آذربایجان ناغیللاری (2)
آذربایجان ناغیللاری (2)/
| •پدید اورندگان : | علی عبادی , |
| •ناشر : | هاشمی سودمند , اختر |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1500 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-8402-71-1 |
| • تاریخ نشر : | 1386/9/28 |
| • محل نشر : | تبریز |
| • زبان : | تركی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 144 |
| • قیمت : | 17000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در زمان قدیم مرد فقیری بانام "خاسای" با دو فرزند خویش با نام "فاطما" و كاوی" و همسرش زندگی میكرد. روزی همسر وی مریض شد و از دنیا رفت و مرد، زن دیگری اختیار كرد. پس از چندی زن، دختر كچلی به دنیا آورد كه او را بیشتر از بچههای مرد دوست میداشت و بچههای مرد را اذیت میكرد، تا این كه بچهها بزرگ شدند. زن به مرد گفت: بچههایت بزرگ شدهاند، آنها را ببر و در جایی دور از اینجا رها كن و بازگرد. مرد نیز به بهانهی جمع كردن هیزم بچهها را به صحرا برد و خود به خانه بازگشت. در صحرا یك چشمه وجود داشت و پسر با خوردن آب آن به گاو تبدیل شد. خواهر با دیدن وی نخست گریه كرد اما برادر به او گفت: من یك شاخم كره و یك شاخم عسل است، از آنها بخور و سوار من شو تا تو را به خانه ببرم. بعد از چند روز آنها به خانه رسیدند. فاطما به خانوادهاش گفت كه برادرم را خرس خورد و من این گاو را از صحرا پیدا كردهام. گاو همیشه در كارها به فاطما كمك میكرد تا این كه روزی نامادری موضوع را دریافت و خود را بیمار نشان داد و به شوهرش گفت: اگر سر آن گاو را نبری و از گوشتش به من ندهی من خوب نخواهم شد. سر گاو را بریدند و از گوشتش به زن دادند و او خوب شد. از سوی دیگر فاطما گریه میكرد كه ناگهان گاو حرف زد و گفت: استخوانهای مرا جمع كن و در چاهی بریز، آنچاه همیشه به تو هرچه بخواهی میدهد. روزی در خانه شاهمحمد مجلس شادی برگزار بود و نامادری با دختر خویش به آنجا رفت و فاطما را همراه نبرد. اما فاطما با تهیهی لباسهای زیبایی از چاه به مجلس رفت، اما هنگام بازگشت به دلیل عجله كفشش در چاهی افتاد. شاهمحمد كفش را یافت، گفت: این كفش به پای هركس برود با او ازدواج خواهم كرد. كفش فقط به پای فاطما اندازه بود بنابراین با شاهمحمد ازدواج كرد و روزگار خوشی را با وی گذراند. كتاب حاضر شامل ده عنوان داستان كوتاه به زبان تركی آذربایجانی است كه داستان مذكور تحت عنوان "خواهر و برادر" یكی از آنها است. عناوین دیگر داستانها بدینقرار است: سه شاهزاده؛ مردی با پسران نورانی؛ بابایی اسیر؛ پادشاه و آهنگر؛ شمشیر چوبی؛ پشمالو (ملك اژدر)؛ سفت و سخت؛ سنبل جادویی؛ و طلعت." |
ارسال نظر شما