جادوگر نمیر
جادوگر نمیر/
| •پدید اورندگان : | مریم عظیمی , كاوه آیتاللهزادهاردبیلی , |
| •ناشر : | مرصع |
| •سال نشر : | 1388 |
| • نوع کتاب : | ترجمه |
| • رده سنی : | 6 |
| • تیراژ : | 3000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-92661-2-1 |
| • تاریخ نشر : | 1388/6/14 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 36 |
| • قیمت : | 25000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | خشتی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در روزگار بسیار دور، دو پادشاه و یك ملكه با پسرشان شاهزاده «ایوان» و سه دخترشان «ماریا»، «اولگا» و «آنا» زندگی میكردند. پدر و مادر در حال احتضار از پسرشان خواستند تا هریك از دختران را به همسری اولین خواستگارشان درآورد. پس از مرگ پدر و مادر، ایوان كه به همراه سه خواهر خود با باغ قصر رفته بود، ناگهان با ابر سیاهی مواجه شد. آنها با مشاهدة ابر سیاه و شروع طوفان به قصر بازگشتند. در همین حین شاهینی که در قصر پرواز میكرد به مردی خوشقیافه تبدیل شد. مرد جوان تقاضای ازدواج با ماریا را داشت، همین حادثه به شكلی مشابه تكرار شد. با این تفاوت كه دفعه دوم و سوم عقاب و كلاغ تبدیل به مردی جوان شده و دو دختر دیگر را خواستگاری كرده و با خود به سرزمینی دور بردند. شاهزاده ایوان پس از ازدواج سه خواهر، خود با ماریا مورونا ـ زیباترین ملكهها كه در شجاعت نیز بینظیر بود ـ آشنا شد و با او ازدواج كرد. پس از ازدواج، روزی ماریا قصر را تحت مراقبت ایوان قرار داده و تنها او را از ورود به یكی از اتاقهای قصر، كه مهروموم شده بود، بازداشت و خود برای جنگ آماده شد. شاهزاده ایوان نیز كه بسیار كنجكاو بود به رغم قولی كه به ماریا داده بود، در آن اتاق را باز كرد و با كمال تعجب با «جادوگر نمیر» كه در اسارت به سر میبرد، مواجه شد. این امر وقایعی را به دنبال داشت كه در ادامة داستان بازگو شده است. داستان حاضر به همراه تصاویر رنگی برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است." |
ارسال نظر شما