جوان ایران به عمق وعده‌های الهی ایمان آورد و هم دشمنان بدانند که خون شهید خامنه‌ای، رُعب آنان را چند برابر کرده و نصرت الهی در انتظار صابران است
 

از ترور تا ترس: چگونه شهادت رهبر انقلاب، دشمنان را در جنگ سوم تحمیلی زمین‌گیر کرد؟

1- منصور بالرُعب – یاری شدن با ترس افکنده شده در دل دشمن

1-1. رُعب الهی یعنی خداوند بدون درگیری نظامی، ترس را بر دل دشمنان مسلط می‌کند.
رُعب در لغت به معنای ترسی عمیق و فراگیر است که اراده و قدرت تحلیل را از انسان می‌گیرد. اما آنچه در روایت امام باقر (ع) آمده، یک پدیده صرفاً روانشناختی نیست؛ بلکه «رُعب الهی» است؛ یعنی خداوند خود مستقیماً این ترس را در دل دشمنان اولیایش می‌اندازد، بدون اینکه مؤمنان کاری جز ایمان و استقامت انجام دهند.
 
این نوع یاری، نشانه محبوبیت بنده نزد خداست که حتی پیش از برخورد فیزیکی، دشمن از درون فرو می‌پاشد. در سیره پیامبر اکرم (ص) نیز آمده است که تا فاصله یک ماه راه، رُعب ایشان در دل دشمنان می‌افتاد. این رُعب، نه با لشکرکشی و نه با سلاح گرم ایجاد می‌شد، بلکه با ابهت معنوی و پشتیبانی غیبی حاصل می‌گشت.
 
در جریان شهادت مظلومانه رهبر عزیزمان، عیناً همین واقعه تکرار شد. دشمنان تصور می‌کردند با حذف فیزیکی ایشان، ترس به دل ملت ایران خواهد افتاد و نظام فرو می‌پاشد.

اما برعکس، آنچه رخ داد این بود که خداوند رُعب را به دل خودِ دشمنان انداخت؛ چرا که مشاهده کردند ملتی با شهادت رهبرش نه تنها نترسید، بلکه مصمم‌تر، یکپارچه‌تر و خشمگین‌تر از قبل به میدان آمد.
 
همین صحنه‌ها – از تشییع میلیونی تا سخنرانی‌های آتشین جوانان – چنان ترسی در دل آمریکا و اسرائیل ایجاد کرد که تحلیلگران غربی اذعان کردند: «ما پیروزی را از دست دادیم». این دقیقاً همان «منصور بالرعب» بودن در سطح امت است؛ یعنی خداوند با تدبیر خود، ترس را جابه‌جا کرد: از دل مؤمنان بیرون برد و در دل دشمنان جای داد.
 
2-1. در روایت، قائم (ع) «منصور بالرعب» معرفی شده، نه «منصور بالجیش» (با لشکر).
امام باقر (ع) با دقت واژه «منصور بالرعب» را به کار برده تا تأکید کند که نوع پیروزی قائم (ع) با پیروزی‌های معمولی نظامی تفاوت بنیادین دارد. در جنگ‌های متعارف، پیروزی با لشکرکشی، تجهیزات پیشرفته، و نیروی انسانی فراوان حاصل می‌شود؛ اما در فرهنگ مهدوی، عنصر تعیین‌کننده «رُعب الهی» است که کار را پیش از هر درگیری تمام می‌کند.
 
 این بدان معنا نیست که لشکر و سلاح وجود ندارد، بلکه معنایش این است که نقطه ثقل پیروزی، ترسی است که خدا در دل دشمن می‌اندازد و لشکر و ابزار در درجه دوم قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر، دشمنان پیش از آنکه شمشیری بر آنان کشیده شود، روحیه خود را از دست می‌دهند.
 
در وضعیت کنونی ایران و پس از شهادت رهبر، این حقیقت به روشنی دیده می‌شود. دشمنان صهیونیستی و آمریکایی با داشتن پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی جهان و نیز پایگاه‌های متعدد در منطقه، نتوانستند از شهادت رهبر به عنوان یک فرصت برای فروپاشی ایران استفاده کنند. چرا؟
 
چون رُعب الهی چنان بر دلشان مستولی شد که جرأت هیچ اقدام تهاجمیِ آشکار را پیدا نکردند. آنها دیدند که سخنرانی یک جوان ایرانی در میدان فلسطین تهران، ده‌ها میلیون دلار عملیات روانی آنان را خنثی می‌کند.

این همان «یاری با رُعب» است بدون اتکای اصلی به لشکر. بنابراین، شهادت رهبر نه تنها باعث تضعیف جبهه مقاومت نشد، بلکه به برکت همین سنت الهی، قدرت بازدارندگی ایران چند برابر گردید و دشمن از همان «ترس از بقا» به «ترس از خون شهید» مبتلا شد.
 
3-1.این رُعب از سنت‌های الهی برای اولیای خداست، همچون رُعب پیامبر (ص) در مسیر یک ماهه.
خداوند در قرآن کریم بارها به سنت‌های ثابت خود اشاره کرده که تغییرناپذیرند: «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا». یکی از این سنت‌های الهی، انداختن رُعب در دل دشمنان اولیای خاص خداست. درباره پیامبر اکرم (ص) روایت شده که تا مسافت یک ماه راه، دشمنان از ایشان می‌ترسیدند، بی‌آنکه ایشان را دیده باشند یا جنگی رخ داده باشد.
 
 این رُعب نه از روی ضعف دشمن، بلکه از روی قدرت الهی بود که در وجود پیامبر (ص) قرار داده شده بود. این سنت در مورد ائمه معصومین (ع) نیز جاری بوده و در عصر غیبت، به برکت وجود نایبان برحق و رهبران الهی، در امت نیز بازتاب می‌یابد.
 
دشمنان اسلام امروز از «خامنه‌ای» نه به خاطر قدرت نظامی ایران که به خاطر وجود سنت الهی رُعب در وجود ایشان می‌ترسیدند. بارها مقامات آمریکایی و صهیونیستی اعتراف کردند که از نفوذ معنوی و رهبری ایشان بر میلیون‌ها نفر در سراسر جهان هراس دارند. وقتی رهبری سخن می‌گفت، بازارهای جهانی به لرزه می‌افتاد و نقشه‌های دشمن نقش بر آب می‌شد.
 
این ترس، مادی و قابل توضیح با تحلیل‌های معمول سیاسی نبود؛ بلکه همان رُعب الهی بود که خداوند در دل دشمنانش انداخته بود. شهادت ایشان نیز به جای کاستن از این رُعب، آن را دوچندان کرد؛ چراکه دشمنان دیدند ملتی که رهبرش را از دست داده، نه تنها نترسید بلکه با شعار «ما پیرو حسینیم و از مرگ نمی‌ترسیم» به استقبال شهادت رفت. این دقیقاً ادامه همان سنت الهی در عصر حاضر است.
 
4-1.دشمنان ایران از رهبر دینی ترسیدند، نه از سلاح سرد – که نشانه رُعب الهی است.
یکی از تفاوت‌های بارز ترس معمولی از ترس الهی این است که ترس معمولی معمولاً ناشی از قدرت ظاهری و سخت‌افزاری (مانند ارتش، موشک، پهپاد) است.
 
اما دشمنان ایران طی چهار دهه اخیر نشان دادند که از خودِ سلاح‌های ایران تا حدی می‌ترسند، اما ترس اصلی آنان از «رهبر دینی» است؛ از نفوذ معنوی، از قدرت بسیج‌کنندگی، از شجاعت در گفتار، و از تزلزل‌ناپذیری در برابر تهدیدها.
 
