میرامار
میرامار/
| •پدید اورندگان : | نجیب محفوظ , رضا عامری , |
| •ناشر : | نی |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | ترجمه |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 1100 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-312-906-3 |
| • تاریخ نشر : | 1386/7/9 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | عربی |
| • تعداد صفحات : | 196 |
| • قیمت : | 24000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"پانسیونی در شهر اسكندریه، در مدت زمانی محدود، پذیرای عدهای با عقاید مختلف شخصی و سیاسی شده است. درست در همین زمان دختری روستایی به نام "زهره" وارد پانسیون شده و به عنوان خدمتكار مشغول كار میشود. افراد، جدای از عقاید متفاوتشان در جذابیت زهره با یكدیگر متفق القول بوده و در جلب توجه وی با یكدیگر رقابت دارند. در این میان یكی از مهمانان كه گویندهی رادیو و بسیار سرشناس است به مهمان دیگر "سرحان بحیری"، به شدت حسادت كرده و تنفر شدیدی از وی در خویش احساس میكند. بنابراین شبی به تعقیب وی پرداخته و در فرصتی كه او، خارج از شهر بر اثر مستی بر زمین میافتد، به وی حمله كرده و آنقدر او را گلد میزند تا احساس میكند مرده است، بنابراین رهایش كرده و به پانسیون بازمیگردد. صبح فردا خبر فوت سرحان بحیری در روزنامه به چاپ رسیده و تمام اهالی پانسیون را بهتزده میكند. حیرت همه زمانی به اوج خود میرسد كه كارمند رادیو از اتاق خویش بیرون آمده و با خونسردی تمام خود را قاتل بحیری معرفی كرده و ادامه میدهد كه قصد دارد خود را به پلیس معرفی كند. این درست در حالی اتفاق میافتد كه در روزنامه نوشته شده است سرحان بحیری دچار ورشكستگی مالی شده بود و چون احساس میكرد به آخر خط رسیده با بریدن رگهای دست خویش دست به انتحار زده است." |
ارسال نظر شما