0

دایی وانیا و فرجامین اثر

دایی وانیا و فرجامین اثر/

•پدید اورندگان : , ,
•ناشر : اندیشه مانا
•سال نشر : 1385
• نوع کتاب : ترجمه
• رده سنی : 0
• تیراژ : 1000
• نوع جلد : شومیز
• شابک : 964-95737-6-3
• تاریخ نشر :
• محل نشر : تهران
• زبان : فارسی
• زبان اصلی : روسی
• تعداد صفحات : 136
• قیمت : 22000
• نوبت چاپ : 1
• قطع : رقعی
• شماره جلد : 0
• چکیده : ,"این كتاب مشتمل است بر دو نمایش‌نامه از "آنتون پاولوویچ چخوف" (1860-1904)، نویسنده‌ی روس، تحت این عناوین: "دایی وانیا" و "فرجامین اثر". چخوف در نمایش‌نامه‌ی نخست به عالی‌ترین بیان در اندیشه‌ی اصلی نمایش‌نامه‌ی خود می‌رسد، یعنی این اندیشه كه باید نسبت به زندگی روزمره تمكین كرد. اهمیت نمایش‌نامه در فضایی است كه گرداگرد ماجرا را فراگرفته است؛ فضایی كه بیش‌تر از حالات روحی شخصیت‌های نمایش‌نامه به وجود می‌آید تا از حوادث. شخصیت اصلی نمایش‌نامه، مردی چهل و هفت ساله به نام "دایی وانیا" ایوان وینیتسكی، است كه به خاطر مواضع شوهرخواهر خود، "آلكساندر سربریاكوف" از بسیاری لذات شخصی در طول زندگی‌اش چشم‌پوشی كرده است. بخشی از این سرسپردگی به سربریاكوف ناشی از علاقه‌ای است كه به خواهر مرحوم خویش داشته؛ خواهری كه شوهر خود را بسیار دوست می‌داشت. دانشمندی سربریاكوف كه اكنون دیگر پیر و مبتلا به نقرس شده بود در گذشته چنان وانیا و مادرش، ماریا وینیتسكایا" را تحت تاثیر قرار داده بود كه باعث شده بود او را یك موجود عالم و كمیاب تلقی كنند. در حالی این كه این حس ستایش، هم‌چنان در مادر او ادامه دارد، اما وانیای چهل و هفت‌ساله، چشمان خود را اندك‌اندك باز می‌كند و متوجه می‌شود كه در حال پیر شدن است و زندگی‌اش به كلی تباه شده است... "فرجامین اثر" نیز در سال 1889 نوشته شده است و از زمره‌ی اولین نمایش‌نامه‌های چخوف به حساب می‌آید و از جمله آثاری است كه تحت تاثیر شیفتگی او به تئاتر و صحنه‌ به وجود آمده‌اند. "فرجامین اثر"، نمایشی در یك پرده است كه نقش اول آن، دلقك پیری به نام "اسویت لوویدف"، شبی پس از اتمام نمایش به دلیل زیاده‌روی در خوردن شراب می‌خوابد و هنگامی بیدار می‌شود كه همگی تماشاچیان رفته بودند و تئاتر در تاریكی شب و سكوت، چهره‌ی هولناكی یافته بود. هم‌چنین تنها در تئاتر از بیرون قفل شده بود و امكان خروج برای او وجود نداشت. این مسائل، اسویت لوویدف را وادار می‌كند كه كمی به خود و زندگی‌ای كه از دست رفته می‌پنداشته فكر كند. او در اوج ناامیدی به این اعتقاد پیدا می‌كند كه بازیگری و تئاتر، زندگی‌اش را هدر داده است و در پایان این شصت و هشت سال، هیچ‌چیز برایش باقی نگذاشته است، جز تشویق‌های هواخواهانی كه عشقشان به او، تنها در زمان نمایش است و بس. اما در طی شب با اجرای قطعاتی از اثراتی كه به اعتقاد او "هنر ناب" بودند، بار دیگر به امید می‌رسد و جوانی را به این وسیله در درون خود احساس می‌كند. به اعتقاد او، هنر و نبوغ نمی‌توانند در كنار پیری باشند و یا به عبارت دیگر، هنرمند، پیر نیست."

ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.
توجه داشته باشید که به سوالاتی که در قسمت نظرات پرسیده میشود، جواب داده نخواهد شد، لطفا پیشنهادات و انتقادات را از طریق ارتباط با ما و سوالات خود را از طریق ارسال سوال و مشاوره ارسال نمایید.