ماجرای شب چله
ماجرای شب چله/
| •پدید اورندگان : | ناهید صفریگیگاسری , عزیز محسنی , |
| •ناشر : | جانجهان |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 3 |
| • تیراژ : | 5000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-7944-40-3 |
| • تاریخ نشر : | 1386/2/16 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 12 |
| • قیمت : | 4000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | خشتی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"شب چله است و برف زیادی باریده است. بیبی رعنا روی كرسی خوردنیهای خوشمزهای چیده است. مهمانها یكییكی میآیند و زیر كرسی گرم میشوند. همه آمدهاند به جز خانم گاو. بیبی رعنا كه نگران خانم گاو است فانوسش را برمیدارد و به طرف اسطبل به راه میافتد. وقتی وارد میشود خانم گاو را نمیبیند. صدایش میزند اما جوابی نمیشنود. بعد به انبار میرود اما خانم گاو آنجا هم نیست. او گوشه و كنار حیاط و باغ را میگردد ولی خانم گاو هیچجا نیست. بیبی رعنا كه نگران است و گمان میكند خانم گاو را دزدیدهاند. ناگهان چشمش به اتاقك كنار پلهها میافتد. توی آن اتاقك، یك گوشهاش هیزم چیده شده و گوشهی دیگر اجاقی قرار دارد كه همیشه آتش آن روشن است. به طرف اتاقك میرود. وقتی در را باز میكند ناگهان خانم گاو را میبیند و میگوید "تو اینجا چكار میكنی" خانم گاو با شرمندگی میگوید "چون اینجا گرم بود آمدم و گوسالهام را اینجا به دنیا آوردم" بیبی رعنا نیز با خوشحالی شالش را به دور گوساله كوچولو میپیچد، بغلش میكند و میگوید: "برویم كه همه نگران و منتظرند"." |
ارسال نظر شما