پرسشی از محضر علامه مصباح یزدی
پرسش:
وظائف ثابت و متغیر دولتها و وظائف ویژه دولت اسلامی را ذکر کنید.پاسخ:
دولتها با توجه به هدف حکومت و نظام سیاسی پذیرفته شده توسط آنان، وظائف مختلفی را عهده دار می شوند.به طور کلی می توان وظائفی را که دولتها به انجام می رسانند در امور ذیل خلاصه نمود:
1- ضمانت اجرای قوانینی که مستقیماً متوجه شهروندان است. برای اینکه تلاش ها و فعالیت های افراد جامعه درحوزه فردی به ثمر بنشیند باید در چارچوب ضوابط و قوانینی که متوجه آنها است عمل کنند. بنابراین بخشی از قوانین در درجه ی اول متوجه مردم است و وظیفه آنهاست که بدان عمل کنند. نقش دولت در این زمینه کنترل عملکرد، ارائه سیاستهای راهبردی جهت دعوت مردم به محترم شمردن قانون، پیگیری و الزام به اطاعت از قانون و پیش گیری از تخلفات است.
2- اجرای قوانین کیفری و جزائی، که مستقیماً متوجه دولت است و دولت موظف به اجرای آنهاست نه مردم. یعنی اگر افراد به قوانین اولیه عمل نکردند و تخلف نمودند دولت وظیفه دارد براساس قانون آنها را مجازات و کیفر نماید.
3- تأمین نیازمندی های جامعه که صرفاً دولت توان تأمین آنها را دارد و از عهده افراد و گروه ها بر نمی آید. نمونه ی بارز این نیازمندی ها دفاع در برابر دشمن خارجی است که باید قدرت و نهادی که مافوق توانایی و قدرت افراد و گروه ها محسوب می گردد بدان اقدام کند.
4- تأمین نیازمندی هایی که ابتداءً متوجه دولت نیست و از شهروندان عادی نیز ساخته است اما به دلائلی بر زمین مانده اند و متصدّی خاصی ندارند. سلسله فعالیتها و خدماتی که مردم می توانند انجام دهند اما انگیزه انجام آن را ندارند و یا به جهت پیچیده تر و گسترده تر شدن آنها نیاز به سازماندهی و برنامه ریزی تخصصی جامع و هماهنگ احساس می گردد که این امر از دولت ساخته است.
5- از وظائف مهم و اساسی دولت بهره برداری از منابع و ثروت های عمومی جامعه است که در فرهنگ اسلامی «انفال» نام گرفته است، مثل جنگلها، دریاها، معادن، و سایر ثروتهای عمومی که مالک خصوصی ندارند و کسی حق بهره برداری خصوصی از آنها را ندارد و ضرورت دارد که نهادی به نام دولت با بهره برداری صحیح از آن، منافع آن را عاید جامعه سازد.
نسبت به وظائفی که برای دولتها بر شمردیم نگرش های افراطی و نامتعادل نیز وجود دارد برخی درصددند تا حد ممکن تصدی دولت را افزایش داده و با گسترش دولت، تمام فعالیتهای اجتماعی را به آن بسپارند و در مقابل عده ای کمترین حد دخالت را بری دولت قائلند و وظیفه دولت تنها به برنامه ریزی و نظارت بر دستگاههای خصوصی، خلاصه می گردد.
در یک تقسیم دیگر می توان برخی از این وظائف را از وظائف ثابت و همیشگی همه ی دولت ها دانست که از مقوّمات دولت محسوب می شوند، نظیر ضمانت اجرای قوانین مدنی و حقوقی و تأمین مصالح ثابتی که جامعه در همه شرائط به آنها محتاج است و با تغییر شرائط اجتماعی نوسان نمی یابد و تأمین آن مصالح در سطح کلان فقط از دولتها ساخته است، مثل برقراری نظم و امنیّت در جامعه. بخش دیگری از وظائف هستند که متغیّرند و در همه ی شرائط بر عهده دولت نمی باشند، چه بسا اگر دولت هم نباشد مردم می توانند متولی انجام آن شوند ولی وجود برخی نگرشها در فلسفه سیاست نظیر تفکر سوسیالیستی و یا پیدایش شرائط جدید، آن مصالح را بر عهد دولت می نهد و این ها از مقومات دولت محسوب نمی گردند.
در بینش اسلامی دولت علاوه بر وظائف ثابت و همیشگی که همه دولتها به عهده دارند، نسبت به وظائف متغیر هم وظیفه و مسؤولیت ویژه و متعادلی دارد.
اصل در نگرش اسلام این است که وظائف اینگونه را که از عهده مردم بر می آید، افراد داوطلبانه و با مشارکت خود به انجام رسانند و دولت به ایجاد انسجام و پرهیز از ناهماهنگی و گنجاندن مشارکتهای مردمی و ایفای مسؤولیت از سوی آنها در ساختار برنامه های کلان و مدرن، بپردازد و در آن عرصه نقش سیاستگذاری را عهده دار شود. ولی نقش دولت به همین محدود نمی گردد بلکه در شرائط خاص و در مواردی که به هر دلیل تضییع حقوق افراد و جامعه در پیش است دولت حق دخالت دارد و باید با اجرای طرحهای متناسب و تأمین این نیازها وظیفه خویش را به انجام رساند.
ویژگی دیگر وظائف دولت اسلامی از تفاوت قوانین اسلام با قوانین دیگر نظام ها ناشی می شود، همانطور که قوانین اسلام قوانینی گسترده و ناظر به مصالح هر دو جهان است و با قوانین نظام های لائیک که تنها به دنبال اداره دنیای انسان هستند تفاوت دارد، وظائف مجریان قوانین اسلامی نیز با دیگر دولتها متفاوت است. دولت اسلامی به اجرای قوانینی می پردازد که هم مربوط به زندگی مردم و اداره جامعه است و هم مربوط به مصالح اخروی و معنوی انسانها. دولت باید امکانات و سرمایه های جامعه را در جهت احیای ارزشهای الهی و اسلامی و اجرای احکام شریعت نیز به کار گیرد که این مسئله وظائف ثابتی را برعهده دولت قرار می دهد و علاوه بر نقشی است که خود افراد جامعه در این زمینه ایفا می کنند.
پس دولت اسلامی قبل از هرچیز و در صدر وظائف خود، باید دغدغه اقامه و ترویج شعائر الهی را داشته باشد و به حفظ حدود، قوانین و فرهنگ اسلامی بپردازد و از رفتاری که خلاف احکام شریعت است و از آنچه که موجب تضعیف فرهنگ اسلامی و ترویج شعائر کفر می گردد جلوگیری نماید و در صورت تزاحم بین مصالح معنوی و منافع مادّی که معمولاً رخ نخواهد داد برای مصالح معنوی اولویت قائل شود.
منبع مقاله :
مصباح یزدی، محمد تقی؛ (1391)، پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، قم: انتشارات مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سرّه)، چاپ اول