دانیال و خواب جادویی
دانیال و خواب جادویی/
| •پدید اورندگان : | فرزانهالسادات نوربخش , ندا ترابخانی , |
| •ناشر : | هنرآفرین |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 2 |
| • تیراژ : | 0 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-90909-2-4 |
| • تاریخ نشر : | 1386/7/16 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 12 |
| • قیمت : | 0 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | خشتی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در زمانهای قدیم پسری به نام "دانیال" پس از مرگ پدر و مادرش با مادربزرگش زندگی میكرد. آنها یك گاو داشتند كه به وسیلهی آن امرار معاش میكردند. روزی "آرش"، دوست دانیال، خواب زیبایی را كه دیده بود برای او بازگو كرد. او در خواب دیده بود كه بر روی تخت شاهانهای نشسته و سه زن زیبا در اطراف او هستند. دانیال خواب آرش را خرید و در مقابل گاو را به او داد. مادربزرگ وقتی ماجرا را فهمید، بسیار ناراحت شد و به او گفت، تا گاو را پس نگرفتهای به خانه بازنگرد. دانیال شروع به قدم زدن كرد. آنقدر در فكر بود كه متوجه نشد از خانه دور شده است. در راه ماجراهای بسیاری به وقوع پیوست و او توانست سه دختر زیبا را در ماجراهایی جداگانه از دست دیوها، رها سازد و تعداد زیادی یاقوت نیز بیابد؛ در ضمن پادشاهی سختگیر را نیز از بین ببرد. روزی مادربزرگ نامهای دریافت كرد كه از او خواسته شده بود تا به شهر برود. او با خوشحالی به آنجا رفت و پیك شاه او را به قصر برد. مادربزرگ در قصر دانیال را دید كه روی تختی زیبا نشسته بود و سه دختر زیبا در اطراف تخت او ایستاده بودند. دانیال دست مادربزرگ را بوسید و گفت: "این همان خوابی بود كه من خریدم"." |
ارسال نظر شما