
بررسي نقش علامه بلخي در احياي فرهنگ اصيل اسلامي (1)
گفتگو با حجت الاسلام سيد حسين موحد بلخي مسئول مؤسسه فرهنگي و اجتماعي الثقلين
شهيد بلخي در دوران نوجواني و با اين استعداد شورانگيز با حادثه معروف کشف حجاب رضا خاني مواجه مي شود. اين حادثه با تحريک مرحوم آيت الله بهلول و برخي از علماي برجسته در مسجد گوهرشاد روي مي دهد. شهيد بلخي در آن زمان که شايد بيش از 15 سال نداشت به طور جدي وارد آن نهضت مي شود، و در کنار مرحوم شيخ محمد تقي بهلول سخنراني و اعتراض مي کند. او پس از اين حادثه تحت تعقيب قرار مي گيرد و به خارج از ايران آواره و متواري مي شود. سپس به هرات باز مي گردد، و در آنجا علامه بر مبارزات سياسي و فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي به تحصيل علوم ديني ادامه مي دهد.
زندگي شهيد بلخي در آن مرحله آميخته با آموزش علوم و معارف اسلامي و با تجربيات مبارزاتي ملت مسلمان ايران عجين شده است. زيرا کشورهاي منطقه در آن روز بستر حوادث و تحولات بسيار گسترده مبارزاتي بوده است. و در حقيقت ابعاد شخصيت شهيد بلخي در بستر پر فراز و نشيب و تحولات عميق شکل مي گيرد. و با همه اين مسائل آشنا مي شود. اين سيد بزرگوار سرانجام با احساس درد و درک عميق از اوضاع سياسي افغانستان و اوضاع بسيار ناگواري جهان اسلام و منطقه، تحصيلات خود را ناتمام مي گذارد، يا به تعبيري بهتر در يک فراز بالاتر، يعني آموزش و روشنگري مردم روي مي آورد. و به مبارزات خود ابعاد تازه اي مي بخشد.
به طور خلاصه مي توان گفت که شهيد بلخي يک شخصيت جهادي، علمي، داراي انديشه سياسي و داراي نقشه مبارزاتي دقيق با برخورداري از جهان بيني توحيدي و مرد عمل و حاضر هميشه در صحنه مبارزات بوده است. شهيد بلخي در تاريخ معاصر نهضت هاي اسلامي افغانستان جايگاه خاص و منحصر به فرد دارد. شخصيت او متعلق به يک مذهب و يک قوم و قبيله نيست. درست است که يک عالم ديني شيعي بود، ولي براي همه مردم افغانستان مبارزه مي کرد، و امروز هم مردم افغانستان به خصوص انديشوران، دانشمندان و مبارزان از هر قوم و قبيله اي و از هر مذهبي به او علاقمند هستند. شهيد بلخي را به عنوان بنيانگذار نهضت اسلامي افغانستان مي شناسند، و ارادت خاصي به او دارند. مي توان گفت که علامه بلخي يک شخصيت کليدي و محوري و مطرح در صحنه ملي افغانستان بود. به تعبيري ديگر محور وحدت ملي و ديني مردم افغانستان بوده و هست. افکار شهيد بلخي امروزه همچنان راه گشاست. در عين حالي که او اسلامي مي انديشيد. درباره کل امت اسلامي انديشه هاي راهبردي داشت. درباره نجات مستضعفان راهکارهايي فکري و عملي ارائه کرد.
به طور کل اگر بخواهيم نمايه اي از شخصيت علامه شهيد بلخي ارائه دهيم، بي ترديد او به ترتيب پشت سر امام و در خط امام قرار مي گيرد. يعني همان حساسيت هايي که امام (ره) از دوران جواني بر عليه استعمار و بر عليه استبداد و ساير قضاياي جهان اسلام داشت. و حساسيت هايي که نسبت به اسلام و لزوم تصويب و اجراي قوانين اسلامي داشت، همان حساسيت ها را نيز شهيد بلخي در افغانستان داشت. همانگونه که امام بر لزوم اتحاد امت اسلامي اصرار مي ورزيد، و نسبت به معظل فلسطين، الجزاير و ساير کشورهايي که تا چند سال پيش از پيکر امت اسلامي جدا شده بودند. اسير اژدهاي کمونيسم شده بودند، تأکيد مي کرد، شهيد بلخي هم در همين افق نگاه داشت و عمل مي کرد.
