0

من تا صبح بیدارم

من تا صبح بیدارم/

•پدید اورندگان : ,
•ناشر : نشر مركز
•سال نشر : 1382
• نوع کتاب : تالیف
• رده سنی : 0
• تیراژ : 3000
• نوع جلد : شومیز
• شابک : 964-305-773-9
• تاریخ نشر :
• محل نشر : تهران
• زبان : فارسی
• زبان اصلی :
• تعداد صفحات : 116
• قیمت : 10000
• نوبت چاپ : 1
• قطع : رقعی
• شماره جلد : 0
• چکیده : من تا صبح بیدارم" آخرین رمانی است كه از "جعفر مدرس صادقی" منتشر شده است؛ رمانی كوتاه در ده فصل، مانند همه داستان‌های دیگر این نویسنده. ماجرا از همان جمله اول آغاز می‌شود و خواننده بدون وقفه و همراه با راوی ماجرا، به پیش می‌رود. راوی كه دانشجوی بیست و چند ساله‌ای است، پس از یك برخورد تصادفی با چند نفر از دانشجویان دختر سال چهارم دانشكده و درگیر شدن با همكلاسی‌های آن دختران دانشجو، به اتهام به هم زدن نظم دانشكده موقتا از دانشكده اخراج می‌شود. دانشجویان سال چهارم این برخورد را بهانه می‌كنند و دست به شورش و اعتراض می‌زنند. بعد از بازگشت راوی به دانشكده و درگیر شدن مجددش با دانشجویان دیگر، كار شورش و اغتشاش بالا می‌گیرد و راوی را دستگیر می‌كنند و به زندان می‌اندازند. در بازجویی‌هایی كه از راوی به عمل می‌آید، معلوم می‌شود كه همه نزدیكان و طرافیان او از جمله پدرش و دوستانی كه با او در یك خانه زندگی‌ می‌كنند علیه او شهادت داده‌اند و همگی امیدوارند كه او تا ابد در زندان بماند؛ اما او بعد از مدتی آزاد می‌شود و به خانه‌اش برمی‌گردد. او چند سالی است به دلیل ازدواج مجدد پدرش از خانه پدری بیرون آمده و در یك خانه مجردی با دو نفر از دوستانش زندگی می‌كند. اما وقتی به خانه برمی‌گردد معلوم میشود كه آنها در دوره كوتاه غیبت او اتاقش را به یكی از دوستان دیگرشان اجاره داده‌اند و حالا دیگر او هیچ جا و مكانی ندارد... اما همه ماجرا این نیست. در طول داستان، خواننده با رابطه‌ راوی با همخانه‌های او كه رمان نویس و روزنامه نگار هستند، آشنا می‌شود كه البته رابطه با طنز خاصی روایت شده است. راوی همخانه رمان نویسش را به شدت دست می‌اندازد و از قول دوست مشترك روزنامه‌نگارشان نقل می‌كند كه زن این رمان نویس به دلیل این كه رمان‌های شوهرش را نمی‌خوانده و حتی طاقت شنیدن آنها را هم نداشته از دست شوهرش كتك می‌خورده است. حالا این رمان نویس زنش را رها كرده و به این خانه مجردی پناه آورده است تا رمان‌های خودش را بنویسد كه هیچ كدامشان كمتر از چهار صد و پنجاه صفحه نیست و آن قدر پر كار است كه مجبور شده دختر جوانی را به عنوان منشی به استخدام خودش در بیاورد. اما این دختر با این كه در ابتدا به شدت شیفته و سر سپرده استاد بوده، به تازگی در انشای مطالبی كه استاد به او دیكته می‌كند دست می‌برد. او "می باشد"‌های استاد را به "است"، "می‌نمود" های او را به "می‌كرد" و جمله‌های پر زرق و برق و طولانی استاد را به جمله‌های ساده و كوتاه تبدیل می‌كند... و رمان نویس همه این شیطنت‌های دختر را از چشم راوی می‌بیند...."

ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.
توجه داشته باشید که به سوالاتی که در قسمت نظرات پرسیده میشود، جواب داده نخواهد شد، لطفا پیشنهادات و انتقادات را از طریق ارتباط با ما و سوالات خود را از طریق ارسال سوال و مشاوره ارسال نمایید.