شیرزاد
شیرزاد/
| •پدید اورندگان : | احمد ناظرزادهكرمانی , |
| •ناشر : | نوین |
| •سال نشر : | 1389 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | گالینگور |
| • شابک : | 978-964-6325-85-2 |
| • تاریخ نشر : | 1389/5/25 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 426 |
| • قیمت : | 100000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در سال 736 هجری «ابوسعید»، آخرین فرمانروای مقتدر مغول درگذشت و در فاصلة 59 سالی كه از سلطنت آخرین خان مغول تا حملة تیمور گورگانی به جنوب ایران گذشت، كشور ایران زیر سلطة دیكتاتور آل مظفر قرار گرفت. بعد از مرگ او هرج و مرجی كه بر سر جانشینی او به وقوع پیوست، میدانی به راهزنان داد تا با خیال آسوده به راهزنی و قتل و غارت مسافران و كاروانها بپردازند. یكی از این راهزنان خونآشام و بیرحم «شیرزاد» بود كه در مسیر رفسنجان و یزد در كمین كاروانیان مینشست. او یكی از اهالی سیرجان بود كه پدر معشوقهاش كه مخالف ازدواج با دخترش «نوشین» بود، به قاضی شهر رشوه پرداخته بود تا او را در میدان شهر به چوب ببندند و خوار و رسوا كنند. شیرزاد بعد از این رسوایی به بیابان پناه برده بود و اینك سردستة راهزنانی بود كه اسمش لرزه بر اندام كاروانیان دولت میافكند. او در كمین كاروانی نشسته بود كه از سیرجان میآمد تا انتقام خود را از آنها بگیرد. و وقتی كه كاروان سیرجان، كه نوشین و پدرش نیز همراه آنها بود رسیدند، شیزاد و راهزنان آنها را اسیر كردند. ناگاه خبرآوردند كه «شاه شجاع»، در پی شكایت مردم كرمان از شیرزاد، دستهای سوار برای گرفتن او روانة كمینگاه كرده است و سواران در حال نزدیكشدن هستند." |
ارسال نظر شما