خلاصه تفسیر آیه ۲۸ سوره فتح | استاد میرباقری

تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)

خداوند چند بار در قرآن از جمله در آیه ۲۸ سوره فتح وعده قطعی داده است که پیامبر اکرم را بر تمامی ادیان پیروز گرداند؛ وعده‌ای که کمال آن در عصر ظهور محقق خواهد شد. نقش مجاهدت‌های دوران غیبت در رسیدن به این فتح قریب چیست؟ پاسخ را در ادامه در تفسیر آیت‌الله میرباقری دنبال کنید.
چهارشنبه، 27 خرداد 1405
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سید محمد کاظم میرباقری
موارد بیشتر برای شما
تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
«بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء

آنچه در ادامه می‌خوانید، چکیدهای از مباحث تفسیری آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری درباره سوره مبارکه فتح است که در چهارده مقاله تنظیم شده‌اند. اینک مقاله سیزدهم پیش روی شما است که ویژه تفسیر آیه ۲۸ سوره فتح می‌باشد.

از شاخصه‌های بارز رویکرد تفسیری ایشان، کاوش در پیوند لایه‌های معنایی آیات است؛ به گونه‌ای که با یاری گرفتن از روایات اهل‌بیت (ع)، نسبت میان معنای ظاهری و باطنی آیات را روشن می‌سازند. همین نگاه، باعث شده بسیاری از برداشت‌های ایشان، بدیع و برای مخاطب تازه باشد.

در این مجموعه، کوشیده‌ایم برجسته‌ترین محورهای بیانات استاد را برگزینیم و در مواردی، با ارائه نمونه‌ها یا نکات تکمیلی، خوانش بهتری از مطالب فراهم آوریم. با این همه، تلاش ما آن بوده که پیکره اصلی مفاهیم، بر اساس گفتار ایشان، عیناً حفظ شود.

نهایتاً اینکه، امیدواریم این گفتار برای شما گره‌گشا و الهام‌بخش باشد.

شما می‌توانید مقالات قبلی را از طریق آدرس زیر مطالعه بفرمایید:
مقاله اول: تفسیر سوره فتح (آیه ۱)
مقاله دوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲ تا ۴)
مقاله سوم: تفسیر سوره فتح (آیات ۵ تا ۷)
مقاله چهارم: تفسیر سوره فتح (آیات ۸ و ۹)
مقاله پنجم: تفسیر سوره فتح (آیه ۱۰)
مقاله ششم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۱ و ۱۲)
مقاله هفتم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۳ تا ۱۵) 
مقاله هشتم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۶ و ۱۷)
مقله نهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۱۸ تا ۲۱)
مقاله دهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۲ و ۲۳)
مقاله یازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۴ و ۲۵)
مقاله دوازدهم: تفسیر سوره فتح (آیات ۲۶ و ۲۷)

همچنین می‌توانید ادامه مباحث را در مقاله بعدی که آخرین مقاله تفسیر سوره فتح است از طریق آدرس زیر مطالعه بفرمایید:
مقاله چهاردهم: تفسیر سوره فتح (آیه ۲۹)

نمای کلی
تفسیر آیه ۲۸ سوره مبارکه فتح
الف – وعده الهی برای اتمام نور و پیروزی دین حق بر همه ادیان
ب- جریان مخالف: کافران و مشرکان
ج – جریان ایذاء انبیاء در سوره صف
۱- هشدار به مومنان
۲- داستان ایذاء انبیا در امت‌های پیشین
۳- نتیجه‌گیری
د- راه نجات مؤمنان در برابر کافران و مشرکان

مروری بر مباحث پیشین
داستان سوره فتح، روایت گشوده شدن بن‌بست‌های دشوار تاریخ از طریق طراحی راهبردی الهی است. در سال ششم هجری، پیامبر اکرم (ص) در پی یک رؤیای وحیانی، به همراه مؤمنان راهی مکه شدند؛ برای انجام اعمال حج و بدون هیچ سلاحی. این نکته اول برای امتحان امت پیامبر بود. رفتن به سوی دشمنی که نزدیک به بیست سال برای نابودی پیامبر و اصحابش از هیچ تلاشی فروگذار نکرده، آن هم بدون برداشتن سلاح و لشکر جنگی معنایی جز خودکشی ندارد. از این رو بسیاری از مسلمانان با بهانه‌های مختلف از این اقدام تفره رفتند.
 
