دخمه
دخمه/
| •پدید اورندگان : | ژوزه ساراماگو , كیومرث پارسای , |
| •ناشر : | روزگار |
| •سال نشر : | 1383 |
| • نوع کتاب : | ترجمه |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 5500 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | |
| • تاریخ نشر : | 1383/3/6 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 368 |
| • قیمت : | 23000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | نویسنده در این رمان، ماجرای كوزهگری را روایت میكند كه با همسر و پدر همسرش در حومه یكی از شهرهای بزرگ به سر میبرد. آنان در آن جا كورهای كوچك دارند و به ساخت كوزه مشغول بوده محصولات خود را به یك فروشگاه دولتی میفروشند؛ اما پس از چند سال، مسئول فروشگاه از خریدن كوزه منصرف میشود و به كوزهگر، درست كردن عروسكهای گلی را سفارش میدهد.این سفارش نیز چند ماه بیشتر نمیپاید. از طرف همان فروشگاه از كوزهگر درخواست میشود كه از كار تخصصی خود دست بردارد و در مجتمعی دولتی به نگهبانی مشغول شود. پدر همسر كوزهگر در همان گیرودار، با زنی بیوه آشنا میشود و به او دل میبندد. با این همه، هنگامی كه متوجه میشود دامادش باید دست از كار بكشد و به شهر نقل مكان كند، از شدت ناراحتی دچار افسردگی میشود؛ اما به هر حال و به اجبار، میپذیرد كه دست از عشق خود بردارد و به شهر برود. محل سكونت این سه نفر در شهر، در همان مجتمع دولتی، و محل نگهبانی كوزهگر نیز در زیرزمین همان ساختمان است. آپارتمانی كه به آنها داده میشود، به اندازهای كوچك است كه جز برای خوابیدن، فضای مناسبی ندارد؛ از این رو، دو مرد كمتر در خانه میمانند. پیرمرد روزها به گردش در مجتمع میرود و خیلی زود درمییابد كه كسی را به طبقات زیرین راه نمیدهند. او در پی كنجكاوی، شبی كه دامادش نگهبانی طبقه زیر را بر عهده داشت، پنهانی به آن جا میرود و پس از گفت و گوی طولانی، او را راضی میكند كه اجازه بدهد به دخمهای كه در آن جا كشف شده وارد شود. او با نور چراغ قوه، شش جسد را مشاهده میكند كه به یك دیگر با طناب بسته شدهاند. سه زن و سه مرد ـ یك در میان ـ روی سكویی درون دخمه كنار هم نشانده شده و اجسادشان در حال متلاشی شدن است. از آن پس، كوزهگر، همسر و پدر همسرش، به خانه سابق باز میگردند و..... |
ارسال نظر شما