گیسو طلا
گیسو طلا/
| •پدید اورندگان : | سیما مكیآبادی , |
| •ناشر : | سعید ملكمحمدی |
| •سال نشر : | 1384 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-06-4749-7 |
| • تاریخ نشر : | 1384/2/28 |
| • محل نشر : | تویسركان |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 22 |
| • قیمت : | 0 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"قصهی حاضر دربارهی هیزمشكنی است كه همسرش بعد از به دنیا آوردن دو دختر دوقلوی گیسو طلا، میمیرد. این دختران دارای نشانی به علامت ستاره روی دستشان هستند. روزی هیزمشكن، دختران خود را داخل سبد گذاشته برای شكستن هیزم به جنگل میبرد، اما در این لحظه عقابی فرود میآید و یكی از دختران را با خود میبرد. گرگ با دیدن فرزند آدمیزاد به عقاب میگوید: "گیسو طلا را به من بسپار زیرا من فرزندی ندارم" و عقاب نیز میپذیرد. "گیسو طلا" بعد از بزرگ شدن نزد گرگ، روزی با سهراب، پسر پادشاه كه در حال عبور از جنگل بود - آشنا میشود و سهراب به او قول میدهد خانوادهاش را بیابد. "گیسو طلا" نیز با این گفتهی پسر پادشاه، با تمام حیوانات جنگل خداحافظی كرده راهی قصر پادشاه میشود. فردای آن روز، سهراب به جارچیان دستور میدهد در شهر جار بزنند كه دختری كه دارای نشانی به علامت ستاره روی دستش است اگر به قصر پادشاه بیاید، هزار سكهی طلا، جایزه دریافت میكند، اما "جواهر"، خواهر گیسو طلا جرات رفتن به قصر را پیدا نمیكند، زیرا پدر به او میگوید كه نیرنگی در كار پادشاه است. روز بعد، سهراب با دعوت از نقاشان برای كشیدن چهره "گیسو طلا" و نصب این تصویر در سراسر شهر به هدف خود میرسد." |
ارسال نظر شما