سرانجام پیامبر در منطقه‌ای به نام «حدیبیه» قبل از مکه با ممانعت مشرکان روبرو شدند. پیامبر بر خلاف انتظار بدون ایجاد درگیری، قراردادی را با آنها امضا کردند و این خود دومین فتنه و آزمایش برای مؤمنان بود؛ چرا که آنها انتظار داشتند بر اساس رویای پیامبر وارد مکه شوند. اما در واقع، این واقعه نقطه آغازین فروپاشی هیبت پوشالی مشرکان و تغییر موازنه قدرت در جهان بود که شرح آن گذشت. پیمان جانانه یاران در زیر سایه آن درخت مبارک، چنان آرامش ملکوتی و اقتداری در جبهه حق ایجاد کرد که مسیر فتوحات بزرگ بعدی، از فتح خیبر تا جهانی شدن اسلام در عصر ظهور، هموار شد.
 
در آیات پیشین، این نقشه‌راهِ تمدنی به صورت گام‌به‌گام تبیین شده است:
آیه ۱: تعریف «فتح مبین» به عنوان جریانی مستمر که از حدیبیه آغاز و به جهانی شدن اسلام ختم می‌شود.
آیات ۲ تا ۴: بیان هدایای ویژه الهی و نقش کلیدی «سکینه» در ثبات قدمِ مؤمنان در طوفان حوادث.
آیات ۵ تا ۷: تشریح ضرورت ابتلائات سنگین برای غربالگری و جدا کردن صفِ صادقان از سوءظن‌داران.
آیات ۸ تا ۱۰: تبیین مقام شهودِ پیامبر و حقیقتِ ملکوتیِ بیعت به عنوان پیوند با قدرت بی‌انتهای پروردگار.
آیات ۱۱ تا ۱۷: افشای نیتِ واقعی جاماندگان و تبیین تفاوتِ بهانه‌جویی‌های مادی با توبه واقعی در میدان عمل.
آیات ۱۸ تا ۲۱: ثمرات رضایتِ الهی از وفادارانِ بیعت رضوان، شامل آرامش قلبی و پاداشِ فتحِ خیبر.
آیات ۲۲ تا ۲۵: تأکید بر شکست‌ناپذیری جبهه حق و حکمتِ حفظِ جانِ مؤمنانِ پنهان در مکه از طریق سنتِ «تزایل».
آیات ۲۶ و ۲۷: تقابلِ میانِ تعصبِ کورِ دشمن و آرامشِ آگاهانه مؤمنان و تحققِ قطعیِ وعده ورود به مسجدالحرام.
 
برای درک عمیق‌تر هر یک از این مفاهیم می‌توانید به مقالات قبلی این مجموعه مراجعه کنید. اکنون در آیه بیست‌وهشتم، به بررسی وعده تخلف‌ناپذیر پروردگار برای جهانی شدن اسلام و اتمامِ نورِ ولایت در عصر ظهور پرداخته می‌شود


تفسیر آیه ۲۸ سوره فتح
«هُوَ الَّذی أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَکَفىٰ بِاللَّهِ شَهیدًا»
او کسی است که پیامبرش را همراه با هدایت و دین حقّ فرستاد، تا آن را بر همه دین‌ها پیروز کند و کافی است که خداوند گواه [این] باشد.
 

الف – وعده الهی برای اتمام نور و پیروزی دین حق بر همه ادیان

خدای متعال در سوره مبارکه فتح، بعد از گفتگو از فتح نبی اکرم و فراز و فرودهای آن، یک وعده کلی می‌دهد. می‌فرماید او است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند و این که خدای متعال شاهد و ناظر بر این امر است برای تحقق آن کافی است.
 
این آیه از غرر آیاتی است که بر همه مراحل اظهار دین، به ویژه بر ظهور وجود مقدس امام زمان علیه‌السلام تطبیق شده است. اصلاً یکی از معانی ظهور همین است: اظهار دین نبی اکرم به صورتی که پرده‌ها کنار می‌رود و حقیقت از عالم غیب آشکار می‌شود. غیبت طولانی نیز مقدمه همین ظهور است. در واقع غیبت یکی از مراحل رشد امت است؛ مؤمنین در ایام غیبت با حوادثی روبرو می‌شوند و با فتنه‌های مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنند و با گذر از دل این ابتلائات رشد می‌کنند و آماده عصر ظهور می‌شوند، برای همین در روایات فرموده‌اند:
 
«إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَان‏»
قطعا مردم غیبت امام زمان (عج) که قائل به امامت او و منتظر ظهورش هستند، برتر از مردم هر زمانی هستند.
 