هنگامي که آثار شهيد بلخي را مطالعه مي کنيد، ملاحظه خواهيد کرد که او همواره از درد و رنج ملت هاي اصيل که گرفتار سوساليسم و کمونيسم شدند و از اشغال الجزاير و بحران فلسطين سخن مي گفت و حساسيت نشان مي داد. او در بعد مبارزاتي شبيه امام مي انديشيد و مثل امام عمل مي کرد، و اسناد تاريخي هم در اين زمينه وجود دارد. شهيد بلخي در سال 1329 که وارد زندان مي شود قصيده اي مي سرايد به نام «شب ديجور» که در آن قصيده بسيار بلند مي گويد: «نشد چاره از اين شاهي و دمکراسي، مشترک از خط خود جمهوري اعلان مي شود». لذا شهيد بلخي طرح جمهوريت اسلامي را در همان زندان پايه گذاري مي کند. او بنيانگذار نخستين تشکيلات اسلامي در افغانستان بوده است.
گرچه مبارزات شهيد بلخي از لحاظ تاريخي پيش از دهه سوم قرن شمسي جاري آغاز شده منتها پس از آزادي از زندان با مرحوم امام خميني (ره) در نجف اشرف ملاقات هاي ويژه و ارتباطات عميق داشت. با امام تبادل نظر کرده و مشروعيت مبارزاتي خود را از مراجع نجف به خصوص از حضرت امام گرفته بود. امام مبارزات او را بسيار تحسين کرده بود. اين دو بزرگوار نشست هايي با هم داشتند. در اين باره داستان ها و خاطرات زيادي وجود دارد. در مجموع شاکله حرکت و نهضت شهيد بلخي شبيه حرکت حضرت امام (ره) و در راستاي همين خطي است که امام ترسيم کرده بود. گرچه اين حرکت فراز و فرودهايي داشته ولي بالاخره شهيد بلخي با همين اهداف و انگيزه ها، زودتر و از منطقه ديگري قيام خود را شروع کرد.
منبع: شاهد ياران شماره 64
درآمد
شهيد بلخي کيست و چه جايگاهي در بين مردم افغانستان دارد؟
شهيد بلخي در دوران نوجواني و با اين استعداد شورانگيز با حادثه معروف کشف حجاب رضا خاني مواجه مي شود. اين حادثه با تحريک مرحوم آيت الله بهلول و برخي از علماي برجسته در مسجد گوهرشاد روي مي دهد. شهيد بلخي در آن زمان که شايد بيش از 15 سال نداشت به طور جدي وارد آن نهضت مي شود، و در کنار مرحوم شيخ محمد تقي بهلول سخنراني و اعتراض مي کند. او پس از اين حادثه تحت تعقيب قرار مي گيرد و به خارج از ايران آواره و متواري مي شود. سپس به هرات باز مي گردد، و در آنجا علامه بر مبارزات سياسي و فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي به تحصيل علوم ديني ادامه مي دهد.
زندگي شهيد بلخي در آن مرحله آميخته با آموزش علوم و معارف اسلامي و با تجربيات مبارزاتي ملت مسلمان ايران عجين شده است. زيرا کشورهاي منطقه در آن روز بستر حوادث و تحولات بسيار گسترده مبارزاتي بوده است. و در حقيقت ابعاد شخصيت شهيد بلخي در بستر پر فراز و نشيب و تحولات عميق شکل مي گيرد. و با همه اين مسائل آشنا مي شود. اين سيد بزرگوار سرانجام با احساس درد و درک عميق از اوضاع سياسي افغانستان و اوضاع بسيار ناگواري جهان اسلام و منطقه، تحصيلات خود را ناتمام مي گذارد، يا به تعبيري بهتر در يک فراز بالاتر، يعني آموزش و روشنگري مردم روي مي آورد. و به مبارزات خود ابعاد تازه اي مي بخشد.
