عطیه
عطیه/
| •پدید اورندگان : | فخری سرحدینیا , بهرام امنزاده , |
| •ناشر : | بیژن |
| •سال نشر : | 1387 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-95670-2-X |
| • تاریخ نشر : | 1387/4/17 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 184 |
| • قیمت : | 25000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,""عطیه" خانم در میان فرزندانش در خان? خود نشسته و به اصرار آنها داستان زندگیاش را بازگو میكند؛ "سهرابخان"، معتمد بازار، صاحب دو دختر به نامهای "شهلا" و "شعله" است. دختر بزرگش، شهلا، دختری متین و موقر است كه با رسیدن به سن ازدواج، "به خان? بخت میرود. اما شعله، دختری بازیگوش و پرجنبوجوش و عزیزكرد? سهرابخان است. او از پدر میخواهد كه نامش را تغییر دهد و به خواست خود، نام "عطیه" را برمیگزیند. عطیه به خواست پدرش با پسر تحصیلكرده و فرنگرفت? یكی از دوستان وی ازدواج میكند. اما در همان زمان متوجه میشود كه "مهدی" توجهی به او ندارد و به افسردگی مبتلا است. عطیه صاحب دخترانی زیبا میشود، اما شوهرش اصلا توجهی به آنها ندارد و دل به بچهها و حتی كارش نمیبندد. سرانجام عطیه پس از چند دختر صاحب یك پسر به نام "امیر جعفر" میشود. با بزرگ شدن بچهها تامین مخارج آنها سختتر میشود. و سرانجام عطیه تصمیم میگیرد كه آموزشگاهی در زمین? هنرهای دستی افتتاح كند. اما با مخالفت پدرش مواجه میشود. پس از چندی پدر از دنیا میرود و عطیه تنها پشت و پناه خود را از دست میدهد و او میماند و كوهی از مشكلات و تنهایی." |
ارسال نظر شما