ساقه پلاتین

وقتی رسیدم پشت در انبار، پیرمرد پیدا نبود. صندلی چوبی‌اش خالی بود. بوی زغال افروخته، بوی خاکه سیگار، بوی آهن زنگ زده از شکاف در می‌زد بیرون. رفتم تو.
دوشنبه، 27 شهريور 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
ساقه پلاتین
ساقه پلاتین

نویسنده: مجید قیصری



 
وقتی رسیدم پشت در انبار، پیرمرد پیدا نبود. صندلی چوبی‌اش خالی بود. بوی زغال افروخته، بوی خاکه سیگار، بوی آهن زنگ زده از شکاف در می‌زد بیرون. رفتم تو. از دود سیگارش فهمیدم کجا نشسته. قوز کرده، نشسته بود پشت کوهی از پوکه‌ها و گلوله های زنگ زده. دود سیگار همه جا را مه آلود کرده بود. لحظه ای سرش را آورد بالا و دوباره قوز کرد پشت پوکه‌ها. انگار می‌خواست توی تاریکی انبار چیزی را از من پنهان کند. بارم را ندید یا که نخواست ببیند، گفت:
«چی آوردی؟»
صدای خِش خِش سنباده کارکرده گرفته بود. مگر چند وقت بود که ندیده بودمش؟
گفتم: «352 تا توپ دور برد، 212 تا تانک تی پنجاه و دو، 598000 تا پوکه که کلاش، 437973 پوکه ژسه، 497 تا میخ سر کج چادر با 37 میله سالم چادر.»
فکر کردم از باری که براش آورده‌ام خوشحال می‌شود.
«همین، فقط چدن!»
«گفتم اگر بخواهی دفعه دیگه یه گردان تانک چیفتن برات می آرم فولاد ناب، یا یه هنگ نفربر.»
سرش را آورد بالا و سیخ تو چشم هام نگاه کرد و گفت: «پلاتین، بازار امروز تشنه پلاتینه»
«چی؟»
«همین که گفتم، برو تو نخ پلاتین. سفارش پلاتین بهم دادن. هر کی می آد فقط پلاتین می خواد. بیمارستان‌ها، صراف‌ها، کارخانه دارها، اغذیه فروشی‌ها، عروسک سازی‌ها فهمیدی؟ سفارش پشت سفارش. انگار همه دیوونه پلاتین شدن.»
«پلاتین از کجا گیرم بیارم.»
«تو کوه کمرها تا دلت بخواهد هست. تنبلی نکنی بگردی پیدا می شه. بال یه هواپیما یا کابین خلبان هم باشه کافیه. نشد پره های یه هلی‌کوپتر شکاری.»
«این طوری باید این لگنو عوض کنم. نمی شه با این کوه رفت.»
«وقت نداریم. دیر بجنبیم بازار از دست رفته. خدا می دونه چقدر دست و پاست که منتظر این پلاتین هان. می‌فهمی، آدم باید بی وجدان باشه که نفهمه.»
«چند وقتی بود که نبودم، با این پای علیلم رفته بودم دنبال جنس جور کردن. مظنه بازار از دستم در رفته.»
«دیگه نمی‌رسم جواب تلفن‌ها رو بدم. دو شاخه تلفنو سه ماهه که کشیدم. الآن فقط حضوری سفارش می‌گیرم. صبح تا حالا سه تا جراح اومده بودن سراغ سفارشاشون. گفتم تموم کردم، نگفتم ندارم. ما از ماجرا خیلی پرتیم. الآن شیش ماهه که دیگه چدن نمی‌خرم. تو تا حالا کجا بودی؟»
از سر سیری با دست اشاره کرد که بارم را خالی کنم پشت دیوار سد. گفت بار آخریه که ازت چدن می‌خرم. با اشاره ی دستش ابری از دود سیگار جابه‌جا شد. پشت دیوار انبار، چدن‌ها زیر نور ماه قطره قطره آب می‌شدند و دره پشت انبار لبالب شده بود از سیماب، منظره ای که چند سالی بود ندیده بودم. ایستادم به تماشا: رود برق می‌زد و پیچ و تاب خوران، مثل ماری تشنه هس هس می‌کرد و می‌رفت ته دره؛ نور طلایی رود چدن ه در آسمان شهر افتاده بود و انگار سایه مردمان شهر در نور طلایی، به رقص آمده بود. با ناراحتی، جک کمپرسی را کشیدم و ایستادم به تماشای آبشار چدن‌ها. دلنگ دولنگ دلنگ.
آن دورها، روی تپه هنوز تیرباری کج روی سه پایه‌اش از خواندن افتاده بود و دوربین خرگوشی، گردن کشان هنوز نگهبانی دشت خالی را می‌داد. سنگری دهان باز کرده و منتظر تازه نفسی بود. اما این جا که من ایستاده بودم، کسی حواسش به ترَک سد نبود
منبع: داستان همشهری، شماره ی 3

 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
play_arrow
اهتزاز پرچم فلسطین در زمین فوتبال جاکاراتا
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
play_arrow
پرتاب گاز اشک آور توسط پلیس هند به سمت دانشجویان معترض
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
play_arrow
سیمیاری: هیچ ارتشی نمی‌تواند باب‌المندب را باز کند
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
play_arrow
نماهنگ/ "روضه دخترانه" با اجرای گروه سرود نجم‌الثاقب
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
play_arrow
دستگیری عامل تشویش اذهان عمومی در تهران
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
play_arrow
وقوع حادثه امنیتی در نزدیکی یک ساختمان در نیویورک
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
play_arrow
آخر و عاقبت اعتماد به آمریکا در تنگه هرمز
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
حملات پهپادی نیروی دریایی سپاه به دشمن آمریکایی در منطقه
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
play_arrow
نوحه مداح عراقی برای حضرت رقیه(س) و به یاد شهدای میناب
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
play_arrow
شلیک موشک‌های ایرانی به سمت مواضع دشمن در منطقه
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
play_arrow
تروریست‌های تجزیه طلب این هشدار را جدی بگیرید!
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
play_arrow
کشف بقایای پهپاد انتحاری حامل مواد منفجره در سواحل استانبول
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
پاره شدن تسمه تایم علائم، خسارت موتور و کارهایی که باید انجام دهید
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی
اشتباهات رایج در خرید اورینگ لاستیکی
ماجرای پرواز هواپیمای ایرانی به یمن چه بود؟
play_arrow
ماجرای پرواز هواپیمای ایرانی به یمن چه بود؟