او رنگ تازه اي به آموزش ها و تحصيلات خود مي دهد و در همان دوران جواني که 30 سال بيشتر سن نداشت، با درک قوي از اوضاع نابسامان کشور، در اول فروردين سال 1329 طرح قيام آزادي بخش، و واژگوني نظام استبدادي افغانستان را با تمهيدات قبلي که تدارک ديده بود مي ريزد.
شهيد بلخي با تشکيلاتي که از سران مذاهب و اقوام مختلف افغانستان ايجاد کرده بود، حزب سياسي ارشاد اسلامي تأسيس مي کند، ولي متأسفانه در اثر خبر چيني يکي از عوامل نفوذي، اين طرح لو مي رود و خنثي مي شود، و بلخي مبارز و ياران او زنداني مي شود. او به مدت 15 سال از عمر پر برکت خود را در زندان دهمزنگ کابل سپري مي کند. ناگفته نماند که شهيد بلخي خواسته هاي کلان زيادي داشت که طرح سرنگوني نظام حاکم استبدادي يکي از آن ها بود. آزادي مذهب تشيع، مشارکت سياسي مردم در حق تعيين سرنوشت، ايجاد قانون اساسي و گام نهادن در مسير آزادي ملي برخي از خواسته هاي عدالت طلبانه آقاي بلخي را تشکيل مي داد. که او در نتيجه مبارزات پيگير موفق شد به تعدادي از خواسته ها و اهداف خود برسد. يعني پس از گذراندن حدود 15 سال زندان و آزادي از زندان، رژيم حاکم مجبور شد تعدادي از خواسته هاي شهيد بلخي را برآورده سازد. مي توان گفت که به موجب قانون اساسي جديد شهيد بلخي از زندان آزاد شد، و شيعيان هم از خفا و کتمان بيرون آمدند و براي نخستين بار در صحنه سياسي افغانستان مطرح شدند.به طور خلاصه مي توان گفت که شهيد بلخي يک شخصيت جهادي، علمي، داراي انديشه سياسي و داراي نقشه مبارزاتي دقيق با برخورداري از جهان بيني توحيدي و مرد عمل و حاضر هميشه در صحنه مبارزات بوده است. شهيد بلخي در تاريخ معاصر نهضت هاي اسلامي افغانستان جايگاه خاص و منحصر به فرد دارد. شخصيت او متعلق به يک مذهب و يک قوم و قبيله نيست. درست است که يک عالم ديني شيعي بود، ولي براي همه مردم افغانستان مبارزه مي کرد، و امروز هم مردم افغانستان به خصوص انديشوران، دانشمندان و مبارزان از هر قوم و قبيله اي و از هر مذهبي به او علاقمند هستند. شهيد بلخي را به عنوان بنيانگذار نهضت اسلامي افغانستان مي شناسند، و ارادت خاصي به او دارند. مي توان گفت که علامه بلخي يک شخصيت کليدي و محوري و مطرح در صحنه ملي افغانستان بود. به تعبيري ديگر محور وحدت ملي و ديني مردم افغانستان بوده و هست. افکار شهيد بلخي امروزه همچنان راه گشاست. در عين حالي که او اسلامي مي انديشيد. درباره کل امت اسلامي انديشه هاي راهبردي داشت. درباره نجات مستضعفان راهکارهايي فکري و عملي ارائه کرد.
