عمه خورشید
عمه خورشید/
| •پدید اورندگان : | منیژه آرمین , شهناز اعتمادی , |
| •ناشر : | تكا (توسعه كتاب ایران) |
| •سال نشر : | 1387 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 3000 |
| • نوع جلد : | گالینگور |
| • شابک : | 978-600-5100-24-2 |
| • تاریخ نشر : | 1387/8/27 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 226 |
| • قیمت : | 27000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"مادرم همیشه به پدر سركوفت میزد و به كنایه میگفت: «برادرت كه بیشتر ارث و میراث را خورد، باید این زنگول? پای تاپوت پدرت را هم با خود میبرد، ولی از خوشاقبالی این میراث گرانبها نصیب ما شد». همه میدانستند منظور مادرم از این زنگول? پای تابوت، عمه خورشیدم است. عمه «خورشید»، خواهر ناتنی پدرم بود. او در گوشهای از باغ بزرگ خان? ما، در حیاط پشتی به تنهایی زندگی میكرد. سالها بود كه مادرم ملاقات او را برای ما ممنوع كرده بود. ولی من گاهی پنهانی به دیدن او میرفتم. عمه خورشید برایم یك معما بود. چرا همیشه سیاه میپوشید و روی صندلی راحتی خود مینشست؟ او همیشه كتاب میخواند، گاهی هم چیزی مینوشت. تا این كه روزی «صغری باجی» با داد و فریاد گفت كه خورشید خانم مرده است. بعد از مرگ عمه، مادر و پدرم به جستوجوی دفترچ? عمه خانم بودند. مادر بارها خدمتكاران را حتی با شلاق وادار میكرد تا دفترچه را پیدا كنند. تا این كه روزی صغری باجی من را به كناری كشید، دفترچ? عمه را به من داد و گفت كه عمه قسم داده تا قبل از بیست سالگی آن را باز نكنم. باید دفترچه را در جای امنی پنهان میكردم و 5 سال منتظر میماندم. و من آن روز قسم خوردم." |
ارسال نظر شما