 ترس از موشک، یک ترس نظامی و محاسبه‌شده است؛ اما ترس از یک رهبر دینی که شهادت را سعادت می‌داند، ترسی وجودی و فلج‌کننده است. این نوع ترس را دشمنان درباره هیچ قدرت نظامی منطقه ندارند، اما درباره ایران و به خصوص درباره رهبری آن دارند.
 
وقتی دشمنان به ترور ناجوانمردانه رهبر دست زدند، در واقع پرده از روی حقیقت برداشتند: آنها نه از ارتش ایران که از «بقای رهبر دینی» ایران می‌ترسیدند. آنها می‌دانستند که مادامی که خامنه‌ای زنده است، قدرت نرم جمهوری اسلامی رو به افزایش خواهد بود و مقاومت در منطقه ریشه‌دارتر می‌شود. پس دست به حذف فیزیکی زدند تا شاید آن رُعب الهی از دلشان خارج شود.
 
 اما غافل از اینکه سنت الهی بر این است که خون شهید، رُعب را در دل دشمن صدچندان می‌کند. به راستی، چرا دشمنان از یک پیرمرد ۸۶ ساله با چشمانی نافذ و کلامی آرام اما محکم اینقدر می‌ترسیدند؟ پاسخ روشن است: چون آن ترس، ترس از بشریت عادی نبود؛ ترس از «رُعب الهی» بود که خداوند در وجود ولی‌اش نهاده بود.
 
5-1.ترور ناجوانمردانه رهبر، خود نشانه درماندگی و وحشت دشمن از نفوذ معنوی او بود.
ترور، عملی است که معمولاً از سر ضعف و ناتوانی در رویارویی مستقیم انجام می‌شود. هیچ ارتش و دولتی که به قدرت خود ایمان داشته باشد، به ترور روی نمی‌آورد؛ چرا که ترور، اعتراف به شکست در نبرد آشکار است. دشمنان ایران طی سال‌های اخیر بارها تلاش کردند از طریق تحریم، فشار اقتصادی، عملیات روانی، و حتی تهدید نظامی، جمهوری اسلامی را به زانو درآورند. اما هر بار با ایستادگی رهبری و ملت، ناکام ماندند.
 
 در نهایت، از سر درماندگی و وحشت از نفوذ روزافزون معنوی و سیاسی رهبر شهید، دست به پست‌ترین اقدام ممکن یعنی ترور زدند. این ترور، نشانه آشکار «رُعب الهی» بود که بر دل آنان مستولی شده بود؛ چرا که یک دشمن قدرتمند هرگز به ترور پناه نمی‌برد.
 
شهادت مظلومانه رهبر در حالی رخ داد که ایشان نه تنها هیچ عقب‌نشینی نکرده بود، بلکه در آخرین سخنرانی‌های خود، با صلابت‌تر از همیشه بر اصول مقاومت تأکید کرده و دشمنان را به شکست‌های بزرگتر وعده داده بودند.
 
 همین صلابت، دشمن را به وحشت انداخته بود. آنها به این نتیجه رسیدند که در نبرد مستقیم با این رهبر دینی پیروز نمی‌شوند؛ پس چاره را در حذف فیزیکی دیدند. اما آنچه ندانستند این بود که شهادت، پایان راه اولیای خدا نیست، بلکه آغاز فصلی تازه و هراسناک‌تر برای دشمنان است.
 
 خون پاک رهبر شهید، نه تنها جنبش مقاومت را متوقف نکرد، بلکه موجی از خشم و اراده آهنین را در سراسر ایران و محور مقاومت به راه انداخت که دشمن تا سال‌ها از آن در هراس خواهد بود.
 
6-1.خداوند ترس را به دل دشمنان می‌اندازد، نه به دل مؤمنان – چنانکه ملت ایران نترسید.
این اصل قرآنی و روایی است که مؤمنان راستین هرگز دچار ترس از دشمن نمی‌شوند، مگر آنکه ایمانشان سست شده باشد. خداوند در سوره آل عمران می‌فرماید: «إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ»؛ یعنی اگر شما (مؤمنان) رنج می‌بینید، دشمنان نیز همان رنج را می‌برند، اما شما امیدی به خدا دارید که آنان ندارند.

این «امید الهی» همان چیزی است که ترس را از دل مؤمنان بیرون کرده و به دل دشمنان می‌ریزد.
 
 در جریان شهادت رهبر، این وعده الهی به عینه دیده شد: ملت ایران نه تنها نترسید، بلکه با حضور حماسی در مراسم تشییع و محکومیت جهانی ترور، نشان داد که ترس در قاموس او معنا ندارد.
 
تصاویر میلیون‌ها ایرانی در خیابان‌ها با چشمانی اشک‌آلود اما مصمم، سینه‌هایی کوبان بر فراق رهبر و مشت‌هایی گره‌کرده بر خشم از دشمن، چنان صحنه‌ای بود که تحلیلگران غربی را بهت‌زده کرد.
 
 آنان انتظار داشتند با شهادت رهبر، فضای یأس و ترس بر ایران حاکم شود؛ اما برعکس، فضای عزت، شجاعت و اتحاد حاکم گردید. این همان «طمأنینه قلوب مؤمنان» است که قرآن وعده داده. و در مقابل، دشمنان که تصور می‌کردند با یک ترور می‌توانند مقاومت را بشکنند، ناگهان خود را در برابر موجی از خشم و اراده دیدند که از هر موشکی برایشان ترسناک‌تر بود.
 
پس خداوند به برکت خون شهید، ترس را از دل ایرانیان برداشت و در دل اسرائیل و آمریکا انداخت – عیناً همان سنتی که در روایت امام باقر (ع) درباره قائم (ع) وعده داده شده است.
 
7-1.شهادت رهبر، نقطه اوج ترس دشمن بود؛ زیرا ترسیدند او زنده بماند و قیام را کامل کند.
دشمنان رهبر شهید، سال‌ها بود که خواب آرام نداشتند. هر روز که ایشان زنده می‌ماند، یک وعده جدید از پیروزی‌های جبهه مقاومت محقق می‌شد. از سقوط داعش تا پیروزی طوفان‌الاقصی، از ناکامی تحریم‌های حداکثری تا پیشرفت‌های هسته‌ای و موشکی، همه و همه در زمان رهبری ایشان رقم خورد.
 
دشمنان به خوبی می‌دانستند که باقی‌ماندن ایشان به معنای ادامه این مسیر پیروزمندانه و ناامیدی فزاینده آنان است. به همین دلیل، ترس از «بقای رهبر» چنان بر دلشان سنگینی می‌کرد که دست به جنایتی زدند که نه تنها اخلاقی نبود، بلکه از نظر راهبردی هم اشتباه محاسباتی بزرگی بود. آنها ترسیدند که مبادا رهبر زنده بماند و کار را بر آنان تمام کند.
 
اما آنچه دشمنان در محاسبات پلید خود ندیدند، این بود که شهادت رهبر، برای جبهه مقاومت نه یک پایان، که یک نقطه عطف بود. خون شهید، قیامی را که او آغاز کرده بود، کامل‌تر از همیشه به پیش برد.
 
 در حقیقت، ترس دشمن از «بقای رهبر» به «وحشت از خون شهید» تبدیل شد. آنها اکنون می‌بینند که نه تنها قیام متوقف نشده، بلکه میلیون‌ها جوان با انگیزه شهادت، جای رهبر خود را پر کرده‌اند. این همان رُعب الهی است که به واسطه شهادت اولیای خدا چند برابر می‌شود.
 
 دشمن از رهبر زنده می‌ترسید، اما اکنون از خاموش‌نشدنی که در خون اوست، بیشتر می‌ترسد. چرا که هر قطره از خون پاک رهبر شهید، به هزاران سرباز مقاومت تبدیل شده است که در مسیر تحقق وعده الهی – سلطنت دین خدا بر شرق و غرب – گام برمی‌دارند.
 
