محترم
محترم/
| •پدید اورندگان : | بهیه پیغمبری , شهلا ارژنگ , |
| •ناشر : | نشر البرز |
| •سال نشر : | 1377 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 2000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-442-191-4 |
| • تاریخ نشر : | 1377/12/26 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | فارسی |
| • تعداد صفحات : | 352 |
| • قیمت : | 12500 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | در رمان حاضر سرگذشت دختری را مرور میكنیم كه نامش (( محترم )) است .سالها پیش وقتی كه او پنج سال داشت پدر و مادرش از هم جدا شدند .(( محترم )) پس از آن در خانه مادربزرگ ، نزد مادرش زندگی میكند .روزی (( فاطمه )) مادر (( محترم )) برای خرید النگو به دكان زرگری میرود .مرد فروشنده با دیدن (( فاطمه )) شیفته او میشود و در مدتی كمتر از یك ماه با او ازدواج میكند .(( محترم )) چهار سال در خانه پدرخوانده در كنار مادرش میماند تااین كه مرگ (( فاطمه )) سبب تغییر در وضعیت زندگی او میشود .از طرفی پدر (( محترم )) با زنی به نام (( خجسته )) ازدواج كرده .صاحب دو دختر و یك پسر شده است .از این روی ، محترم به ناچار دوباره به خانه مادربزرگش باز میگردد .اما پس از چندی مادربزرگ نیز در اثر آتش سوزی جانش را از دست میدهد .محترم با از دست دادن تنها حامی خود ناگزیر به خانه پدری میرود .(( محترم )) سالهای سختی را درآن جا پشت سر میگذارد . نامادری و دخترانش با بدرفتاری خود او را آزرده میسازند ، اما (( محترم )) چارهای جز صبر و سازگاری ندارد.او اكنون شانزده سال دارد و تنها دوستش (( زری )) دختر یكی از همسایههاست .روزی (( زری )) از سوی مغازهدار محل برای او پیغام می آورد كه .... |
ارسال نظر شما