مردم دوران غیبت سرآمد همه مردم هستند، حتی مردمی که کنار خود ائمه بودند. چرا؟ خود امام زین العابدین (ع) در ادامه حدیث پاسخ آن را داده‌اند:
 
«لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَة» (کمال الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص: 320)
برای آن که خدای تبارک و تعالی به آنها عقل و فهم و معرفتی داده که غیبت امام برایشان به منزله مشاهده شده است.
 
یعنی بهره‌ای که در مشاهده امام می‌برند، در غیبت هم می‌برند و این تفاوت برداشته می‌شود. در واقع مومنین با عبور از صافی‌های دوران غیبت، آماده می‌شوند که در عصر ظهور با حقیقت ولایت اهل‌بیت (ع) مواجه شوند، نه فقط رویت ظاهری.
 
تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
 

ب- جریان مخالف: کافران و مشرکان

در دو جای دیگر قرآن (سوره توبه و سوره صف)، همین مضمون با تعبیر دیگری آمده است که اگر به آن توجه کنیم معنای آیه ۲۸ برای ما بیشتر روشن می‌شود؛ در سوره صف چنین می‌فرماید:
 
«یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللَّهِ بِأَفواهِهِم وَاللَّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَلَو کَرِهَ الکافِرونَ *‏ هُوَ الَّذی أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَ» (سوره صف، آیات ۸ و ۹)
آنان تصمیم دارند که نور خدا را با دهان‌های خود خاموش کنند، در حالی که خداوند کامل کننده نور خویش است، هر چند کافران خوش نداشته باشند. (۸) اوست که پیامبرش را همراه با هدایت و دین راستین [به سوی مردم] فرستاد تا آن را بر هر چه دین است، غالب سازد، گر چه مشرکان آن را خوش نداشته باشند.
 
نکات مهمی از این آیات به دست می‌آید که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
 
نکته اول: یک جریانی وجود دارد که خوش ندارد که نور خدا در عالم فراگیر شود: «وَلَو کَرِهَ الکافِرونَ / وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَ»؛ این اکراه صرفا به معنای یک ناخوشایندی درونی نیست، بلکه به معنای اقدام کردن علیه طرح خدای متعال است همچنان که در ابتدای آیه نیز به آن اشاره می‌کند و می‌فرماید آنها می‌خواهند نور الهی را با دهان‌های خود خاموش کنند، یعنی نقشه می‌کشند و دائم در حال فعالیت علیه دین خدا هستند.
 
کافران و مشرکان اساساً نمی‌خواهند حقیقت آشکار شود، آنها دوست ندارند دین حق فراگیر شود و دوست دارند دین خودشان را فراگیر کنند تا بتوانند بر مردم تسلط داشته باشند؛ از منظر قرآن ما هم دین حق داریم و هم ادیان باطل، همچنان که در سوره کافرون به آن اشاره شده و یا درباره آیین فرعونیان کلمه دین در قرآن به کار رفته است.
 
مشرک یعنی کسی که در کنار ولایت معصوم، ولایت دیگری قرار می‌دهد. در روایت ذیل آیه سوره کهف آمده است: «وَ لَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» یعنی ولایت غیر آل محمد را نپذیرد. شرک در ولایت، شرک در عبادت و شرک در توحید است که باید در بحث جداگانه‌ای به آن پرداخته شود.
 
نکته دوم: روایاتی که ذیل این آیه است توضیح داده‌اند که این نوری که اینها می‌خواهند خاموش کنند، همان ولایت الهی که در معصومین علیهم‌السلام محقق می‌شود. این نکته را بارها توضیح داده‌ایم که دین ظاهرش همان احکام، شرایع، اعتقادات و اخلاق است، و باطنش ولایت الله و ولایت معصومین است. سرّ آن نیز مقام الوهیت حضرت حق است که از طریق ولایت در عالم جاری می‌شود. بنابراین، آن نوری که خدای متعال کامل می‌کند، همین ولایت است. این همان چراغی است که خدا در عالم نازل کرده و روشن کرده است. آنها می‌خواهند دین خدا نباشد، این نور نباشد؛ اما خدای متعال این نور را در مرحله «تمام» اظهار می‌کند.
 