8-1. دشمن از «بقای رهبری» می‌ترسید، اما ندانست که «شهادت رهبر» قدرت‌آفرین‌تر است.
بزرگترین اشتباه دشمن در ترور رهبر عزیزمان، درک نادرست از ماهیت قدرت در نظام اسلامی بود. در اندیشه غربی، قدرت با بقای رهبران فیزیکی گره خورده است؛ اگر رهبری کشته شود، حزب یا دولت فرو می‌پاشد. اما در فرهنگ اسلامی و شیعی، شهادت، نه یک خلأ، که یک «ابر قدرت» است.
 
 تاریخ اسلام نشان داده که خون شهدا همواره جنبش‌ها را زنده‌تر، ریشه‌دارتر و گسترده‌تر کرده است. از شهادت امام حسین (ع) که قیام کربلا را جاودانه کرد تا شهادت سردار سلیمانی که محور مقاومت را متحدتر ساخت، همه گواه این حقیقت هستند.
 
دشمنان تصور کردند با حذف فیزیکی رهبر، ایران را خلأ قدرت مواجه می‌کنند؛ غافل از اینکه «قدرت معنوی» با شهادت فزونی می‌یابد، نه کاهش.
 
اکنون پس از شهادت رهبر، ایران اسلامی قوی‌تر از هر زمان دیگری ایستاده است. خون ایشان نه تنها چرخ‌های مقاومت را روغن‌کاری کرد، بلکه موتور محرکه جدیدی برای نسل جوان شد.
 
 جوانانی که شاید پیش از این کمتر به صحنه آمده بودند، امروز با شعار «خامنه‌ای عزیز، راهت ادامه دارد» به میدان آمده‌اند. دشمنان از بقای رهبر می‌ترسیدند؛ اما اکنون از شهادت او ده برابر بیشتر وحشت دارند.
 
 چرا که می‌بینند یک رهبر شهید، به نماد جاودانه مقاومت تبدیل می‌شود که هرگز نمی‌میرد و هر روز طرفداران بیشتری پیدا می‌کند. این همان راز «منصور بالرعب» است: خداوند با تدبیر خود، ترس را چنان در دل دشمنان می‌اندازد که نه از زنده، که از شهید اولیای خود بیشتر می‌ترسند.
  

2- مؤید بالنصر – تأیید با یاری الهی و فتح

1-2.«نصر» در روایت، یاری ویژه خداوند است که پیش از فتح می‌آید.
در لغت، «نصر» به معنای یاری کردن و کمک رساندن در شرایط دشوار است. اما در فرهنگ قرآنی و روایی، «نصرت الهی» مفهومی فراتر از کمک‌های معمولی دارد.
 
 نصرت خداوند، یاری‌ای است همراه با کرامت، عزت و غلبه بر دشمن، که پیش از آنکه انسان به تنهایی از عهده برآید، از سوی خداوند می‌رسد. در آیه شریفه «إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ مُرْدِفِینَ» (انفال، ۹)، خداوند در بحبوحه جنگ بدر، پیش از آنکه مسلمانان به نتیجه برسند، با لشکری از فرشتگان آنها را یاری کرد.
 
 این «نصرت» مقدم بر «فتح» است؛ یعنی خداوند ابتدا یاری خود را می‌فرستد، سپس فتح و پیروزی حاصل می‌شود. در روایت امام باقر (ع) درباره قائم (ع) نیز تأکید شده که ایشان «مؤید بالنصر» هستند؛ یعنی نصرت الهی پشتوانه دائمی ایشان است، پیش از هر گام و در هر حرکت.
 
در جریان شهادت مظلومانه رهبر عزیزمان، عیناً همین الگو تکرار شد. پیش از آنکه ملت ایران فرصت عکس‌العمل نشان دهد و اتحاد خود را به نمایش بگذارد، خداوند نصرت خود را فرستاد. آن نصرت به چه شکلی بود؟
  
در همان ساعات اولیه پس از شهادت، موجی از خشم مقدس و وحدت مثال‌زدنی در سراسر ایران شکل گرفت که هیچ تحلیلگر نظامی و سیاسی آن را پیش‌بینی نکرده بود.
 
این موج، پیش از هر برنامه‌ریزی و سازماندهیِ زمینی به وجود آمد؛ یعنی دقیقاً همان «نصرت پیش از فتح» که قرآن توصیف کرده است.
 
دشمنان تصور می‌کردند روزهای اول پس از شهادت، ایران دچار هرج‌ومرج و تردید خواهد شد، اما نصرت الهی چنان سریع و قدرتمند عمل کرد که آنها در همان روزهای نخست، شکست راهبردی خود را احساس کردند. این نصرت، زمینه‌ساز فتح‌های بعدی – چه در عرصه سیاسی، چه امنیتی و چه معنوی – شد که تا امروز ادامه دارد.
 
2-2.در قرآن، نصرت الهی همراه با فتح است (سوره نصر).
سوره مبارکه نصر که از آخرین سوره‌های نازل شده بر پیامبر اکرم (ص) است، با عبارت «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْح» آغاز می‌شود. این تقدیم «نصر» بر «فتح» بسیار معنادار است. یعنی هرگاه نصرت خداوند بیاید، فتح نیز به دنبال آن خواهد آمد – نه اینکه نصرت نتیجه فتح باشد، بلکه فتح نتیجه نصرت است.
 
 همچنین در ادامه آیه می‌فرماید: «وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فی دینِ اللَّهِ أَفْواجاً»؛ یعنی ثمره این نصر و فتح، ورود دسته‌جمعی مردم به دین خداست.
 
این سوره در حقیقت نوید پیروزی نهایی اسلام و گسترش آن در جزیره العرب را می‌داد که در فتح مکه و پس از آن محقق شد. اما این وعده محدود به زمان پیامبر (ص) نیست؛ بلکه برای همه اولیای خدا و به ویژه برای قائم آل محمد (ع) نیز جاری است. ایشان نیز «مؤید بالنصر» هستند و نصرت الهی مقدم بر فتح‌های جهانی ایشان خواهد بود.
 
پس از شهادت رهبر عزیزمان، ما شاهد آمدن «نصرت الهی» به شکلی بی‌سابقه بودیم. اما «فتح» در اینجا چیست؟ فتح می‌تواند معانی متعددی داشته باشد: فتح سیاسی (مانند شکست پروژه‌های دشمن در منطقه)، فتح امنیتی (ناتوانی دشمن در بهره‌برداری از شهادت رهبر)، فتح معنوی (بیداری‌های جدید در جهان اسلام) و فتح قلوب (گرایش بیشتر مردم جهان به گفتمان مقاومت). آنچه پس از شهادت رهبر رخ داد، نشان داد که «نصر» از سوی خداوند نازل شده و «فتح» در حال تحقق است.
 
 برای نمونه، موج همبستگی در میان گروه‌های مقاومت از لبنان تا یمن، شکست پروژه عادی‌سازی در منطقه، و نیز افزایش نفوذ گفتمان جمهوری اسلامی در محافل جهانی، همه نمونه‌هایی از این فتح هستند. و مهم‌تر از همه، «دخول الناس افواجا» – هرچند هنوز در سطح جهانی محقق نشده – اما در سطح منطقه‌ای، شاهد ورود دسته‌جمعی جوانان به جرگه مقاومت و حتی به دین اسلام ناب هستیم که پیش از این بی‌سابقه بود.
 
