خرچنگهای بلوری
خرچنگهای بلوری/
| •پدید اورندگان : | مصطفی دشتی , |
| •ناشر : | روزبهان |
| •سال نشر : | 1385 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-8175-38-1 |
| • تاریخ نشر : | 1385/5/28 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 200 |
| • قیمت : | 17000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در این داستان، "علی" و "مصطفی" دو برادر هستند كه علی در كنار رشتهی اصلی تحصیلیاش، مهندسی، كلاسهای متعددی در باب فلسفه، ادبیات و هستیشناسی در دانشكدههای مختلف انگلستان و سایر كشورها گذرانده است و اكنون پس از بازگشت به وطن كلاسهای مكاشفه و مراقبه را دایر كرده است. در كلاس مكاشفه، پدر علی به یاد دو ماری میافتد كه سالها پیش آنها را به هنگام حفر چاه دیده و كشته بود و اكنون خود را طلسم شدهی مارهایی میداند كه كشته است. سپس خاطرهی دیگری بازگو میكند: "سالها قبل ـ شاید پنجاه شصت سال پیش ـ در سعیدآباد، نزدیكیهای نرماشیربم، مادرچاهی را میكندیم. سی متری را كنده بودم، كلنگ میزدم. در بعضی از قناتها گاهگاهی نه هرجا وقتی كلنگ آخر را میزدیم، آب مثل فواره بیرون میزد و گاهی ماسورههای بزرگتری كه بنو میگفتیم پیدا میشد كه آب و شن و خاك با فشاری میجوشید. آن جا بود توی آن مادر چاه سعیدآباد كه یكهو خرچنگهایی از دل آب زلال و ماسه بیرون زدند كه روشناییشان چشم را میزد، مثل چراغ نور میدادند: تن شیشهای، پاهای شیشهای، چنگالهای شیشهای، روشن و تابان كه از دل ظلمات درآمدند." |
ارسال نظر شما