خدای متعال اتمام آن را با امام زمان علیه‌السلام اعلام می‌کند. مرحله ظهور، همان مرحله اتمام حقیقت این نور به وجود مقدس حضرت بقیه الله است.
 
نکته سوم: اراده الهی مستقل از همراهی ما است. در این آیات می‌فرماید خدای متعال نورش را به اتمام می‌رساند، اینجا اراده الهی بر این امر تعلق گرفته و وابسته به مشارکت و همراهی ما نیست. خدا این کار را محقق خواهد کرد و اگر در این راه در طرح خدای متعال شرکت نکنیم، ضرری به خدای متعال نمی‌رسد، این ما هستیم که از قافله جا می‌مانیم.
 
درست مانند ظهر عاشورا، امام حسین بیعت را از همگان برداشت و عده‌ای هم که نشانه‌های شکست ظاهری امام را دیدند از کنار او رفتند، اگر همه یاران حضرت هم می‌رفتند، باز امام حسین (ع) همین عاشورا را رقم می‌زد و امروز هم تغییری از این جهت ایجاد نمی‌شد. این امام است که با خون خود چراغ هدایت را روشن می‌کند و اگر همه هم از کنار او بروند در این موضوع اثری نخواهد گذاشت؛ این اصحاب بودند که با پیوستن به امام حسین (ع) خود را جاودانه کردند و به مقاماتی رسیدند که تمام شهدا و صلحا در عالم به حال آنها غبطه می‌خورند.
 
تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
 

ج – جریان ایذاء انبیاء در سوره صف

در این آیات از سوره صف دو مفهوم مشرک و کافر به کار رفته که ممکن است هر دو ناظر به یک گروه باشد، یعنی یک گروه هستند که از یک منظر کافر هستند و از یک منظر دیگر مشرک هستند. برای این که روشن شود این افراد چه کسانی هستند که به مقابله با دین خدا می‌ایستند، باید سوره صف را از ابتدای آن خواند به معانی آن دقت کرد؛
 
سوره مبارکه صف با این آیه شروع می‌شود:
 
«سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَما فِی الأَرضِ وَهُوَ العَزیزُ الحَکیمُ»
 
یعنی هر چه در آسمان‌ها و زمین است، خدا را تسبیح می‌گویند؛ و او عزیز و حکیم است. عزیز یعنی نفوذناپذیر، یعنی خدای متعال تحت سلطه و نظارت هیچ کس نیست. او خودش عزیز است و طرح، فقط طرح خود او است. او هم عزیز است و هم حکیم. عزیز بودنش یعنی هیچ‌کس روی او تأثیر نمی‌گذارد. حکیم بودنش یعنی کارهایش کاملاً حساب‌شده و درست است.  اگر برنامه‌ای برای عالم داشته باشد، یا دین و پیامبری بفرستد، این کار را از روی عزت و حکمت خودش انجام می‌دهد. هیچ کس دیگری این نقشه را نکشیده است. همه چیز از خود او است و طرحش کاملاً حکیمانه است. با این آیه مطلب مهم بعدی خطاب به مؤمنین مطرح می‌شود.
 

۱- هشدار به مومنان

خدای متعال هشدار می‌دهد:
 
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ * کَبُرَ مَقتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقولوا ما لا تَفعَلونَ»
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا چیزی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که چیزی را بگویید که عمل نمی‌کنید.
 
ایمان تمامش عمل است. حرف زدن و دفاع کردن فقط با زبان نیست؛ ادعای بدون عمل خشم الهی را برمی‌انگیزد. سپس می‌فرماید:
 
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوصٌ»
خداوند کسانی را دوست دارد که صف‌بسته در راه او پیکار می‌کنند، چنان‌که گویی بنایی بسیار مستحکم از سرب هستند.
 
همان طور که مشاهده می‌کنید این آیات ناظر به امت اسلامی است و از مؤمنین می‌خواهد که در راه خدای متعال و طرح و تدبیر او اقدام کنند و به خدا و رسول ایمان واقعی بیاورند.
 

