دختر دائی پروین
دختر دائی پروین/
| •پدید اورندگان : | علیمحمد افغانی , |
| •ناشر : | جاویدان |
| •سال نشر : | 1377 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 3300 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-5732-84-0 |
| • تاریخ نشر : | 1377/12/26 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | فارسی |
| • تعداد صفحات : | 176 |
| • قیمت : | 7500 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | این داستان سرگذشت پسری است كه خود راوی آن است .او ضمن بیان خاطراتش ، داستان را این گونه آغاز میكند :(( من در كرمانشاه با پدر و مادرم زندگی میكردم .آنها همواره مرا تشویق میكردند ك خوب درس بخوانم تا در آینده فرد مفیدی باشم .خانه ما بزرگ بود ، طوری كه تعدادی از اتاقهای آن را اجاره داده بودیم .(( عبدل )) و (( مملی )) دو پسر عمو بودند كه با پدر و مادرشان در منزل ما زندگی میكردند . آنها نیازمند بودند و از دستورهای من همچون اوامر ارباب اطاعت میكردند .این پسر عموها دوستان خوبی برای من بودند.روزی (( عبدل )) و (( مملی )) هنگام عبور از جلو دكانی به تماشای قناری داخل قفس میایستند .صاحب دكان ناگهان دست آن دو را گرفته ، به دزدیدن انجیر و خرما متهم میسازد .من كه آنها را خوب میشناختم از شنیدن این خبر ناراحت شدم و تصمیم گرفتم كار مغازهدار را تلافی كنم .از این رو ، وارد دكان شدم و مغازهدار را سرگرم كردم .دراین فاصله (( عبدل )) و (( مملی )) دو گونی از انجیرهای او را داخل نهر جلوی مغازه خالی كردند و بعد هر سه به خانه برگشتیم .روزی شنیدم كه كولیهای (( قرهچی )) نزدیك كاروانسرای (( عالم شكن )) چادر زدهاند .(( مملی )) و (( عبدل )) از من خواستن تا برای دیدن یكی از خویشاوندانم همراه آنها به آنجا برویم ، زمان امتحانات فرا رسیده بود و من اجازه خروج از خانه را نداشتم ، سرانجام با اصرار پسرعموها به سمت كاروانسرا حركت كردم با نزدیك شدن به چادرها (( رضا )) را شناختم .او پسر (( دختر دایی پروین )) بود كه .((.... |
ارسال نظر شما