باران را با خود بیاور...
باران را با خود بیاور.../
| •پدید اورندگان : | مهرو حجریمحمدزاده , |
| •ناشر : | ودیعت |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-7805-94-0 |
| • تاریخ نشر : | 1386/11/23 |
| • محل نشر : | كرمان |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 104 |
| • قیمت : | 10500 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"دختر فرماندهی نیروی انتظامی شهر زاهدان، توسط دو تن از اقوام قاچاقچیانی، كه به دست پدرش به هلاكت رسیدهاند، ربوده میشود. "محمد" و "یاسر" با وجودی كه به دختر اعلام كردهاند به قصد انتقام او را ربوده و تصمیم به قتل وی دارند، رفتاری نرم با دختر داشته و كم و بیش در محیط اطراف محل اقامتشان وی را آزاد گذاشتهاند. شبی دختر متوجه میشود عقرب سیاه و بزرگی روی پای یاسر در حال حركت است. او با شدت عقرب را از بدن جوان دور میكند، اما خود به نیش آن گرفتار میآید. او دیگر متوجهی چیزی نشده و وقتی چشم میگشاید خود را در بیمارستان میبیند. پرستار حاضر بر بالین دختر میگوید "برادرهایش"، كه كار واجبی برایشان پیش آمده بود، تمامی خرج بیمارستان را پرداخته و رفتهاند. كتاب حاضر علاوه بر داستان "باران را با خود بیاور" مشتمل بر چهار داستان كوتاه دیگر با این عناوین است: آغاز كبوتر؛ افرای من؛ امشب صدای تیشه از بیستون نیامد...؛ كفتری میخورد آب؛ و پایان یك عشق." |
ارسال نظر شما