ساختار انقلابهای علمی
ساختار انقلابهای علمی/
| •پدید اورندگان : | توماساس كوهن , عباس طاهری , شهرام اقبالزاده , |
| •ناشر : | نشر قصه |
| •سال نشر : | 1384 |
| • نوع کتاب : | ترجمه |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-5776-33-3 |
| • تاریخ نشر : | 1384/1/27 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | فارسی |
| • تعداد صفحات : | 360 |
| • قیمت : | 35000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"این كتاب، متنی است در حوزهی فلسفهی علم و سایر رشتههای مرتبط كه در آن، این مباحث مطرح شده است: راه و سرشت علم بهنجار، اولویت پارادایم، ناهنجاری و بروز كشفیات علمی، بحران و بروز نظریههای علمی، پاسخ به بحران، سرشت و ضرورت انقلاب علمی، نامرئی بودن انقلابها، انحلال انقلابها، پیشرفت از راه انقلاب، و مباحثی از این دست. درآمد كتاب به قلم مترجم (عباس طاهری) حاوی نكاتی است دربارهی فلسفهی علم (اعم از فلسفهی علم ارسطویی، مكانیكی، پویا، شكاك، و نوین)، نیز مطالبی دربارهی دیدگاههای نویسنده كه برای نمونه خاطرنشان شده است: "توماس كوهن به درستی بر آن بود كه با پیشرفت علم، جنبهی هنجار بخش آن نسبت به جنبهی شناخت آفرین، قدرت مییابد. فلسفهی علمی كه بر شالودهی اعتماد به شناخت انسانی و دریافت خود مختاری و محدودیتهای ذهن از یك سو، و چند رویگی و چند نظامی هستی از سوی دیگر در حال تكوین است، فلسفهای هستی شناسانه است كه دیگر، تنها توصیف نمیكند، بلكه نسبتها و شباهتها، و ساختارها و كاركردها را درمییابد؛ و قانونمندی پدیدهها و رخدادها و منطق خردمندی اندیشه را شرح میدهد؛ بار دیگر بحث در وجود میكند؛ استقلال نسبی ذهن از عین را باور دارد؛ به پویایی هستی و اندیشه در قلمرو برخی نظامهای هستی توجه دارد؛ با پژوهش در ساختار نمادین زبان، تفاوت میان تفكر منطق با لفاظی و فلسفه بافی را دریافته است؛ و به همهی این معانی، همهی دستاوردهای دورانهای چهارگانه تكوین فلسفهی علم را دستمایهی پیشرفت بیشتر كرده است. در عین حال، از مقولهپردازیهای غیر علمی میپرهیزد؛ عین و ذهن را در چارچوب نظام طبیعت، همگون و وابسته به یكدیگر میبیند؛ نقش پیشرفت اجتماعی را در تكوین اندیشههای علمی روشن میكند؛ در كنار پویایی و حركت خطی در كنار حركت دیالكتیكی نقش واقعبینانه قائل است، زبان را نه زندان اندیشه، بلكه كارآترین ابزار آن میداند؛ و با این توجهات از گرفتار آمدن در بن بستهای تفكری كه هر یك از دورانهای پیشین فلسفهی علم را به سرآورد، میپرهیزد. این فلسفه، به سنت همیشگی با اندیشیدن به دستاوردهای علوم طبیعی شكل گرفته است و از ارزش راهنما و راهگشای صرف نظر كردن در پیشرفت علوم برخوردار است"." |
ارسال نظر شما