مانی، مانیگری، صوفیگری
مانی، مانیگری، صوفیگری/
| •پدید اورندگان : | علیمحمد آقامحمدی , |
| •ناشر : | فرهاد |
| •سال نشر : | 1384 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 3000 |
| • نوع جلد : | گالینگور |
| • شابک : | 964-91153-9-0 |
| • تاریخ نشر : | 1384/12/3 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 486 |
| • قیمت : | 50000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"در كتاب حاضر، در بخش یكم پس از معرفی اجمالی "مانی" پیامبر، مانیگری در باختر زمین و خاور زمین و نیز در سدههای میانه و نو بررسی شده و سپس این مباحث مطرح گردیده است: بررسی ریشههای دین مانی و بازیابی و گزارش ریشههای اصلی آن در دین زرتشت با آوردن هاتهای مربوط در گاتهای زرتشت، حكمت مانوی (جهانبینی مانوی)، رفتار در دین مانی و بازیابی اصول و فروع دین مانی با ذكر شواهدی از خرده اوستا و كلیله و دمنه، و نوآوریهای مانی. از نوآوریهای مانی میتوان به این موارد اشاره كرد: او نخستین پیامبری بود كه آموزشهای خویش را نوشت، او نخستین پیامبری بود كه از پیروانش خواست آموزشهایش به زبان مردم هرگوشهی جهان به آنان آموخته شود، وی فلسفه و جهانبینی دین خود را روشن بیان كرد و هیچ گوشه را تاریك نگذاشت تا هرگز جایی برای تبیین و تفسیر آموزشهای او نباشد، و هنر خوشنویسی و تذهیب از نوآوریهای بسیار برجستهی مانی است. بخش دوم كتاب نیز، این مباحث را دربرمیگیرد: ریشهیابی آیین صوفیگری و ارتباط آن با مانیگری و روال تبدیل مانیگری به صوفیگری، بازیابی اصول و فروع مذهب تصوف، نگرشی بر حكمت نوافلاطونی و ناهمخوانی آن با صوفیگری، اثر حشیش و ریاضت بر هنجارهای روان و رفتار انسان، و آداب و رفتار در خانقاه و ارتباط آنها با حشیش و ریاضت. به زعم نگارنده "وحدت وجود و ثنویت و تناسخ، مانیگری را نگاه داشته و به لطایف الحیل و زبانبازی بسیار ماهرانه، نخست به خدا پیوستن مانوی را كه پس از مرگ تن بود به كناری گذاشته و با آوردن كشف و شهود و اولیاء، در عین زندگی به خدا پیوستن را شدنی كردند، متاله (چون خدا شدند). سپس با مسخره كردن عقل و ناقص نمایاندن آن، از زیر بار هرگونه دلیل آوردن شانه خالی كردند. مانستان را دوباره برقرار كرده و خانقاه نامیدند و در آن به جای آن چه مانی میگفت، آن چه را كه خود میخواستند كردند و كسی را زهرهی بازخواست و پرس وجو نبود... اركان مانیگری همچنان در صوفیگری، استوار و پاینده و دیرنده ماند. تنها برای رد گم كردن، آن را با قشری ضخیم از اسلام پوشاندند و در كنار اسلام به بودن خود ادامه دادند. پس از تازش مغول، آنگاه كه هیچ ایرانی، حاضر به همكاری با مغولان نبود، به یاری مغولان و تاتاران رفتند و با تحذیر مردم بر استوار كردن چیرگی مغولان و دوام حكومتشان كوشیدند و خود از بزرگترین دوران بالندگی صوفیگری بهره بردند، تا آن جا كه در هرشهری، خانقاهی برپا بود و امور مملكت از خانقاهها اداره میشد"." |
ارسال نظر شما