3-2.نصرت الهی شامل امدادهای غیبی، تثبیت قلب‌ها و شکست نقشه دشمنان است.
نصرت الهی تنها به معنای پیروزی نظامی نیست، بلکه ابعاد گسترده‌تری دارد. قرآن کریم سه نوع نصرت عمده را برمی‌شمارد: اول، امدادهای غیبی مانند فرشتگان، بادهای مخصوص، یا خواب‌آلودگی دشمنان (چنانکه در جنگ بدر رخ داد).

 دوم، تثبیت قلوب مؤمنان؛ یعنی خداوند در لحظات سخت، آرامش و اطمینان را بر دل مؤمنان نازل می‌کند تا هراس به سراغشان نیاید.
 سوم، ابطال و شکست نقشه‌های دشمن؛ یعنی هر توطئه‌ای که دشمن طراحی می‌کند، خداوند با تدبیر خود آن را خنثی می‌سازد، حتی پیش از آنکه مؤمنان متوجه شوند.

هر سه این اقسام نصرت، در روایت «مؤید بالنصر» برای قائم (ع) وعده داده شده است. یعنی یاری خداوند به ایشان کامل و از هر سو خواهد بود.
 
پس از شهادت رهبر، هر سه نوع نصرت الهی را به وضوح مشاهده کردیم. امدادهای غیبی: نظم خارق‌العاده در مراسم تشییع میلیونی شهدا با وجود حجم بی‌سابقه جمعیت، عدم وقوع هیچ گونه اغتشاش برنامه‌ریزی‌شده با وجود همه تلاش دشمنان، و نیز ناکامی عملیات‌های خرابکارانه همزمان با شهادت صدها شهید – همه نشانه امدادهای غیبی بود.
 
تثبیت قلوب: شعارهای «ما پیرو حسینیم و از مرگ نمی‌ترسیم»، آرامش عجیب جانشین مقام معظم رهبری ( فرزند امام خامنه ی حضرت آیت الله مجتبی حامنه ای) در مصیبت پدر(امام علی خامنه ای)، و ایستادگی محکم مسئولان و مردم، همه مصداق «تثبیت قلوب» بود.تمام اینها زمانی اتفاق افتاده است که مراسم شهادت امام خامنه ای هنوز رسما اعلام نشده است.(قاعدتا مراسم با شگوه تشیع پیکر مقدس رهبر شهید بعد از آرامش نسبی در ایران برگذار خواهد شد).
 
شکست نقشه دشمنان: دشمنان نقشه کشیده بودند که شهادت رهبر نقطه شروعی برای فروپاشی ایران باشد، اما نقشه آنان چنان نقش بر آب شد که خود در دفاع از جنایتشان درمانده ماندند.
 
رسانه‌های غربی که سال‌ها القای ضعف می‌کردند، ناگهان از «ملت آهنین ایران» نوشتند. اینها چیزی جز نصرت الهی نبود که وعده آن در روایت امام باقر (ع) درباره قائم (ع) داده شده، اما برکات آن در عصر غیبت و برای امت صالح نیز جاری می‌شود.
 
4-2.ایران پس از شهادت رهبر، با «نصر» جدیدی مواجه شد: جوشش خون شهدا در رگ‌های ملت.
نصرت الهی گاهی به شکل‌های عادی و قابل پیش‌بینی می‌آید و گاهی به شکل‌های شگفت‌انگیز و حساب‌شکن. یکی از شگفت‌انگیزترین اشکال نصرت پس از شهادت رهبر، «جوشش خون شهدا در رگ‌های ملت» بود.
 
 این عبارت شاعرانه اما واقعی، حقیقتی عینی را بیان می‌کند: شهادت رهبر، مانند سوزنی بود که رگ حیات مقاومت را در پیکر جامعه ایرانی سوراخ کرد و خونی که سال‌ها در عمق جان مردم ذخیره شده بود (خون شهیدان از دفاع مقدس تا مدافع حرم) ناگهان به جوشش آمد و سطح جامعه را فراگرفت.
 
 این «جوشش» به چه معناست؟ به این معنا که میلیون‌ها انسانی که شاید پیش از این در صحنه‌های سیاسی کمتر حاضر می‌شدند، ناگهان به خیابان‌ها ریختند؛ جوانانی که گمان می‌رفت از سیاست زده شده‌اند، پرشورترین شعارها را سر دادند؛ زنانی که در خانه بودند، در صفوف عزاداران قرار گرفتند.
 
این پدیده را هیچ تحلیل جامعه‌شناختی معمولی نمی‌تواند توضیح دهد – جز آنکه بگوییم «نصرت الهی» به شکل «احیای خون شهیدان» جاری شده است.
 
این جوشش خون شهدا، نصرتی بود که خداوند پیش از هر فتح دیگری به ایران هدیه کرد. چرا که دشمن از این پدیده بیشترین ترس را داشت. دشمنان محاسبه کرده بودند که ملت ایران پس از سال‌ها تحریم و فشار اقتصادی، خسته و بی‌انگیزه است و شهادت رهبر، آخرین ضربه بر پیکر این ملت خواهد بود.
 
 اما آنها نادیده گرفتند که خون شهیدان در رگ‌های این ملت ذخیره شده و در زمان مقتضی به جوشش می‌آید. شهادت رهبر، «زمان مقتضی» بود. ناگهان دیدند جمعیتی که پیش‌بینی نمی‌کردند، با چشمانی گریان اما پر از خشم مقدس، فریاد «مرگ بر آمریکا» سر می‌دهند.
 
این همان نصرت الهی است: جوشش خون شهدا در رگ‌های زندگان، چنانکه امام خمینی (ره) فرمودند: «خون شهیدان در رگ‌های ما جوشش می‌کند». این نصرت، زمینه‌ساز فتح‌های بزرگ‌تری خواهد شد که به زودی شاهد آن خواهیم بود.
 
5-2.ایستادگی پس از شهادت، نشانه تأیید الهی است؛ زیرا بدون نصرت، تفرقه رخ می‌دهد.
 یکی از نشانه‌های بارز «تأیید بالنصر» این است که جامعه پس از یک ضربه سنگین مانند شهادت رهبر، نه تنها متفرق نمی‌شود، بلکه متحدتر از قبل می‌ایستد.
 
اگر نصرت الهی در کار نبود، به طور طبیعی پس از حذف یک رهبر کاریزماتیک، گروه‌ها و جناح‌های مختلف شروع به کشمکش برای جانشینی می‌کنند، موج شایعات و بی‌اعتمادی جامعه را فرا می‌گیرد، و دشمنان از این خلأ برای نفوذ و ایجاد تفرقه استفاده می‌کنند.
 
اما آنچه پس از شهادت رهبر در ایران رخ داد، دقیقاً نقطه مقابل این سناریو بود. اتحاد مثال‌زدنی میان قوا، مردم و نهادهای مختلف، عدم بروز هرگونه تنش داخلی معنادار، و هدایت هوشمندانه بحران توسط نهادهای انقلابی، همه حاکی از آن است که «نصرت الهی» به مدد آمده و جامعه را از فروپاشی نجات داده است.
 
این اتحاد و ایستادگی، چیزی نبود که با برنامه‌ریزی زمینی و از قبل طراحی شده باشد. هیچ تشکیلاتی نمی‌تواند برای چنین بحران غیرمنتظره‌ای با این سرعت و دقت، همه ارکان جامعه را هماهنگ کند. این همان «تأیید بالنصر» است؛ یعنی خداوند با دست غیب خود، قطار جامعه را از روی پل فروپاشی عبور داد.
 
 دشمنان با دیدن این صحنه، خود اعتراف کردند که «محاسباتشان غلط از آب درآمد». آنها انتظار داشتند ایران وارد دوره طولانی بی‌ثباتی شود، اما دیدند که در عرض چند روز، نظام سیاسی با قدرت تمام به کار خود ادامه داد.
 
