سلطان جادهها
سلطان جادهها/
| •پدید اورندگان : | حسن رحمانیماهیآبادی , |
| •ناشر : | پینار |
| •سال نشر : | 1388 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-2668-63-2 |
| • تاریخ نشر : | 1388/3/2 |
| • محل نشر : | كرج |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 352 |
| • قیمت : | 40000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"«نصیر» یك هفته پس از عروسیاش، با همولایتیها كه عازم روسیه بودند تا مدتی كار كنند و با پولی پیش خانواده بازگردند، راهی سفری دور و دراز شد. تمام همولایتیها به خاطر سابقة قبلی، در شركت نفت مشغول به كار شدند، اما او روزها بیكاری كشید، تا این كه همولایتیای به نام عبداله فرشتة نجات او شد، و برای نصیر نیز كاری در انبار شركت نفت دست و پا كرد. نصیر در برخورد با قوچیها، كه از انبار جنس میگرفتند و نه مبلغی پرداخت میكردند و نه رسیدی، دست به خطر زد، اما تقدیرش این بود كه به تمام آنها غالب و خود قوچی بزرگی شد كه به حق رفتار كرد و تمام كارگرها حمایتاش میكردند و پناهگاهی برای همولایتیهایش بود. پس از شش سال كار در غربت وقتی به روستایشان برمیگشت پسرش پنج ساله بود. او همان شب كه در نزدیكی روستایشان برای استراحت توقف كردند، تمام پولها و سوغاتیها را به دوستان سپرد تا نگهداری كنند و خود با لباسهای كارگری و دست خالی وارد خانة پدر شد. برخوردهای سرد و گلهمندانة همسرش در شب نخست ورود نصیر و عكس این برخورد در شب دوم، نصیر را بر آن داشت كه تمام اموالش را به برادر بامحبت خود واگذارد و همسرش را در حضور پدرزنش طلاق دهد. وی نیمهشب با نامهای كه به روحانی روستا سپرده بود دوباره راهی غربت گردید و از اینجا نصیر سلطان جادهها شد. رمان حاضر برگرفته از واقعیتی تاریخی است و بر اساس برخی اتفاقات و رسم و رسومات روستاهای شهرستان میانه به نگارش درآمده است." |
ارسال نظر شما