تاریخ ادبیات روس
تاریخ ادبیات روس/
| •پدید اورندگان : | ویكتور تراس , علی بهبهانی , |
| •ناشر : | شركت انتشارات علمی و فرهنگی |
| •سال نشر : | 1384 |
| • نوع کتاب : | ترجمه |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-445-610-6 |
| • تاریخ نشر : | 1384/12/10 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | انگلیسی |
| • تعداد صفحات : | 780 |
| • قیمت : | 0 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 1 |
| • چکیده : | ,"این اثر ترجمهی "A History of Russion Literature" (انتشارات دانشگاه پیل، نیوهیون، 1991) گزارش آثار و احوال نویسندگان روسیه است ـ از آغاز شكلگیری این سرزمین تا پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی كه به تصریح نویسنده: "در این كتاب تنها به بازتاب اندیشهها و مسلكها و شیوههای تفكر در ادبیات، آنهم بازتابی كه سرراست مشاهده شدنی است، پرداخته شده... ادبیات روس از سه منبع سرچشمه گرفته كه هر یك هویت جداگانهی خود را در جریان اصلی زندگانی روسی پاس داشته است. آنچه امروزه "فرهنگ عامه" و "ادبیات عامه" (نارودنا یا لیتراتورا) میشناسد ریشه در فرهنگ پیش ـ مسیحی قبایل اسلاو شرقی دارد، و این قبایل در ناحیهای میزیستند كه بعدها روسیهی غربی نام گرفت. با ورود مسیحیت به روسیه در سدهی دهم. این كشور به ارتدوكسهای اسلاوی پیوست، یعنی به گروهی از ملتهای اسلاو شرقی، كه از نظر فرهنگی به بیزانس وابسته بودند. ادبیات سدههای میانهی روس زیر سیطرهی نیازهای دینی و آیینی كلیسای ارتدوكس قرار گرفت. ادبیات این دوران، كه سبك و نیز گوهر آن بیزانسی بود، تا اندازهای با ادبیات غیر دینی ـ كه در سدهی هفدهم بالیدن آغاز كرده بود ـ در آمیخت؛ با این همه عناصر آن، حتی پس از آن كه ادبیات روس یكسره غربی شد نیز، از نظر مسلكی و زبانشناختی همچنان بازشناختی ماند. ادبیات نو آیین روس در سدهی هفدهم جنبش آغاز كرد، و این جنبش نخست به سبب تلاش كلیساییان ارتدوكس در روسیهی غربی و سپس بر اثر نفوذ حكومت لهستان بود كه میخواست فرهنگ ادبی و كاتولیك لهستانی را به شیوهی باروك در خاك روسیه نشان كند. اول بار، اما، در آغاز سدهی هجدهم بود كه ادبیات روس، از راه ترجمه و تقلید آثاری كه در آن روزگار در فرانسه و انگلستان و آلمان و سایر كشورهای اروپایی غربی رواج داشت، به جریان اصلی زندگانی ادبی غرب پیوست. پیش از آن كه آن سده به پایان رسد، آثاری پدید شد كه ارزش معنوی و زیباشناختیاش با هرچیزی كه در غرب پدید شده بود برابری میكرد، و ترجمهی ادبیات روس به زبانهای خارجی اروپای غربی آغاز شد. ادبیات عامهی روس در پرتو فرهنگ تطبیقی عامه مشاهده شدنی است؛ ادبیات دورانهای میانهی آن در بافت خاستگاههای بیزانسیاش فهمیدنی؛ ادبیات امروزین آن هم با توجه پیگیر به نفوذ اندیشهها و سبكهای غربی، دریافتنی؛ و لاجرم، بازبرد بسیار به این سهشاخهی ادبیات روسیه، بایستنی"." |
ارسال نظر شما