افسانه محبت
افسانه محبت/
| •پدید اورندگان : | صمد بهرنگی , |
| •ناشر : | جامهدران |
| •سال نشر : | 1387 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 3300 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-5858-73-3 |
| • تاریخ نشر : | 1387/2/30 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 46 |
| • قیمت : | 9000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"پادشاهی دختری كوچك دارد كه بسیار خودخواه و مغرور است، دخترك خدمتكاران بسیاری دارد، اما نوكر مخصوص او "قوچعلی" است. قوچعلی دلباخت? دختر پادشاه میشود و روزی به او میگوید كه تصمیم دارد زمانی كه بزرگ شد با او ازدواج كند. دختر پادشاه بسیار خشمگین میشود و قوچعلی را از كاخ بیرون میكند. قوچعلی به كوهستان میرود تا به همراه پدر و خواهر خود به كار چوپانی مشغول شود. پس از مدتی كبوتری به سراغ دختر پادشاه، كه اینك بزرگ شده است، میآید و به او میگوید كه به او علاقهمند است، دختر پادشاه به خاطر غرورش او را رد میكند اما با اصرارهای كبوتر تسلیم میشود و به او میگوید "اگر من را دوستداری باید از جلد خود بیرون بیایی"؛ چرا كه كبوتر نمیتواندحرف بزند. كبوتر برای انجام این كار از دختر میخواهد كه خوابش را به او بدهد و دختر نیز میپذیرد و با انجام این كار كبوتر پرواز میكند و میرود؛ پس از این اتفاق دختر بیخواب میشود و تمام حكیمان شهر برای مداوای او گردهم میآیند، اما هیچیك نمیتوانند كاری انجام دهند؛ تا این که حكیم پیری به پادشاه میگوید كه اگر میخواهد دخترش مداوا شود باید افسان? محبت برای او گفته شود و این كار را فقط چوپانی كه در كوهستان زندگی میكند میتواند انجام دهد. پادشاه چوپان را به قصر میآورد و او بالای سر دخترك شروع به گفتن افسان? محبت میكند." |
ارسال نظر شما