لالهی سیاه
لالهی سیاه/
| •پدید اورندگان : | آلكساندر دوما , بنفشه واحدی , محمد خطیبی , |
| •ناشر : | آفرینش |
| •سال نشر : | 1388 |
| • نوع کتاب : | ترجمه |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-2755-72-1 |
| • تاریخ نشر : | 1388/12/3 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | انگلیسی |
| • تعداد صفحات : | 144 |
| • قیمت : | 28000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"كرنلیوز ون بارل در یكی از شهرهای كوچك هلند به نام درت، در سال 1672 م زندگی میكرد. او همیشه شاد و خوشبخت بود، كرلیوز، ابتدا یك پزشك و فرزند مردی ثروتمند و تاجر بود كه هنگام مرگ به او وصیت كرد كه همیشه شاد باشد و از زندگی لذت ببرد و از سیاست دوری كند. بعد از مرگ پدر، كرنلیوز در خانة بزرگ پدریاش زندگی میكرد، اما نمیدانست كه چگونه وقتش را بگذراند؟ در آن زمان، برای كسی كه موفق میشد یك لالة سیاه، بدون هیچ تركیب رنگ دیگری پرورش دهد، جایزة صدهزار سكة طلا در نظر گرفته شده بود، او به پرورش لاله با رنگهای مختلف پرداخت، اما هنوز موفق نشده بود لالة سیاه پرورش دهد. همسایه و رقیب او در پرورش لاله، آقای «بوكسل» مخفیانه آسیبهایی به باغچة او میزد و از تلسكوپ خانهاش مدام او را تحت نظر داشت. روزی كرنلیوز دی ویته دوست پدر بارل و سیاستمداری كه مورد تنفر مردم بود به دیدن او آمد و كاغذهایی كه جزء اسناد مهم دولتی و نامههایی از پادشاه فرانسه بود، به صورت امانت به دست بارل سپرد. بارل از محتوای نامهها اطلاع نداشت و بوكسل با تلسكوپ، آمدن كریلنوزدی ویتة مشهور و سپردن نامه به دست بارل را نظاره میكرد و این دیدار آغازگر ماجراهایی برای زندگی بارل شد كه در این كتاب به تصویر كشیده شده است." |
ارسال نظر شما