جهان اسلام در چند دهه اخير شاهد شکوفايي شخصيت هاي بزرگي همچون آيت الله امام خميني (ره)، شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر، آيت الله مطهري و ديگران بوده است. بفرماييد که شهيد بلخي را از کدام دسته و صنف ارزيابي مي کنيد؟
به طور کل اگر بخواهيم نمايه اي از شخصيت علامه شهيد بلخي ارائه دهيم، بي ترديد او به ترتيب پشت سر امام و در خط امام قرار مي گيرد. يعني همان حساسيت هايي که امام (ره) از دوران جواني بر عليه استعمار و بر عليه استبداد و ساير قضاياي جهان اسلام داشت. و حساسيت هايي که نسبت به اسلام و لزوم تصويب و اجراي قوانين اسلامي داشت، همان حساسيت ها را نيز شهيد بلخي در افغانستان داشت. همانگونه که امام بر لزوم اتحاد امت اسلامي اصرار مي ورزيد، و نسبت به معظل فلسطين، الجزاير و ساير کشورهايي که تا چند سال پيش از پيکر امت اسلامي جدا شده بودند. اسير اژدهاي کمونيسم شده بودند، تأکيد مي کرد، شهيد بلخي هم در همين افق نگاه داشت و عمل مي کرد.
هنگامي که آثار شهيد بلخي را مطالعه مي کنيد، ملاحظه خواهيد کرد که او همواره از درد و رنج ملت هاي اصيل که گرفتار سوساليسم و کمونيسم شدند و از اشغال الجزاير و بحران فلسطين سخن مي گفت و حساسيت نشان مي داد. او در بعد مبارزاتي شبيه امام مي انديشيد و مثل امام عمل مي کرد، و اسناد تاريخي هم در اين زمينه وجود دارد. شهيد بلخي در سال 1329 که وارد زندان مي شود قصيده اي مي سرايد به نام «شب ديجور» که در آن قصيده بسيار بلند مي گويد: «نشد چاره از اين شاهي و دمکراسي، مشترک از خط خود جمهوري اعلان مي شود». لذا شهيد بلخي طرح جمهوريت اسلامي را در همان زندان پايه گذاري مي کند. او بنيانگذار نخستين تشکيلات اسلامي در افغانستان بوده است.
گرچه مبارزات شهيد بلخي از لحاظ تاريخي پيش از دهه سوم قرن شمسي جاري آغاز شده منتها پس از آزادي از زندان با مرحوم امام خميني (ره) در نجف اشرف ملاقات هاي ويژه و ارتباطات عميق داشت. با امام تبادل نظر کرده و مشروعيت مبارزاتي خود را از مراجع نجف به خصوص از حضرت امام گرفته بود. امام مبارزات او را بسيار تحسين کرده بود. اين دو بزرگوار نشست هايي با هم داشتند. در اين باره داستان ها و خاطرات زيادي وجود دارد. در مجموع شاکله حرکت و نهضت شهيد بلخي شبيه حرکت حضرت امام (ره) و در راستاي همين خطي است که امام ترسيم کرده بود. گرچه اين حرکت فراز و فرودهايي داشته ولي بالاخره شهيد بلخي با همين اهداف و انگيزه ها، زودتر و از منطقه ديگري قيام خود را شروع کرد.
چه تفاوتي بين مبارزات امام خميني (ره) و مبارزات شهيد بلخي وجود داشت؟
ولي شهيد بلخي از آغاز جواني با روح حساسي که داشت، نسبت به فاجعه اي که در افغانستان به وجود آمد، و اين کشور به تاريک خانه اي پر از ظلمت تبديل شد به قيام برخاست. چنانچه انسان تاريخچه آن زمان افغانستان را بازخواني کند، ملاحظه مي کند غير از دار و درفش و زندان و سلاخي و جلادي در آنجا چيز ديگري نبود.
شهيد بلخي در چنين شرايطي درس و آموزش و حوزه را ترک مي کند. ميدان عملي را که حضرت امام داشت شهيد بلخي نداشت. مي خواست کاري کند تا مردم را با سرعت از اين وضع نجات دهند.به استثناي امام خميني (ره) آيا با مبارزان ايراني ديگري همچون شهيد نواب صفوي يا آيت الله کاشاني هم ارتباط داشت؟
انديشه تأسيس حزب ارشاد اسلامي توسط شهيد بلخي از کجا و چگونه نشأت گرفت؟
منبع: شاهد ياران شماره 64
/ج