دید و بازدید
دید و بازدید/
| •پدید اورندگان : | سیدجلال آلاحمد , |
| •ناشر : | گهبد |
| •سال نشر : | 1383 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 3000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-95610-4-8 |
| • تاریخ نشر : | 1383/12/9 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | فارسی |
| • تعداد صفحات : | 144 |
| • قیمت : | 11000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | در این مجموعه دوازده داستان كوتاه از جلال آل احمد" جمع آمده است كه نویسنده در هر دوازده داستان به انتقاد وضعیت موجود آن دوره ـ كه سراسر كشور در هرج و مرج ناشی از هجوم بیگانگان استعمارگر و بعد از آن دست و پا میزند ـ میپردازد. در اولین داستان كتاب كه "دید و بازدید" نام دارد، راوی جوان شاعری است كه در اولین دیدار سال نو به دیدن یك استاد ادبیات میرود. این استاد ادبیات كه وانمود میكند همیشه در میان انبوهی از كارهای ادبی و هنری غرق است، مهمانانی از اشراف و شخصیتهای مهم حكومتی دارد و خود نیز آدم بیدردی است كه از اجتماع دردمند خود تنها شنیده و آنها را در شعرهایش میسراید. راوی بعد از فرار از این اجتماع كسل كننده به دیدن مادربزرگ میرود كه مرتب حرف میزند و جوان راوی فرصتی مییابد تا در خانهی بیریای این پیرزن دلی از عزا درآورد. خانهی بعدی خانهی رئیس ادارهی دوست راوی است خودش خجالت میكشید به تنهایی به خانهاش بود؛ اما وقتی در خانهی رئیس را میزنند، كلفت خانه میگوید كه آقا به مسافرت رفته است. این بار راوی به دیدار روحانی محل میرود. مهمان آقا و خود آقا نیز نمایندهی آدمهای ظاهر نمایی هستند كه از خدا و پیغمبر تنها جملههای كشدار و غلیظ و شدید عربی را آموختهاند. سرانجام جوان راوی یكرنگی و صداقت را در میان مردم ساده و بیآلایش پایین شهر میبیند كه لباسهای نوی سادهای پوشیده و با یك اتوبوس شركت واحد، با شادی و خوشحالی واقعی به دید و بازدید عید میروند." |
ارسال نظر شما