 این تأیید الهی، در واقع یک پیام روشن به همه جهان داشت: «این نظام، با نصرت خداوندی اداره می‌شود، نه با اتکا به افراد». شهادت رهبر، نظام را تضعیف نکرد؛ بلکه ثابت کرد که نظام بر پایه اصول و با پشتوانه الهی استوار است و هیچ فردی در آن «غیرقابل جایگزینی» نیست – اما «غیرقابل شکست» است.
 
6-2.دشمن گمان کرد با حذف فیزیکی رهبر، نظام فرو می‌پاشد، اما نصرت الهی نظام را استوارتر کرد.
محاسبات دشمنان بر اساس منطق مادی و غربی بود: در نظام‌های سیاسی سکولار، حذف رهبر اصلی اغلب به معنای پایان آن حزب یا دولت است. زیرا قدرت در آن نظام‌ها، شخصی، نهادی و فاقد پشتوانه الهی است.
 
دشمنان این منطق را به ایران تعمیم دادند و تصور کردند رهبر شهید – به عنوان اصلی‌ترین رکن نظام جمهوری اسلامی – اگر از صحنه خارج شود، نظام دوام نخواهد آورد.
 
اما آنها غافل از این حقیقت بودند که نظام اسلامی، یک «نظام توحیدی» است که پایه آن بر «نصرت الهی» استوار است، نه بر حیات فیزیکی افراد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ»(2).
 
 یعنی اگر خدا یاری‌تان کند، هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد. این نصرت، به وجود یک شخص خاص گره نخورده است، بلکه به «ایمان و عمل صالح» جامعه گره خورده است.
 
پس از شهادت رهبر، نه تنها نظام فرو نپاشید، بلکه استوارتر از قبل شد. چرا؟ چون نصرت الهی به مدد آمد و نشان داد که نظام جمهوری اسلامی، یک «بدنه مقاوم» است که با از دست دادن حتی بزرگ‌ترین عضو خود، نه تنها فرو نمی‌ریزد، بلکه عضلاتش قوی‌تر می‌شود.
 
شهادت رهبر، در واقع یک «تست فشار» برای نظام بود؛ آزمایشی که نظام با سربلندی از آن بیرون آمد. نهادهای نظام، از رهبری جدید تا قوای سه‌گانه و نیروهای مسلح، با هماهنگی بی‌نظیری عمل کردند. مردم نیز با حضور خود، پشتیبانی همه‌جانبه را نشان دادند.

این صحنه، برای دشمنان نه تنها ناامیدکننده بود، بلکه ترسناک هم بود؛ چرا که فهمیدند با یک نظامی روبه‌رو هستند که «تأیید بالنصر» آن را از درون مستحکم کرده است. پس نصرت الهی، نه تنها از فروپاشی جلوگیری کرد، بلکه نظام را در سطح بین‌المللی نیز مقتدرتر نشان داد.
 
7-2.«نصر» هم شامل پیروزی ظاهری است و هم حفظ انسجام در بحران‌ها.
وقتی از «نصرت الهی» سخن می‌گوییم، نباید آن را تنها به پیروزی‌های نظامی یا میدانی محدود کنیم. نصرت الهی ابعاد متنوعی دارد.
 
گاهی نصرت به شکل پیروزی ظاهری و ملموس است؛ مانند شکست دشمن در جنگ یا پیروزی در یک مذاکره سیاسی. اما گاهی نصرت به شکل حفظ انسجام درونی در برابر بحران‌هاست؛ یعنی خداوند جامعه مؤمن را از فروپاشی روانی، تفرقه داخلی و ناامیدی حفظ می‌کند، حتی اگر از بیرون فشارها بیشتر شده باشد.
 
این نوع دوم نصرت، شاید از نوع اول هم مهم‌تر باشد؛ چرا که حفظ انسجام در بحران، زمینه‌ساز پیروزی‌های بعدی است. در روایت امام باقر (ع)، قائم (ع) «مؤید بالنصر» معرفی شده – نه فقط «منصور» – و «تأیید» به معنای پشتیبانی مستمر و همه‌جانبه است که هم جنبه‌های ظاهری و هم جنبه‌های درونی را شامل می‌شود.
 
پس از شهادت رهبر، هر دو نوع نصرت را مشاهده کردیم.
پیروزی ظاهری: عدم موفقیت دشمن در بهره‌برداری نظامی از شهادت رهبر، ناکامی در ایجاد ناامنی گسترده، و نیز شکست دیپلماتیک تل‌آویو در توجیه این ترور در افکار عمومی جهان.
 
حفظ انسجام درونی: با وجود شوک اولیه، جامعه ایران دچار شِکاف نشد؛ نه شِکاف نسلی، نه شِکاف سیاسی و نه شِکاف قومی. رسانه‌های معاند هر روز خبر از «ایران پس از خامنه‌ای» می‌دادند، اما هیچ کدام از سناریوهای تفرقه‌افکنانه آنان محقق نشد.
 
 این انسجام، یک پیروزی بزرگ و پنهان بود که شاید در گزارش‌های خبری کمتر به آن پرداخته شود، اما دشمنان آن را عمیقاً احساس کردند.
 
حفظ این وحدت در بحرانی ترین روزها، نشانه آشکار «تأیید بالنصر» بود؛ نصرتی که نه با موشک و تانک، که با «الفت بین قلوب» حاصل شد، همانطور که خداوند می‌فرماید: «لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ»(3).
 
8-2.خون شهید خامنه‌ای، نصرت را به نسل جدید منتقل کرد و مقاومت را زنده‌تر نمود.
یکی از بزرگترین دستاوردهای نصرت الهی پس از شهادت رهبر، «انتقال نصرت به نسل جدید» بود. پیش از شهادت، برخی گمان می‌کردند نسل جوان ایران که بخش زیادی از آن دوران جنگ را ندیده و سال‌های تحریم را با سختی گذرانده، ممکن است از آرمان‌های انقلاب فاصله گرفته باشد.
 
 دشمنان نیز روی همین گمان سرمایه‌گذاری کرده و برنامه‌های گسترده‌ای برای «نسل‌زدایی از انقلاب» طراحی کرده بودند. اما شهادت رهبر، نقطه عطفی شد که نصرت الهی را به شکلی معجزه‌آسا به نسل جدید منتقل کرد. جوانان دیروز که شاید کمتر در صحنه بودند، امروز پیش‌تازان مقاومت شدند.
 
 تشییع میلیونی پیکر رهبر که با حضور پررنگ نسل جوان برگزار شد، صحنه‌ای بود که تمام معادلات را بر هم زد. نسل جدید نشان داد که خون شهید، گویاتر از هر سخنرانی و کلاس آموزشی، پیام انقلاب را به او منتقل کرده است.
 
این انتقال نصرت به نسل جدید، مقاومت را نه تنها زنده، بلکه پویاتر از قبل کرد. نسل جدید با زبان خود، با ابزارهای خود (از فضای مجازی تا هنرهای نوین)، و با ابتکارات خود، راه رهبر شهید را ادامه می‌دهد.
 
آنها نشان داده‌اند که «نصرت الهی» اختصاص به دهه ۶۰ یا دهه ۷۰ ندارد، بلکه نسلی است که خداوند آن را برای یاری دین خود برمی‌گزیند. خون شهید خامنه‌ای، این نصرت را به نسل جوان به ارث گذاشت و آنها را از «نسل انتظار» به «نسل یاری» تبدیل کرد.
 
 امروز، جوان ایرانی با همان شور و حرارتی که نسل اول انقلاب در سال ۵۷ داشت، از آرمان‌های مقاومت دفاع می‌کند. این یعنی «نصرت الهی» در طول زمان قطع نشده، بلکه با شهادت رهبر، مرحله جدید و پرشورتری از آن آغاز شده است.
 
