افسون زنگ
افسون زنگ/
| •پدید اورندگان : | جعفر توزندهجانی , عباس جهانگیریان , |
| •ناشر : | پیدایش |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2100 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-349-420-9 |
| • تاریخ نشر : | 1386/9/25 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 144 |
| • قیمت : | 16000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | پالتویی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"آقای "اسفندی"، معلم جدید روستا، تحت تاثیر صدای زنگی در بیابان قرار گرفته است كه كسی نمیداند آن را چه كسی به صدا درمیآورد و پیرامونش افسانههای بسیاری به وجود آمده است. او برای جلب توجه بچهها به مدرسه و نگه داشتن آنها در این محیط، تصمیم میگیرد زنگ را به دست بیاورد. شبی پیرمردی به در اتاق وی آمده و زنگ را به او میدهد. پیرمرد برای آقای اسفندی، داستان خویش را بازگو كرده و میگوید، در پی فرزندش كه سالهاست گم شده، راه بیابان را در پیش گرفته و چون كودكش به این صدا علاقهمند بوده او با این زنگ، مدام مینواخته تا شاید پسرش، كه اكنون باید به جوانی برومند تبدیل شده باشد، نزد وی بازگردد. مدتی بعد پسر، كه در توفانی راه خویش را در كودكی گم كرده و در خانهی زن و شوهر بیفرزندی بزرگ شده بود، در پی شنیدن صدای زنگ، رد آن را گرفته و پس از سالها دوری خانوادهی واقعی خویش را بازمییابد. همانطور كه آقای اسفندی پیشبینی كرده بود وجود این زنگ عجیب و پرماجرا در مدرسه باعث شد بچهها جذب مدرسه شوند و نواختن آن، جایزهای بزرگ و منحصر به فرد محسوب شود. چندی بعد، یك روز صبح، آقای اسفندی متوجه شد زنگ بیابانی ربوده شده است، او در پی یافتن آن با حسینعلی، فراش مدرسه، راهی بیابان شده و به قلعهای در نزدیكی روستا میرسند. آنها درمییابند كه پیرزنی بدخو، همراه نوهاش در این قلعه خرابه زندگی میكنند و پیرزن برای این كه هوس رفتن به مدرسه از سر نوهاش بیرون شود، زنگ را ربوده است. آقای اسفندی و حسینعلی زمانی كه وضع نابسامان این زن و كودك را میبینند به دستگیری از آنها میپردازند؛ پیرزن در حمام زنانهی روستا مشغول كار میشود و نوه به آرزویش رسیده و راهی مدرسه میشود." |
ارسال نظر شما