هفت كفترون
هفت كفترون/
| •پدید اورندگان : | ابراهیم رها , نوید شریفی , |
| •ناشر : | نشر شهر |
| •سال نشر : | 1386 |
| • نوع کتاب : | تالیف |
| • رده سنی : | 0 |
| • تیراژ : | 50000 |
| • نوع جلد : | شومیز |
| • شابک : | 964-2657-05-8 |
| • تاریخ نشر : | 1386/2/9 |
| • محل نشر : | تهران |
| • زبان : | فارسی |
| • زبان اصلی : | |
| • تعداد صفحات : | 52 |
| • قیمت : | 1000 |
| • نوبت چاپ : | 1 |
| • قطع : | خشتی |
| • شماره جلد : | 0 |
| • چکیده : | ,"این كتابچه مشتمل است بر 11 حكایت كه برای مسافرین مترو در نظر گرفته شده است. عناوین حكایات بدینقرار است: "روباه و خروس"، "ماهی سیاه كوچولو"، "غول چراغ جادو"، "مهمان ناخوانده"، "حسن كچل"، "چهل و هشت ساعت خواب و بیداری"، "شاگرد آهنگر"، "موش و گربه"، "كچل كفترباز" و "بز زنگولهپا". برای نمونه: در حكایت "چهل و هشت ساعت خواب و بیداری" آمده است: در یك مغازه اسباببازی فروشی یك عروسك بزرگ و قشنگ وجود داشت. پسربچهی فقیری، به مدت سه ماه و نیم هر روز مقابل شیشهی مغازه میایستاد و عروسك را نگاه میكرد. روزی پولداری با پدرش داخل مغازه رفتند و همان عروسك را خریدند. پسر فقیر وقتی فروختن عروسك را دید خیلی ناراحت شد. او به خانه رفت، یك كاغذ و قلم برداشت و تمام غصههایش را در قالب یك نامه خطاب به دوستانش (الدوز و یاشار) چنین نوشت: "یك پسری كه شبیه خواهر سیندرلا بود با پدرش كه شبیه آقای بامبل بود آمدند و عروسك را خریدند. همهچیز تمام شد. من سه ماه و نیم بود كه آدامس میفروختم و شیشهی ماشین پاك میكردم. تمام پولم را جمع كرده بودم و به اندازهی شش تا آدامس و دو تا شیشه، پول كم داشتم كه عروسك بخرم. اما نشد، حالا دیگر من آدم بیعروسكی هستم"." |
ارسال نظر شما