بمب خنده
بمب خنده/
| •پدید اورندگان : | محمدجواد شریفی , |
| •ناشر : | فخر دین |
| •سال نشر : | 1384 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 5000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-8582-18-1 |
| • تاریخ نشر : | 1384/4/15 |
| • محل نشر : | قم |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 144 |
| • قیمت : | 1000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"مجموعهی حاضر، دربردارندهی داستانهای كوتاهی است با مایههای طنز دربارهی موضوعات اجتماعی كه از مجلات مختلف گرد آمده است. برای نمونه در داستان "كتاب و معلم" میخوانیم: "موضوع انشا: در مورد كتاب هر چه میدانید بنویسید. با نام خدا انشای خودم را آغاز میكنم. به نظر من كتاب خیلی چیز مهمی است و اگر كتاب نبود ما مشكلات زیادی داشتیم، مثلا معلم مهربان و زحمتكش ما هر وقت میخواهد تذكر دلسوزانه به دانش آموزان بدهد با كتاب میكوبد توی كله آنها. ظهرها كه پدرم با تنی خسته به خانه میآید و مگسهای موذی و مردم آزار او را اذیت كرده روح او را میآزارند. با كتاب چنان روی آنها میكوبد كه رب و ربشان یكی میشود و جا به جا به دنیای باقی میشتابند. مصرع: ای مگس عرصهی سیمرغ نه جولانگه توست خواهر كوچك من هرگاه میخواهد از گنجهی داخل آشپزخانه قند بردارد تعدادی از كتابهای پدرم را زیر پایش گذاشته از كتابها استفاده بهینه میكند. البته ما همه باید مراقب باشیم كه.... معلم، انشای دانشآموز را قطع میكند و میگوید: احمق این چه انشایی است كه نوشتهای؟ منظور من این بود كه دربارهی كتاب خواندن انشا بنویسی. دانش آموز پس از مدتی فكر كردن: آقا اجازه مگر كتاب را هم میخوانند؟" |
ارسال نظر شما