من یك جادوگر هستم
من یك جادوگر هستم/
| •پدید اورندگان : | عباس قدیرمحسنی , بهرام غرویمنجیلی , |
| •ناشر : | شباویز |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 6 |
| • تیراژ : | 2200 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-505-253-7 |
| • تاریخ نشر : | 1386/7/15 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 28 |
| • قیمت : | 20000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | وزیری |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"كودكی، موها، ابروها و مژههایش سفید است. او زیاد در زیر آفتاب نمیرود زیرا در تصوراتش آفتاب مانند یك گلولهی برف او را آب میكند. بچههای كوچه او را در جوی پرآب میاندازند و او خود را قورباغهای در حال شنا تصور میكند. مادر او را در تشت پرآب میشوید، او ماهی میشود و با فرار از دست مادر موجب عصبانیت او میشود. او موهایش را كه در اثر خشك كردن با حوله سیخ شده است در آینه میبیند و با تصور این كه یك جوجهتیغی است پیش خواهرش میرود. آب موهایش را بر روی دفتر میریزد و خواهرش گریه میكند، در صورتی كه به گمان او احتمالا، خواهرش از تیغهایش ترسیده است. سپس با تصور یك توپ فوتبال در بغل پدر میپرد و سبب پاره شدن روزنامه میشود. سپس مثل هر شب، چون یك قناری به قفس میرود و به دلیل بیماری، دارو میخورد. او كه آرزو دارد به پیش جادوگرهای دیگر برود در نبود مادر از خانه بیرون میآید و در خیابان با یك ماشین یا به تصور خویش جادوگر آهنی تصادف میكند. وقتی در بیمارستان به هوش میآید با دیدن پرستاران و پزشكان سفیدپوش، همه را چون خود، جادوگر میداند. سپس پدرش را بر بالین خود میبیند و آرزو میكند یك دانهی برف شود؛ سفید مثل خودش، یك دانهی سفید و سبك برف كه هیچوقت آب نشود. در واقع میخواهد خودش باشد. نویسنده در این كتاب به بیان تخیلات و تصورات یك كودك زال میپردازد كه خود را جادوگر میداند." |
ارسال نظر شما