پاكدامن
پاكدامن/
| •پدید اورندگان : | مهرانگیز موسیزاده , |
| •ناشر : | راهگشا |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1500 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-8550-35-1 |
| • تاریخ نشر : | 1386/6/18 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 224 |
| • قیمت : | 24000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,""ماریا"، دختر تنهایی است كه پس از به خاك سپردن مادر راهی خانه شده و با مطالعهی دفتر خاطرات وی متوجه میشود مادرش دختری ایرانی بوده كه پس از آشنایی با پسری انگلیسیتبار و به اسلام گرویدن وی، با او ازدواج كرده و در لندن ساكن شده است؛ "ادوارد" و "آفاق" در رفاه كامل مالی و خوشبختی مطلق به سر میبرند و با دنیا آمدن "ماریا" سعادت آنها تكمیل میشود. اما زمانی نگذشته كه ادوارد طی سفری كاری جان میسپارد. آفاق و ماریا سالهای زیادی را به تنهایی به زندگی ادامه میدهند تا روزی كه از طرف وكیل خانوادگی با آنها تماس گرفته و به آفاق خبر میدهند برادر شوهرش خواهان دیدار با اوست. زن جوان به سوی منزل وی میشتابد و در آخرین لحظات مجبور میشود آخرین خواستهی برادرشوهرش را كه نگهداری از پسر نوجوان وی، "ویلیام"، است را اجابت كند، بنا به دلایلی آفاق موضوع وجود فرزند خویش را از ویلیام و همچنین وجود این پسر را از ماریا پنهان نگاه داشته و از این دو در دو آپارتمان جدا از یكدیگر نگهداری میكند. در آخرین روزهای زندگی، در حضور ویلیام پرده از واقعیت برمیدارد. اما ماریا تا زمان خواندن دفتر خاطرات مادر، در بیاطلاعی كامل به سر میبرد. مدتی بعد از آشنایی این دختر عمو و پسرعمو با یكدیگر، ویلیام از ماریا تقاضای ازدواج میكند و با مخالفت وی روبهرو میشود، چرا كه دختر تصمیم گرفته به سرزمین مادری سفر كند. در این سفر او تنها موفق به دیدار دو مستخدم خانهی پدربزرگ میشود كه تنها بازماندگان این فامیل هستند. در منزل آنها با پسر یكی از بستگانشان با نام "سالار" آشنا میشود كه مردی مذهبی و بسیار مومن است. ماریا پس از مراجعت به لندن و اسلام آوردن، ویلیام با وی ازدواج میكند و گویی كه تاریخ دوباره در حال تكرار باشد پس از به دنیا آمدن دخترشان، ویلیام در سفری كاری جان میسپارد. ماریا همراه فرزندش راهی ایران میشود و پس از مدتی و با اصرار اطرافیان به ازدواج با سالار رضایت میدهد." |
ارسال نظر شما