 و این نویدبخش آن است که فتح‌های بزرگ‌تری در انتظار جبهه مقاومت خواهد بود، تا آن روز که «دین خدا بر همه ادیان چیره شود»، به خواست خداوند قادر.
 

3.. زمین برای او درنوردیده شود – قدرت بی‌مرزی در دفاع

1-3.«درنوردیده شدن زمین» یعنی طی المسافت و غلبه بر موانع جغرافیایی.
عبارت «تُطْوى لَهُ الْأَرْضُ» (زمین برای او درنوردیده شود) در روایات مهدوی، یکی از نشانه‌های آشکار قدرت الهی است که به امام قائم (ع) عطا می‌شود. «طی الأرض» یا «درنوردیده شدن زمین» به این معناست که موانع طبیعی مانند کوه‌ها، دریاها، بیابان‌ها و فاصله‌های طولانی، دیگر مانعی برای حرکت و نفوذ امام و یارانش نخواهد بود.
 
 در برخی روایات آمده که حضرت در یک شبانه‌روز می‌تواند از مشرق تا مغرب عالم را طی کند. این ویژگی، هم جنبه اعجازگونه دارد (یعنی فراتر از قوانین عادی طبیعت) و هم جنبه نمادین (یعنی قدرت نفوذ و گسترش سریع حاکمیت ایشان). به عبارت دیگر، «درنوردیدن زمین» به معنای غلبه بر محدودیت‌های مکانی و زمانی است؛ چیزی که در عصر ظهور به شکل کامل تحقق می‌یابد.
 
اما آیا این ویژگی فقط مختص خود امام (ع) در زمان ظهور است، یا نشانه‌ها و نمونه‌های آن در عصر غیبت و در میان امت صالح نیز دیده می‌شود؟ بر اساس سنت الهی، آنچه برای امام کامل محقق می‌شود، نمونه‌ها و برکاتی برای پیروان راستین او نیز دارد.
 
 در مورد «درنوردیدن زمین»، جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه اخیر نشان داده که توانسته است به شکلی شگفت‌انگیز بر موانع جغرافیایی غلبه کند. موشک‌های دوربرد ایران که قاره‌ها را درنوردیده و پهپادهایی که هزاران کیلومتر را بدون نقص طی می‌کنند، نمونه‌ای از این «طی الأرض» در عرصه دفاعی هستند.
 
 همچنین نفوذ سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی از خاورمیانه تا آمریکای لاتین و از آسیای مرکزی تا شمال آفریقا، نشانه دیگری از «درنوردیده شدن زمین» برای جبهه مقاومت است. شهادت رهبر عزیزمان نیز مرزها را درنوردید؛ پیام ایشان و خون پاکش به گوش جهانیان رسید و محدودیت جغرافیایی معنای خود را از دست داد.
 
2-3. امروزه مصداق آن، توان پهپادی و موشکی با برد قاره‌پیماست.
یکی از ملموس‌ترین مصادیق «درنوردیده شدن زمین» در عصر حاضر، توانمندی جمهوری اسلامی ایران در عرصه موشکی و پهپادی است.
 
 دشمنان سال‌ها تلاش کردند با تحریم‌های فلج‌کننده، ایران را از دستیابی به فناوری‌های پیشرفته بازدارند، اما نه تنها موفق نشدند، بلکه ایران امروز به یکی از معدود کشورهای دارای موشک‌های بالستیک با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر و پهپادهای استراتژیک با برد قاره‌پیما تبدیل شده است.
 
 این موشک‌ها و پهپادها، فاصله‌ها را معنا کرده‌اند. دشمنی که در فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری مرزهای ایران قرار دارد، دیگر نمی‌تواند خود را در پناه جغرافیا ایمن بداند. موشک‌های ایران از فراز کوه‌ها و دریاها عبور می‌کنند و اهداف خود را با دقت میلیمتری مورد اصابت قرار می‌دهند. این همان «زمین درنوردیده شدن» در عرصه نظامی و دفاعی است.
 
پس از شهادت رهبر عزیزمان، این توانمندی بازدارنده بیش از پیش خود را نشان داد. دشمنان که با ترور رهبر، به دنبال ایجاد شوک و هرج‌ومرج بودند، به خوبی می‌دانستند که ایران قادر است در کوتاه‌ترین زمان و با عبور از هر مانع جغرافیایی، پاسخ کوبنده‌ای بدهد.
 
 همین ترس از «درنوردیده شدن زمین» برای آنها بود که از هرگونه ماجراجویی نظامی پس از شهادت جلوگیری کرد. نه تنها اسرائیل، بلکه پایگاه‌های آمریکایی در منطقه نیز در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفتند، چون می‌دانستند موشک‌های ایران فاصله را درنوردیده و بدون هیچ اخطاری به هدف می‌رسند.
 
شهادت رهبر، نه تنها این توانمندی را تضعیف نکرد، بلکه باعث شد نیروهای مسلح با عزمی راسخ‌تر، بر توسعه این قابلیت‌ها متمرکز شوند. زمین دیگر برای دشمنان امن نیست؛ چرا که «زمین برای جبهه مقاومت درنوردیده شده است».
 
3-3.این ویژگی در عصر ظهور برای امام (ع) است، اما نشانه‌های آن در امت مقاومت دیده می‌شود.
توجه به این نکته ضروری است که «طی الأرض» به شکل کامل و اعجازگونه، از ویژگی‌های خاص امام زمان (ع) در عصر ظهور است. ایشان با قدرت الهی، بدون استفاده از وسایل نقلیه معمولی، در یک چشم به هم زدن مسافت‌های طولانی را طی می‌کنند. اما این بدان معنا نیست که پیش از ظهور، هیچ نشانه و نمونه‌ای از این سنت در میان امت صالح دیده نمی‌شود.
 
برعکس، خداوند گاهی به اولیای خود و به جامع‌های که زمینه‌ساز ظهور است، نمونه‌هایی از این قدرت را می‌چشاند تا دلشان قوی شود و بدانند که وعده الهی شدنی است. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان پرچمدار جبهه مقاومت و زمینه‌ساز حکومت جهانی مهدوی، نشانه‌های متعددی از «درنوردیدن زمین» را به نمایش گذاشته است.
 
از جمله این نشانه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
اول: نفوذ راهبردی ایران در کشورهای دور از مرزهای خود مانند یمن، لبنان، سوریه و عراق – نفوذی که مرزهای زمینی را نادیده گرفته است.
دوم: توانمندی در اعزام مستشاران نظامی و تجهیزات به نقاط دوردست بدون ردگیری دشمن.

 سوم: انتقال فناوری‌های پیشرفته به متحدان منطقه‌ای، گویی فاصله جغرافیایی وجود ندارد.
چهارم: قدرت پیام‌رسانی و تأثیرگذاری فرهنگی در کشورهایی که هیچ مرز مشترکی با ایران ندارند (مانند کشورهای آمریکای لاتین یا جنوب شرق آسیا).

 پنجم: ایستادگی در برابر محاصره اقتصادی و تحریم‌ها که خود نوعی محصورشدگی جغرافیایی بود و ایران آن را درنوردید. همه اینها نشانه‌هایی از «زمین درنوردیده شده» برای امت مقاومت است، پیش از آنکه برای خود امام (ع) به شکل کامل محقق شود. شهادت رهبر نیز خود نمونه‌ای بود از درنوردیدن مرزها؛ مرگ ایشان در حصار نماند، به تمام جهان پیام داد.
 
4-3. جمهوری اسلامی با موشک‌های دوربرد، فاصله‌ها را برای ضربه به دشمن درنوردیده است.
در دوران معاصر، موشک‌های دوربرد بالستیک و کروز، همچنین پهپادهای انتحاری و شناسایی، به ابزارهای اصلی «درنوردیدن زمین» برای جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند.
 
