خانه قدیمی
خانه قدیمی/
| •پدید اورندگان : | هانسكریستیان اندرسن , محمدعلی اخوان , مینا اخوان , |
| •ناشر : | اخوان خراسانی |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | ترجمه |
| • رده سنی : | 2 |
| • تیراژ : | 3000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-91944-4-8 |
| • تاریخ نشر : | 1386/5/9 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | دانمارکی |
| • تعداد صفحات : | 12 |
| • قیمت : | 5000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | خشتی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در گذشتههای دور خانهای بسیار قدیمی بود كه طبق نوشتهی سردر آن، تاریخ بنایش به 300 سال پیش میرسید. در این خانه پیرمردی به تنهایی زندگی میكرد. در مقابل این خانه، خانهی جدید و نوسازی بود كه پسركی با پدر و مادرش در آن زندگی میكرد. پسرك با پیرمرد دوست میشود و یكی از سربازان خود را که از قلع است به پیرمرد هدیه میدهد تا دیگر تنها نباشد. اما زمانی كه به دیدار پیرمرد میرود سرباز به او میگوید كه نمیتواند آنجا بماند زیرا پیرمرد تنهاست و به او سخت میگذرد. پسرك اعتنایی نمیكند. مدتها میگذرد و پسرك، بار دیگر به دیدار پیرمرد میرود. اینبار نیز سرباز از او میخواهد كه پسرك او را با خود ببرد. سرباز وقتی امتناع پسرك را میبیند در شكاف كف اتاق ناپدید میشود سالها میگذرد و پیرمرد میمیرد. خانهی او را نیز خراب كرده و به جای آن خانهی زیبایی میسازند. از قضا پسرك كه حالا بزرگ شده به همراه همسرش در این خانه ساكن میشود. روزی همسرش در هنگام كاشت نهال سرباز قلعی را مییابد. با دیدن سرباز خاطرات پسر نیز زنده میشود. همسرش پس از شنیدن ماجرا از او میخواهد كه قبر پیرمرد را به او نشان دهد. ولی او جواب میدهد: "من آن زمان بچه بودم. نمیدانم او را كجا دفن كردهاند" پسر درمییابد پیرمرد رفته و افسانهی او نیز مانند خانهی قدیمی به پایان رسیده است." |
ارسال نظر شما