۲- داستان ایذاء انبیا در امت‌های پیشین

خداوند برای این که مؤمنین را بیشتر تنبه دهد به ماجرای اصحاب حضرت موسی  و حضرت عیسی و اذیت و آزارهای آنها اشاره می‌کند:
 
«وَإِذ قالَ موسىٰ لِقَومِهِ یا قَومِ لِمَ تُؤذونَنی وَقَد تَعلَمونَ أَنّی رَسولُ اللَّهِ إِلَیکُم فَلَمّا زاغوا أَزاغَ اللَّهُ قُلوبَهُم وَاللَّهُ لا یَهدِی القَومَ الفاسِقینَ»
و [یاد کن‌] آن‌گاه که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! چرا آزارم می‌دهید؟ با این که می‌دانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم.» پس چون [از حقّ] منحرف شدند، خداوند دل‌های آنها را منحرف ساخت و خداوند مردم نافرمانِ بدکار را هدایت نمی‌کند.
 
حضرت موسی (ع) به قوم خود می‌فرمود چرا مرا اذیت می‌کنید در حالی که می‌دانید من فرستاده خدا هستم؟ می‌دانید برنامه‌ای که دارم از سوی خدای متعال است، چرا مرا همراهی نمی‌کنید. اگر همراهی نمی‌کنید چرا مانع‌تراشی می‌کنید و مرا آزار و اذیت می‌کنید؟!
 
این نشان می‌دهد جریانی در میان بنی‌اسرائیل کارشان مانع‌تراشی و ایذاء الرسول بوده است. همین عبارت «وَاللَّهُ لا یَهدِی القَومَ الفاسِقینَ» که در اینجا ناظر به منافقان امت حضرت موسی به کار رفته است، درباره منافقان امت رسول الله (ص) نیز در سوره توبه به کار رفته است که خود قابل توجه و قابل تأمل است.
 
خدای متعال قوم فاسق را هم در آیات مختلف معرفی کرده است که مهمترین ویژگی آنها نقض عهد است:
 
«وَالَّذینَ یَنقُضونَ عَهدَ اللَّهِ مِن بَعدِ میثاقِهِ وَیَقطَعونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یوصَلَ وَیُفسِدونَ فِی الأَرضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعنَةُ وَلَهُم سوءُ الدّارِ» (سوره رعد، آیه ۲۵)
کسانی که پیمان خدا را پس از محکم‌بستن، می‌شکنند و آنچه را خداوند به پیوندِ آن فرمان داده، قطع می‌کنند و در زمین فساد می‌نمایند، آنانند که برایشان لعنت است و برایشان بدمنزلی است.
 
این آیه سه ویژگی مهم منافقان در امت انبیاء را بیان می‌کند و در نهایت هم آنها را مورد لعن قرار می‌دهد، این سه ویژگی عبارتند از:
۱- خدای متعال با آنها اتمام حجت‌هایی کرده و عهد و میثاق‌های محکمی از آنها گرفته تا در مسیر رسولان الهی خطا نکنند، اما آنها این عهدها را زیر پا می‌گذارند.
۲- خداوند اولیاء از خود را در میان مردم قرار داده و امر کرده تا مردم همگی خود را به آنها متصل کنند. این منافقان رشته‌های وصل مردم به خدا را که امامان معصوم هستند را قطع می‌کنند و در واقع راه ارتباط امت با خدا را می‌برند.
۳- آنها بعد از دو اقدام قبلی، بر مردم سلطه پیدا کرده و امور دنیا و آخرت مردم را دست می‌گیرند و چون برای این امر مهم ساخته نشده‌اند و خداوند علم و حکمت این کار را به آنها نداده، در دنیا فساد ایجاد می‌کنند.
 
پس امت‌های گذشته مانند حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) نیز گرفتار منافقانی بودند که همواره اذیت و آزار برای راه رسالت داشتند؛ یک نمونه از اذیت‌های حضرت موسی در داستان قارون بیان شده است؛ او شخص ثروتمندی بود که با حضرت موسی همراه نمی‌شد و به دربار فرعون هم رفت و آمد داشته است، حاضر نبود از حضرت موسی حمایت کند با این که از بنی‌اسرائیل بود؛  او با تکیه بر ثروتش در برابر حضرت موسی ایستاده بود و عده‌ای ساده‌لوح می‌گفتند کاش ما هم مثل قارون ثروتمند بودیم: «یَا لَیْتَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ». اما علمای قوم می‌گفتند چیزی که خدا برای مؤمنین در نظر گرفته بهتر است: «ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ».
 
