ترس مبهم
ترس مبهم/
| •پدید اورندگان : | فاطمه اقبالی , |
| •ناشر : | كلام مسعود |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-91558-4-5 |
| • تاریخ نشر : | 1386/11/23 |
| • محل نشر : | چالوس |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 232 |
| • قیمت : | 27000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,""زینب"، دختر جوان با موهای طلایی و چشمان درشت و شهلا، خواستگاران بسیاری داشت. تا این كه روزی نزدیك چشمه "جمشید"، جوان خوشتیپ و تحصیلكردهی شهری او را دید و با وجود مخالفتهای شدید خانوادهاش به خواستگاری رفت و با وی ازدواج كرد. ولی بعد از این كه زینب باردار شد، جمشید او را ترك كرد. در یك شب مهتابی، زینب فارغ شد و دختری زیبا به نام "مهتاب" را به دنیا آورد. چندی بعد زینب از غم فراق جمشید از دنیا رفت و مهتاب بیسرپرست شد. تا این كه خالهاش، زیور، سرپرستی او را به عهده گرفت. پس از مدتی مهتاب ازدواج كرد و صاحب سه دختر به نام "مینا" و "مریم" و "رویا" شد. مهتاب در خانهی دیگران، به عنوان خدمتكار كار میكرد تا مخارج فرزندانش را تامین كند. او در حادثهای در ایام جوانی درگذشت. دخترانش، یكی پس از دیگری ازدواج كردند، فقط مینا در ازدواج اولش، ناموفق بود، ولی در ازدواج مجددش، صاحب دختری به نام "فاطمه" و پسری به نام "فربد" شد و این بار در كنار همسر و فرزندانش، طعم خوشبختی را چشید و به این ترتیب سایهی شوم بدبختی از خانوادهی آنان دور شد." |
ارسال نظر شما