این واقعیتی است که دشمنان به آن اذعان دارند و از آن می‌هراسند. موشک «سجیل»، «خرمشهر»، «حاج قاسم» و «پدافند باور ۳۷۳» نمونه‌هایی از توانمندی‌هایی هستند که محدودیت ۲۰۰۰ کیلومتری را شکسته‌اند.
 
 در عملیات «وعده صادق» (پاسخ به تجاوز اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق)، جهان دید که موشک‌های ایران چگونه از آسمان کشورهای متعدد عبور کرده و با دقت به اهداف خود در عمق سرزمین‌های اشغالی اصابت کردند. این همان «زمین درنوردیده شدن» در عرصه نظامی است؛ یعنی دشمن دیگر نمی‌تواند تصور کند که پشت کوه‌ها و دریاها امن است.
 
پس از شهادت رهبر، این توانمندی بازدارنده بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافت. دشمنان با علم به این قابلیت، جرأت نکردند کوچکترین حرکتی علیه ایران انجام دهند.
 
 تحلیلگران نظامی غربی اعتراف کردند که ایران به «قدرت بازدارندگی فعال» دست یافته است؛ یعنی نه تنها می‌تواند از خود دفاع کند، بلکه می‌تواند پیش از هر تهدیدی، با درنوردیدن فاصله‌ها، دشمن را در خانه خودش هدف قرار دهد. شهادت رهبر، عزم ملی برای تقویت این توانمندی را چند برابر کرد.
 
 در روزهای پس از شهادت، تصاویر رژه موشکی و پهپادی در رسانه‌های داخلی و خارجی پخش شد و پیام روشنی به دشمن داد: «خون شهید خامنه‌ای، برد موشک‌های ما را بیشتر از قبل کرده است – نه در عدد، که در عزم و اراده». این همان تحقق بخشی از وعده «تُطْوى لَهُ الْأَرْضُ» است برای نظامی که خود را خادم امام زمان (ع) می‌داند.
 
5-3. شهادت رهبر، پیام «ایران درنوردیده» را به گوش جهانیان رساند: مرزها برای خون شهدا مانع نیست.
 شهادت مظلومانه رهبر عزیزمان، خود یک «طی الأرض» عظیم بود؛ منتها نه در عرصه موشک و پهپاد، بلکه در عرصه پیام و تأثیرگذاری. خون پاک ایشان از هر مرز و دیواری عبور کرد و به گوش جهانیان رسید.
 
 در روزهای پس از شهادت، تصاویر عزاداری میلیونی ایرانیان در تمام شبکه‌های خبری جهان پخش شد. پیام رهبر شهید – «اسرائیل چیزی جز یک غده سرطانی نیست» – بر روی دستان میلیون‌ها نفر در سراسر ایران و منطقه نقش بست.
 
 شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» از خیابان‌های تهران و قم و مشهد به خیابان‌های بغداد، بیروت، صنعا و حتی لندن و برلین رسید. این یعنی خون شهید، مرزهای فیزیکی را درنوردید و به عمق جامعه جهانی نفوذ کرد. دشمنان تصور می‌کردند با حذف فیزیکی رهبر، صدای ایشان را خاموش می‌کنند، اما دیدند که صدای ایشان پس از شهادت، رساتر و فراگیرتر از همیشه شده است.
 
این «درنوردیدن مرزها توسط خون شهید» یک پدیده تاریخی کم‌نظیر است. در تاریخ معاصر، شهادت رهبران سیاسی و مذهبی معمولاً با فروکش کردن موج حمایت همراه بوده است، اما در مورد رهبر شهید ایران، عکس آن رخ داد.
 
 خون ایشان به یک «برند جهانی مقاومت» تبدیل شد. پرچم‌های سیاه عزاداری در کشورهای مختلف جهان برافراشته شد و مراسم بزرگداشتی در شهرهایی برگزار گردید که شاید نام ایران را هم به درستی نشنیده بودند.
 
 رسانه‌های غربی که سال‌ها تلاش کرده بودند چهره‌ای منفی از رهبر ایران ارائه دهند، ناگهان مجبور شدند ابعاد محبوبیت و نفوذ معنوی او را گزارش کنند.
 
 این همان «زمین درنوردیده شده» در عرصه رسانه‌ای و فرهنگی است. مرزها، دریاها و اقیانوس‌ها نتوانستند مانع از رسیدن پیام خون شهید خامنه‌ای به گوش آزادگان جهان شوند. و این نویدبخش آن است که در آینده، این نفوذ به قدرت سیاسی و نظامی نیز تبدیل خواهد شد، تا آن روز که سلطنت حق بر شرق و غرب عالم حاکم گردد.
 
6-3. دشمن در منطقه هراسان است چون می‌داند زمین زیر پای مقاومت درنوردیده شده است.
آنچه امروز معادلات نظامی و سیاسی منطقه را به نفع جبهه مقاومت تغییر داده، نه فقط تعداد موشک‌ها و پهپادها، بلکه «ادراک دشمن» از قدرت درنوردیده شدن زمین است.
 
 دشمنان به خوبی دریافته‌اند که مرزهای ساختگی و فاصله‌های جغرافیایی دیگر نمی‌تواند آنها را از ضربات مقاومت مصون نگه دارد. یک پهپاد یمنی از فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری به عمق خاک اسرائیل می‌رسد.
 
 یک موشک ایرانی از کرمانشاه به حیفا اصابت می‌کند. یک عملیات حزب‌الله از جنوب لبنان، نتانیاهو را به پناهگاه می‌فرستد. این یعنی «زمین» دیگر مانعی برای «اهل زمین» نیست؛ زمین درنوردیده شده است. دشمنان این واقعیت را عمیقاً احساس می‌کنند و به همین دلیل، هراس آنها روز به روز بیشتر می‌شود. آنها می‌دانند که دیگر نمی‌توانند پشت حصارهای بتنی و سامانه‌های ضدهوایی پنهان شوند.
 
پس از شهادت رهبر، این هراس دوچندان شد. چرا که دشمنان دریافتند شهادت رهبر، نه تنها قدرت نظامی جبهه مقاومت را کم نکرد، بلکه عزم آنان را برای «درنوردیدن موانع» جزم‌تر نمود. در روزهای پس از شهادت، رسانه‌های اسرائیلی پر از گزارش‌های هشدارآمیز درباره احتمال پاسخ ایران بود. پایگاه‌های آمریکایی در عراق و سوریه در بالاترین سطح آماده‌باش قرار گرفتند. ناوهای آمریکایی در خلیج فارس فاصله خود را از آب‌های ایران افزایش دادند.
 
اینها همه نشانه ترس دشمن از این واقعیت است که «زمین برای مقاومت درنوردیده شده و دیگر جایی برای فرار نیست». دشمنانی که سال‌ها با تکیه بر فاصله جغرافیایی خود را ایمن می‌پنداشتند، امروز می‌دانند که در هر لحظه ممکن است ضربه از جهتی بیاید که انتظارش را ندارند. این همان تحقق بخشی از وعده «تُطْوى لَهُ الْأَرْضُ» در عصر غیبت است؛ زمین برای اولیای خدا درنوردیده می‌شود و دشمنان هراسان در گوشه‌ای خزیده‌اند.
 
7-3. درنوردیدن زمین، هم به معنای فیزیکی و هم به معنای نفوذ فرهنگی و ایدئولوژیک است.
«طی الأرض» فقط محدود به حرکت فیزیکی و نظامی نیست. بلکه ابعاد فرهنگی، ایدئولوژیک و معنوی نیز دارد. زمین درنوردیده شدن به این معناست که مرزهای اعتقادی، زبانی، قومی و ملی نیز فرو می‌ریزند و یک ایدئولوژی واحد – اسلام ناب محمدی – بر دلها حاکم می‌شود.
 
 جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه اخیر نشان داده که توانسته است مرزهای فرهنگی را درنوردد. گفتمان انقلاب اسلامی، مقاومت، استکبارستیزی و حمایت از مستضعفان، دیگر محدود به مرزهای ایران نیست.
 
از نیجریه تا اندونزی، از ونزوئلا تا مالزی، از عراق تا یمن، پرچم «لبیک یا خامنه‌ای» برافراشته می‌شود. این یعنی پیام انقلاب، مرزهای جغرافیایی را درنورده و به قلب جوامع مختلف نفوذ کرده است. شهادت رهبر، این نفوذ فرهنگی را چند برابر کرد.
 
پس از شهادت، موج عظیمی از ابراز همدردی و ارادت از سراسر جهان اسلام و حتی غیر اسلام به راه افتاد. شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و فرهنگی در کشورهای مختلف، رهبر شهید را به عنوان «نماد مقاومت» و «صدای مظلومان» ستایش کردند.
 
جوانان در کشورهای عربی منطقه، عکس ایشان را بر روی لباس‌ها و پرچم‌ها چسباندند. این یعنی «ایده خامنه‌ای» – یعنی اسلام ناب، ولایت فقیه، مقاومت در برابر استکبار – از هر موشکی مرزها را سریع‌تر و عمیق‌تر درنوردید.
 
 دشمنان از این نفوذ فرهنگی بیشتر از موشک‌ها می‌ترسند؛ چرا که می‌دانند یک ایده وقتی در قلب‌ها ریشه دواند، هیچ دیوار و مرزی نمی‌تواند آن را متوقف کند. شهادت رهبر، این ایده را نه تنها تضعیف نکرد، بلکه به آن بال و پر داد تا بلندتر پرواز کند. زمین درنوردیده شد، اما این بار با بال‌های فرهنگ و ایدئولوژی، نه با بال‌های موشک. و این شاید ماندگارترین و مؤثرترین نوع «طی الأرض» باشد.
 
8-3. شهید خامنه‌ای با پیام خود، مرزهای جغرافیایی را برای جبهه مقاومت برداشت.
خلاصه و نقطه اوج این موضوع در شخصیت رهبر شهید نهفته است. ایشان در طول دهه‌های رهبری خود، همواره بر وحدت جهان اسلام، نفی مرزهای ساختگی استعماری، و حمایت از هر مظلومی در هر نقطه از جهان تأکید داشتند.
 
 پیام ایشان مرز نمی‌شناخت. برای ایشان، مسلمان فلسطینی در غزه، مسلمان روهینگیا در میانمار، مسلمان شیعه در پاکستان، مسلمان سنی در سوریه – همه یک امت بودند. ایشان با این نگاه، مرزهای جغرافیایی را از ذهن امت اسلام پاک کردند.
 
 پس از شهادت، این نگاه به یک میراث ماندگار تبدیل شد. رهبر شهید با خون خود، مرزهایی را که استکبار برای جدایی امت اسلام کشیده بود، پاره کرد. امروز، جبهه مقاومت دیگر «ایرانی» نیست، «عربی» نیست، «شیعه» نیست، «سنی» نیست – بلکه «اسلامی» است و بس.
 
دشمنان به خوبی می‌دانستند که بزرگترین خطر برای سلطه آنان، همین «درنوردیده شدن مرزهای جغرافیایی در ذهن مسلمانان» است. تا زمانی که یک مسلمان مصری، فلسطینی، ترک، پاکستانی و ایرانی خود را جدا از هم ببینند، سلطه استکبار بر منابع و مقدرات آنان آسان است.
 
اما وقتی رهبری مانند خامنه‌ای ظهور کند که بگوید «ما یک امت هستیم» و این حرف را با خون خود تثبیت کند، دیگر آن مرزها معنا ندارند. شهادت ایشان، بزرگترین گواه بر این ادعا بود: خونی که برای دفاع از غزه ریخته می‌شود با خونی که برای دفاع از ایران ریخته می‌شود، فرقی ندارد.
 
هر دو خون یک امت است. این همان برداشتن مرزهای جغرافیایی به دست شهید خامنه‌ای است. و این میراث، به نسل‌های آینده منتقل خواهد شد تا آن روز که تمام مرزهای ساختگی برداشته شود و همه زیر پرچم واحد «لا اله الا الله» گرد آیند، به امامت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه).
 

نتیجه‌گیری :

دشمنان در جنگ تحمیلی سوم، ترور رهبر انقلاب را آخرین تیر ترکش خود پنداشتند، اما غافل از آنکه خداوند وعده داده است قائم آل محمد (ع) را با «رُعب» یاری کند؛ ترسی که از دل دشمنان بیرون می‌آید، نه از دل مؤمنان. شهادت رهبر، نه تنها ترسی در ملت ایران ایجاد نکرد، بلکه چنان رُعبی بر دل آمریکا و اسرائیل انداخت که جرأت هیچ اقدام نظامی پس از آن را نیافتند و در همان آغازِ جنگ سوم، زمین‌گیر شدند.
 
سنت دوم الهی یعنی «نصرت» نیز به مدد آمد؛ نظام جمهوری اسلامی با تأیید الهی نه تنها فرو نپاشید، بلکه با اتحادی بی‌سابقه میان مردم و نهادها، استوارتر از پیش ایستاد. خون شهید خامنه‌ای، نصرت را به نسل جدید منتقل کرد و مقاومت را زنده‌تر از همیشه ساخت؛ چنانکه دشمن اعتراف کرد محاسباتش کاملاً اشتباه از آب درآمده است.
 
سنت سوم یعنی «طی الأرض» نیز در دو عرصه نظامی و فرهنگی تجلی یافت؛ موشک‌ها و پهپادهای ایران فاصله‌ها را درنوردیدند و خون شهید از هر مرزی گذشت و پیام مقاومت را به جهان رساند. ایران امروز ثابت کرد که پیش‌قراول سنت‌های الهی وعده‌داده‌شده برای قائم (ع) است و «از ترور تا ترس» مسیری بود که خداوند برای زمین‌گیر کردن دشمنان در جنگ تحمیلی سوم رقم زد.
 

پی نوشت ها:

1.منهاج البراعة، ج 8، ص 353.
2.آل عمران، ۱۶۰.
3. انفال، ۶۳.
 

منبع:

تحریریه راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
play_arrow
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
play_arrow
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام مرکز فنی جنگنده‌های پایگاه العدید قطر
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
play_arrow
سوزاندن پرچم اسرائیل در خیابان‌های نیویورک
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
play_arrow
جزئیات شهادت ۳ عضو خانواده یک محیط‌بان هرمزگانی در حمله آمریکا
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از خسارات وارده به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
play_arrow
موشک‌های نقطه زن ایرانی در راه پایگاه‌های آمریکا در منطقه
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
play_arrow
اصابت پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ به بندر "مینا عبدالله" کویت
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
play_arrow
همه ایران یک تن شدند برای دفاع از وطن
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
play_arrow
نمایی متفاوت از تشییع باشکوه پیکر "آقای شهید ایران" در قم
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
play_arrow
سختی یافتن آب در غزه؛ سفری خطرناک میان آوار
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
play_arrow
انیمیشن لگو زندگی‌نامه رهبر شهید
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
play_arrow
تصاویری از حملات پهپادی و موشکی سپاه در موج سوم عملیات نصر ۲
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...
play_arrow
آهنگی که میلیون‌ها ایرانی با آن خاطره دارند...