خنده را از من بگیر
خنده را از من بگیر/
| •پدید اورندگان : | جواد ماهزاده , |
| •ناشر : | هیلا |
| •سال نشر : | 1387 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1650 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-91017-2-9 |
| • تاریخ نشر : | 1387/9/30 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 264 |
| • قیمت : | 38000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در دور? جنگ تحمیلی «امیر» با خانوادهاش در كرج زندگی میكردند. در روزهای موشكباران، عمه و دخترعمههایش «سالومه» و «سپیده» به همراه عمو و پسرعمویش «اصغر» به علت امنیت بیشتر به خان? آنها میآیند. دایی او، «احمد»، دور? سربازی را در «دهلران» میگذراند. او در گذشته به «سپیده» علاقمند بود، اما آنها به خواستگاری او جواب منفی داده بودند و پس از آن سپیده با داشتن فرزندی از همسر دلخواهش جدا میشود و این بار با اصغر ازدواج میكند. از سویی «علی»، از دوستان امیر، از «سنندج» به همراه خانوادهاش به كرج میآیند. خواهرش «عطیه» در شهرستان از سربازان تیر خورده و فلج شده بود. در این میان امیر كمكم به عطیه علاقمند میشود. خانواد? علی، ارتباط كمی با همسایهها داشتند و این باعث شك آنها شده بود. یكی از همسایهها به نام «فروغی»، شایعه كرده بود كه در هنگام اثاثكشی، چیز مشكوكی در وسایل آنها دیده و میگفت آنها جزء كوملهها و استقلالطلبان هستند. «كریم»، پدر امیر به دیدن آقای «اكرامی» پدر علی میرود تا از او بخواهد با همسایهها بیشتر معاشرت كنند تا شك آنها برطرف شود. اما او قسم میخورد كه به گروه خاصی تعلق ندارند. مدتی بعد اكرامی تصمیم میگیرد به طور پنهانی با خانوادهاش به جای دیگری نقل مكان كنند. امیر از این قضیه مطلع و با پیگیریهایش با اتفاقات جدیدی روبهرو میشود." |
ارسال نظر شما