این یک نمونه از ایذاء است. حالا در میان اصحاب حضرت موسی (ع) از این افراد کم نیستند؛ آنها با تکیه به جایگاه‌های اجتماعی و منصب‌هایی که داشتند، دائم در برابر اقدامات حضرت موسی کار شکنی می‌کردند. برای مثال حضرت به آنها می‌فرمود وارد سرزمین مقدس شوید، آنها بهانه می‌آورند و اقدام نمی‌کردند و یا پیشنهاد دیگری را مطرح می‌کردند.
 
از مهمترین مصداق‌های ایذاء الرسول همین است، یعنی پیامبر را در طرح و برنامه الهی و امر رسالت، یاری نکردن و راه او را نرفتن و به جامعه راه جایگزین ارائه دادن.
 
ماجرای امروز ما نیز همین است، عده‌ای مردم را تحریک می‌کنند و در مقابل تمدن‌های مادی تحقیر می‌کنند و می‌گویند: ببینید فلان کشور چه کرده، ما چه کرده‌ایم؟!
 
آنها چند کار می‌کنند، پیشرفت‌های کشورها دیگر را بزرگنمایی و مشکلاتشان را نادیده‌انگاری می‌کنند و در نقطه مقابل پیشرفت‌ها و خدمات ملت خود را می‌پوشانند و مشکلات را بزرگنمایی می‌کنند.
 
ما باید به این دست از افراد بگوییم، اولا نگاه شما ناقص و دارای اشکال است و ثانیاً ملت ما در برابر ظلم ایستاده و می‌خواهد به سمت ظهور حرکت کند و تمدن مادی می‌خواهد در برابر ظهور و آرامان انبیاء بایستند و عالم را به ظلمات ببرد، چرا از این منظر به ملت ایران نگاه نمی‌کنید. ملت ما با ایستادگی و جهاد در راه خدا به چنین پیشرفت‌هایی رسیده که موجب حیرت انسان‌های منصف هم شده است.
 

۳- نتیجه‌گیری

در ادامه آیات سوره صف همین مضامین درباره حضرت عیسی نیز مطرح می‌شود؛ سوره صف با یک نقد به فعل منافقانه مسلمانان آغاز می‌شود و بعد به منافقان در دل امت حضرت موسی و عیسی اشاره می‌کند و این اعمال منافقانه را در آیه ۷ سوره مصداق بدترین ظلم می‌شمارد و بعد وارد آیات مورد بحث می‌شود که بحث اتمام نور الهی و فراگیری دین حق می‌باشد.
 
بنابراین روشن می‌شود که یک جریان شرک و کفری از زمان انبیاء گذشته وجود داشته که می‌خواستند مانع نور الهی و فراگیر آن در عالم بشوند، این جریان شرک و کفر هم در خارج و هم در داخل امت‌های مؤمن ریشه داشته است یعنی شامل کفار و منافقان می‌شود؛ پس بحث یک نفر و دو نفر نیست، یک جریان است، جریان فسق و ظلم و کفر و شرک است که در این آیات به آن اشاره کرده و تمام اراده‌شان این است که دین خدا را خاموش کنند.
 

د- راه نجات مؤمنان در برابر کافران و مشرکان

خدای متعال بعد از بیان دشمنی‌های پیچیده و هماهنگ کفار و منافقان علیه دین خدا چنین می‌فرماید:
 
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا هَل أَدُلُّکُم عَلىٰ تِجارَةٍ تُنجیکُم مِن عَذابٍ أَلیمٍ» (سوره صف، آیه ۱۰)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که از عذابی دردناک نجاتتان دهد؟
 
یعنی این دشمنی‌ها علیه دین خدا به قدری سخت و پیچیده است که اگر شما مؤمنین یک راه نجات روشن نداشته باشید، گرفتار فتنه‌هایی که برپا می‌کنند خواهید شد و آنها شما را جهنمی خواهند کرد؛ در واقع خود این جریان عذاب جهنم است و در روایات هم هست که منشاء اصلی عذاب اهل جهنم اولیاء طاغوت هستند. با توجه به این نکته آیا می‌خواهید شما را به یک تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب نجات دهد؟! در آیه بعد راه نجات را بیان می‌فرماید:
 
«تُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَرَسولِهِ وَتُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَموالِکُم وَأَنفُسِکُم ذٰلِکُم خَیرٌ لَکُم إِن کُنتُم تَعلَمونَ» (سوره صف، آیه ۱۱)
به خدا و پیامبرش ایمان آورید و با اموال و جان‌هایتان در راه خدا جهاد کنید که این برای شما بهتر است، اگر بدانید.
 
