رمان جیم
رمان جیم/
| •پدید اورندگان : | جواد مجابی , |
| •ناشر : | نشر علم |
| •سال نشر : | 1377 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2200 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-405-006-1 |
| • تاریخ نشر : | 1377/9/25 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | فارسی |
| • تعداد صفحات : | 420 |
| • قیمت : | 13500 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | در این كتاب طی سه بخش جلوههایی از زندگانی عبید زاكانی به گونه داستان باز گو شده است .داستان ذیل این عناوین به رشته تحریر در آمده است :((ما بی مرگان))، ((گربه و موش))، ((فالنامه بروج))، ((رساله دلگشا))، و ((فتح شدگان)) نویسنده در آغاز هر فصل نثری كوتاه هماهنگ با مضمون متن داستان آورده است. عبید در این كتاب با گذشتن از حصار زمان وقایعی را یادآور میشود كه قرن ها با او فاصله دارد .او در واقع داستان زندگی خود را در عصر حاضر بیان میكند، عبید میگوید :((روزی نقاشی كه در غاری ماوا داشت در لحظات تنهایی خودخطوطی حك میكرد كه در واقع تصویر من بود .پس از رفتن نقاش از گرسنگی و تشنگی به ستوه آمدم، از این رو، از سطح صیقلی سنگ خود را جدا ساختم و به بستانی نزدیك شدم.در آن جا مردمی نا آشنا باشترش ایستاده بود .آن مرد از من سوالی كرد، ولی من پاسخی ندادم زیرا اصلا نمیدانستم در كجای جهان ایستادهام .پس از مدتی خود را در اتاق بازرسی در كنار ایستگاه شهر قاف یافتم .من خود را معرفی كردم، ولی آنها حرف مرا باور نمیكردند، زیرا من متعلق به قرن هشتم بودم و اكنون قرن حاضر بود .صندوقهایی كه در كنار من بود توجه آنها را جلب كرد .مفتش دستور داد تا صندوق را بازكنند ناگهان ... |
ارسال نظر شما