ساعت لعنتی
ساعت لعنتی/
| •پدید اورندگان : | فیروز زنوزیجلالی , |
| •ناشر : | موسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران، دبیرخانه نمایشگاه قرآن كریم , تكا (توسعه كتاب ایران) |
| •سال نشر : | 1387 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 3000 |
| • نوع جلد : | گالینگور |
| • شابک : | 978-964-5505-14-9 |
| • تاریخ نشر : | 1387/4/9 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 318 |
| • قیمت : | 38000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"آقای "ساكت"، كه همیشه از استمرار امور و عادت شدن آنها متنفر بود، مدت سه سال بود كه به دردی عجیب دچار شده بود؛ او هر روز راس ساعت چهار، نخست دردی را روی گون? خود حس كرده و سپس تمام صورت، سر، گردن و گوش او به طرز عجیبی درد میكرد؛ در آن لحظات هرگونه صدایی كه میشنید مانند پتكی بر سر او كوبیده میشد. تمامی این ماجراها درست ساعت چهار شروع شده و مدت نیم ساعت طول میكشید. آن روز، ساكت به جای این كه مانند همیشه، در این ساعت در خانه پنهان شود. برای دیدن دكتری، كه همگی او را تایید میكردند، به خیابان آمده بود. بخشی از خیابان او را به یاد انتهای دنیا میانداخت. در ده دقیق? پایانی زمان باقی مانده تا ساعت 4 باید به دكتر زنگ میزد، ولی مردی در باج? تلفن بود و بیرون نمیآمد. ساكت چندینبار به شیش? باجه كوبید، مرد عصبانی بیرون آمده و با سیلی محكمی، او را به گوشهای پرت كرد. مردم دور ساكت جمع شدند. ساعت از چهار هم گذشت و او هیچ دردی را احساس نكرد. به سوی مرد نگاه كرد. او به جایی رفت كه دنیا تمام میشد و به لایتناهی میپیوست. "ساعت لعنتی" یكی از داستانهای كوتاه كتاب حاضر است. عناوین برخی دیگر از داستانها عبارت است از: خاك و خاكستر؛ سالهای سرد؛ توهم؛ فاخته؛ و زیتون." |
ارسال نظر شما