و دیگر هیچ
و دیگر هیچ/
| •پدید اورندگان : | لطفالله شیرینزبان , ریحانه گلیكقرهتپه , |
| •ناشر : | زعیم |
| •سال نشر : | 1388 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 3000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 978-964-8551-73-0 |
| • تاریخ نشر : | 1388/7/5 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 72 |
| • قیمت : | 10000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | رقعی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"مجموعة حاضر، دربردارندة 13 داستان كوتاه با این عناوین است: آرزو؛ احیا؛ راه نجات؛ زائر؛ زندانی؛ سه آرزو؛ مبادی آداب؛ لقمة كوچك؛ آزادی؛ وسواس؛ همصحبت؛ و دیگر هیچ؛ و سیه كاسه. برای نمونه خلاصة داستان «و دیگر هیچ» از این قرار است: فردی تنها و فقیر به گمان این كه شب تمام شده به بیرون آلونك خود میرود، به امید این كه كاری پیدا كند، ماشینی به او برخورد كرده و او را به داخل جوی آب پرتاب میكند. مرد زخمی شده و پاهایش از دو جا میشكند. خون جاری میشود و مرد را خوابی سنگین فرا میگیرد؛ اما نمیخوابد و به زخمت خود را از جوی آب بیرون میكشد. زن و مردی او را میبینند و زن اصرار دارد كه به او كمك كند؛ ولی شوهرش او را به زور جدا كرده و كمی دورتر به آمبولانس خبر میدهند. آمبولانس میرسد و هركس كه او را میبیند، تهمتهایی به او میزند. او به بیمارستان برده میشود و در رویایش، كودكی را میبیند كه در كنار حوض مشغول بازی است. او نگران كودك است و میترسد كه به داخل حوض بیفتد. خود را روی تخت بیمارستان میبیند كه نمیتواند به او كمك كند. سرانجام كودك به حوض میافتد و او نیز لرزش مرگ را احساس میكند." |
ارسال نظر شما