دراز النگه
دراز النگه/
| •پدید اورندگان : | علی ناصری , نسترن سعیدی , |
| •ناشر : | شباویز |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 6 |
| • تیراژ : | 2200 |
| • نوع جلد : | گلاسه |
| • شابک : | 978-964-505-262-9 |
| • تاریخ نشر : | 1386/5/24 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 28 |
| • قیمت : | 20000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"همهی مردم شهر، دراز النگه را میشناختند، ولی او هیچكس را نمیشناخت، زیرا قد بسیار بلندی داشت. از وقتی كه كوچك بود روزی یك متر به قدش اضافه شده بود و ماهها بود كه از كوهها و ابرها نیز بالا رفته بود. مدتها بود كه با كسی حرف نزده بود، و كسی را ندیده بود. تا این كه یك روز از دست خودش خسته شد و مشكلاش را با كوه قاف در میان گذاشت. او نیز چاره را از سیمرغ پرسید و سیمرغ پس از ساعتها فكر، گفت: "تو هر روز باید با یك شاخه گل به یك میهمانی بروی. بهتر است از قلهی كوه قاف شروع كنی، بعد بقیهی كوههای بلند، بعد ابرها، بعد ساختمانها، بعد خانهها و بعد مردم و پدر و مادر". فردای آن روز، دراز النگه كارش را شروع كرد و هر روز از دامنهی كوه قاف شاخه گلی چید و به یك میهمانی رفت. پس از مدتی او آخرین دستهی گل را برای پدر و مادرش برد. شب زیر نور مهتاب، دراز النگه دراز كشید و نگاهش را به قلهی كوه قاف دوخت. سیمرغی كه به اندازهی یك نقطه بود، در آن بالا پرواز میكرد. یك لحظه از این كه به درازی كوه قاف بود، حیرت كرد. به یاد راه حل عجیب سیمرغ افتاد. هر چهقدر فكر كرد كه چرا سیمرغ آن راه حل را داد، به جایی نرسید. او هیچوقت نفهمید كه چطور قدش به اندازهی قد همهی مردم شهر شد." |
ارسال نظر شما