سایه آن روزها
سایه آن روزها/
| •پدید اورندگان : | محبوبه احمدوند , |
| •ناشر : | نقش گستران بهار |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-2655-18-2 |
| • تاریخ نشر : | 1386/9/19 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 100 |
| • قیمت : | 12000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,""سایه"ی جوان در انتظار خواستگاری پسر عمهاش، هادی، است، اما با كمال تعجب متوجه میشود عمه او را برای پسر بزرگترش "حامد" در نظر گرفته است. دختر، كه جرات اعتراض و مخالفت ندارد به تقدیر تن میدهد و وقتی متوجه میشود هادی نیز این تقدیر را پذیرفته، آرامش بیشتری مییابد. رفتار تند حامد و شكایتهایش از زندگی، عرصه را به وی تنگ میكند، اما سایهی سرسخت حاضر به خم شدن و شكستن نیست. او با بافتن قالی سعی دارد سهمی در تامین زندگی داشته باشد. سرانجام پس از چند سال مشكلات مالی برطرف شده و در حالی كه سایه احساس میكند به آرامش دست یافته و كودكانش روی خوش زندگی را میبینند، حامد به دام اعتیاد گرفتار آمده و همهچیز را بر باد داده و سرانجام زندگی خود را بر سر این مساله میبازد. سایه و فرزندانش تمام سختیها را به جان میخرند. اما پس از مرگ عمه، برای این كه حرفی در میان نباشد، منزل وی را ترك و خانهای كوچك اجاره میكنند و با بافتن قالی روزگار میگذراند. برادرشوهر كوچكش، حمید، گاهگاهی به او سرزده و مایحتاج خانواده را تامین میكند. سالها از پی هم میگذرند و پسر سایه به سن ازدواج میرسد. در جشن ازدواج وی خانوادهی هادی بدون حضور پدر، شركت میكنند. چندی بعد و در اوج بیماری سایه، هادی و حمید به دیدن وی آمده و "گلاب" دختر سایه، را برای پسر هادی خواستگاری میكنند. در همین مجلس است كه زن متوجه میشود تمام كمكهای این سالهای حمید، از سوی هادی بوده و به سختی دلگیر شده و شب را به صبح نمیرساند. سالها بعد هادی برای عروسش، گلاب، حكایت میكند كه تمام آن سالها كه همه بر این اندیشه بودند وی خانوادهی برادر را فراموش كرده، او از ترس حرف مردم و برای حفظ بنیان خانوادهی خویش مجبور بوده در پرده بماند. اما تمام مدت دلش با همسر و فرزندان برادر بوده و برای تامین زندگی آنها از هیچ كاری دریغ نكرده است." |
ارسال نظر شما