شما که ایمان آورده‌اید و تا اینجا کنار رسول الله بوده‌اید، باز هم به خدا و رسول ایمان بیاورید و او را باور کنید و بدانید راه نجات دست هیچ کسی دیگر نیست، طوری به او و رسالتش و راهی که جلوی پای شما می‌گذارد ایمان بیاورید که بتوانید با جان و مالتان در راه او جهاد کنید. اگر ما اهل این ایمان خاص و این مجاهده با جان و مال خود شدیم، از بند مستکبران عالم رها خواهیم شد و از عذاب اخروی نجات خواهیم یافت.
 
در آیه بعد خدای متعال از اثر این مجاهده سخن می‌گوید، این که شما اهل بهشت خواهید شد و از نعمت‌های آن بهره خواهید برد؛ در آیه بعدی نکته‌ای را بیان می‌دارد که پیوند این سوره را آیه ۲۸ سوره فتح که محل بحث ما است بیشتر روشن می‌کند، خدای متعال می‌فرماید:
 
«وَأُخرىٰ تُحِبّونَها نَصرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتحٌ قَریبٌ وَبَشِّرِ المُؤمِنینَ» (سوره صف، آیه ۱۳)
و [نعمت‌های] دیگری که آن را دوست دارید، [به شما عطا می‌کند.] یاری و نصرت و پیروزیِ نزدیک از سوی خدا است و [ای پیامبر!] مؤمنان را بشارت بده!
 
اگر ما پای دین خدا بایستیم و مجاهده کنیم در این آیه وعده داده‌اند که به آن فتح قریب که همان ظهور امام زمان (عج) خواهیم رسید.
 
مؤمنانی که پیوسته برای عصر ظهور مجاهده می‌کنند از دو حال خارج نیستند؛ یا زنده هستند و ظهور را درک می‌کنند و یا از دنیا رفته‌اند. تکلیف آن کسانی که در راه خدا و رسیدن به عصر ظهور مجاهده کردند اما زنده نماندند تا ظهور را درک کنند چه می‌شود؟
 
در روایات آمده است که در هنگام ظهور حضرت، به مؤمنانی که از دنیا رفته‌اند خبر ظهور را می‌دهند و به آنها می‌گویند که خدای متعال امکان بازگشت شما به دنیا و بهره‌مندی از عصر ظهور را فراهم کرده است و انتخاب با خودتان است که دوباره زنده شوید و به دنیا بازگردید یا در همین جا بمانید. عده‌ای رجعت و عده‌ای ماندن را انتخاب می‌کنند.
 
از مجموع آیات و روایات مربوط به رجعت می‌توان این برداشت را داشت که کسانی که در راه خدای متعال و ظهور حضرت با مال و جان خود مجاهده کرده‌اند و از نظر روحی با دوره عصر ظهور پیوند قلبی در درون خود ایجاد کرده‌اند، تصمیم می‌گیرند که به دنیا بازگردند و در کنار حضرت آن بهره‌های خاص را ببرند. اما کسی که اهل مجاهده نبوده و تعلق قلبی به دوران ظهور نداشته‌اند، عافیت ماندن در بهشت برزخی را ترجیح می‌دهد و به دنیا باز نمی‌گردد.
 
تفسیر سوره فتح (آیه ۲۸)
 
در واقع این آیه وعده به کسانی است که برای عصر ظهور با جان و مال خود مجاهده کرده‌اند، آنها چه در هنگام ظهور زنده باشند و چه سال‌ها و قرن‌ها زودتر از دنیا رفته باشند، در عصر ظهور حاضر خواهند شد و از نور آن بهره خواهند برد.
 
همان طور که ملاحظه می‌فرمایید، سوره صف به نوعی یک شرح بود بر آیات آخر سوره فتح که در هر دو از اتمام نور الهی و رسیدن به فتح قریب که همان عصر ظهور است بحث شده است.

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.